naghmeirani
پسندها
58,369

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • دیشب باهات حرف زدم خیلی بهتر شدم تو خیلی خوبی گلم ........ دارم میگردم یه گل سفارشی برات بفرستم نغمه جان الان میفرستم ...
    بخونین جالبه:

    شناخت مزاج های مختلف در طب سنتی
    قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
    ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر نبود
    من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم
    هیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود
    یا رب این آینه حسن چه جوهر دارد
    که در او آه مرا قوت تاثیر نبود
    سر ز حسرت به در میکده‌ها برکردم
    چون شناسای تو در صومعه یک پیر نبود
    نازنینتر ز قدت در چمن ناز نرست
    خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود
    تا مگر همچو صبا باز به کوی تو رسم
    حاصلم دوش بجز ناله شبگیر نبود
    آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع
    جز فنای خودم از دست تو تدبیر نبود
    آیتی بود عذاب انده حافظ بی تو
    که بر هیچ کسش حاجت تفسیر نبود
    دختر و بهار

    دختر كنار پنجره تنها نشست و گفت
    اي دختر بهار حسد مي برم به تو
    عطر و گل و ترانه و سر مستي ترا
    با هر چه طالبي بخدا مي خرم ز تو
    بر شاخ نوجوان درختي شكوفه اي
    با ناز ميگشود دو چشمان بسته را
    ميشست كاكلي به لب آب تقره فام
    آن بالهاي نازك زيباي خسته را
    خورشيد خنده كرد و ز امواج خنده اش
    بر چهر روز روشني دلكشي دويد
    موجي سبك خزيد و نسيمي به گوش او
    رازي سرود و موج بنرمي از او رميد
    خنديد باغبان كه سرانجام شد بهار
    ديگر شكوفه كرده درختي كه كاشتم
    دختر شنيد و گفت چه حاصل از اين بهار
    اي بس بهارها كه بهاري نداشتم
    خورشيد تشنه كام در آن سوي آسمان
    گويي ميان مجمري از خون نشسته بود
    مي رفت روز و خيره در انديشه اي غريب
    دختر كنار پنجره محزون نشسته بود
    در انتظار خوابم و صد افسوس خوابم به چشم باز نميآيد
    اندوهگين و غمزده مي گويم شايد ز روي ناز نمي آيد
    چون سايه گشته خواب و نمي افتد در دامهاي روشن چشمانم
    مي خواند آن نهفته نامعلوم در ضربه هاي نبض پريشانم
    مغروق اين جواني معصوم مغروق لحظه هاي فراموشي
    مغروق اين سلام نوازشبار در بوسه و نگاه و همآغوشي
    مي خواهمش در اين شب تنهايي با ديدگان گمشده در ديدار
    با درد‚ درد ساكت زيبايي سرشار‚ از تمامي خود سرشار
    مي خواهمش كه بفشردم بر خويش بر خويش بفشرد من شيدا را
    بر هستيم به پيچد‚ پيچد سخت آن بازوان گرم و توانا را
    در لا بلاي گردن و موهايم گردش كند نسيم نفسهايش
    نوشد بنوشد كه بپيوندم با رود تلخ خويش به دريايش
    وحشي و داغ و پر عطش و لرزان چون شعله هاي سركش بازيگر
    در گيردم‚ به همهمه ي در گيرد خاكسترم بماند در بستر
    در آسمان روشن چشمانش بينم ستاره هاي تمنا را
    در بوسه هاي پر شررش جويم لذات آتشين هوسها را
    مي خواهمش دريغا‚ مي خواهم مي خواهمش به تيره به تنهايي
    مي خوانمش به گريه به بي تابي مي خوانمش به صبر‚ شكيبايي
    لب تشنه ميدود نگهم هر دم در حفره هاي شب‚ شب بي پايان
    او آن پرنده شايد مي گريد بر بام يك ستاره سرگردان
    بخنــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــد بیا تو!
    .
    .
    مشهور ترین عکس دنیای فیزیک و شیمی:smile:
    ممنونم ازت نغمه جان
    این یکی از زیباترین عکسایی بود که به دلم نشست
    امشب از آسمان ديده تو روي شعرم ستاره ميبارد
    در سكوت سپيد كاغذها پنجه هايم جرقه ميكارد
    شعر ديوانه تب آلودم شرمگين از شيار خواهشها
    پيكرش را دوباره مي سوزد عطش جاودان آتشها
    آري آغاز دوست داشتن است گرچه پايان راه ناپيداست
    من به پايان دگر نينديشم كه همين دوست داشتن زيباست
    از سياهي چرا حذر كردن شب پر از قطره هاي الماس است
    آنچه از شب به جاي مي ماند عطر سكر آور گل ياس است
    آه بگذار گم شوم در تو كس نيابد ز من نشانه من
    روح سوزان آه مرطوب من بوزد بر تن ترانه من
    آه بگذار زين دريچه باز خفته در پرنيان رويا ها
    با پر روشني سفر گيرم بگذرم از حصار دنياها
    داني از زندگي چه ميخواهم من تو باشم ‚ تو ‚ پاي تا سر تو
    زندگي گر هزار باره بود بار ديگر تو بار ديگر تو
    آنچه در من نهفته درياييست كي توان نهفتنم باشد
    با تو زين سهمگين طوفاني كاش ياراي گفتنم باشد
    بس كه لبريزم از تو مي خواهم بدوم در ميان صحراها
    سر بكوبم به سنگ كوهستان تن بكوبم به موج دريا ها
    بس كه لبريزم از تو مي خواهم چون غباري ز خود فرو ريزم
    زير پاي تو سر نهم آرام به سبك سايه تو آويزم
    آري آغاز دوست داشتن است گرچه پايان راه نا پيداست...
    خواهش ميكنم از كم سعادتي ماست
    چه كنيم تازگيا خيلي سرم شلوغه كمتر ميتونم بيام باشگاه
    تو هركار بكني بدون شك مفيد هست
    نغمه جان اینارو تقدیم کردم به خودت ........ من باید برم لالا ..... برا همه چی ممنون ...... چه لحظات خوبی بود امشب واقعا ..... میبینی فرق آدمارو ..... شبت خوش
    الهي شكر منم خوبم
    نه بابا همه زحمتاي تالار افتاده گردن تو
    دلت انگار بهاري شده رفتي پيشواز بهار
    چي شده امشب بازم شب زنده داري
    سلام خوبي نغمه جان
    ممنون از تبريكت ببخش دير جواب ميدم
    چطوري با زحمتاي ما حسابي افتادي توي زحمت
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا