MOΣIN
پسندها
4,582

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • تا دقایقی پیش یه نفر بودی.............:biggrin:رفتی بزرگترت رو آوردی:D
    گرچه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور........دور باد آفت دور فلک از جان وتنش
    من چکار به راه دیگران و در به در کردنشون دارم:biggrin:
    پشه.......ای خداااااااااااااااا:D
    ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که میبینم........کمین از گوشه ای کردست و تیر اندر کمان دارد
    حضرت حافظ
    زان يار دلنوازم شکريست با شکايت...گر نکته دان عشقي بشنو تو اين حکايت
    بي مزد بود و منت هر خدمتي که کردم...يا رب مباد کس را مخدوم بي عنايت
    رندان تشنه لب را آبي نمي دهد کس...گويي ولي شناسان رفتند از اين ولايت
    در زلف چون کمندش اي دل مپيچ کان جا...سرها بريده بيني بي جرم و بي جنايت
    چشمت به غمزه ما را خون خورد و مي پسندي...جانا روا نباشد خون ريز را حمايت
    در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود...از گوشه اي برون آي اي کوکب هدايت
    از هر طرف که رفتم جز وحشتم نيفزود...زنهار از اين بيابان وين راه بي نهايت
    اي آفتاب خوبان مي جوشد اندرونم...يک ساعتم بگنجان در سايه عنايت
    اين راه را نهايت صورت کجا توان بست...کش صد هزار منزل بيش است در بدايت
    هر چند بردي آبم روي از درت نتابم...جور از حبيب خوشتر کز مدعي رعايت
    عشقت رسد به فرياد ار خود به سان حافظ...قرآن ز بر بخواني در چارده روايت
    سلام
    آقا معین کارت دارم یه چند دقیقه وقت داری؟
    دارم میرم که از نو شم گلم نگو گه بی رحمی
    می خوام حرف بزنم رو راستو این حرفارو می فهمی
    واسه این که خیلی چیزا بمونه باید نباشه
    گاهی ماهی واسه موندن باید از اب جدا شه
    میدونم سخت جون میدم باور کن اینو فهمیدم
    ولی خسته شدم بس که دلم رنجید و خندیدم
    گاهی هم باید بمیری تا که یه زندگی نوشه
    بهتره گلی نباشه تا باغ گلا دروشه.............................................................:cry:
    اگه به پایمان بیفتی باز هم قبول نمیکنم..نیروی پاچه خواری مثل شمارو از کجا پیدا کنم..:D
    سلام..با استعفات موافقت نمیشه...:Dتو این وضعیت میخواین استعفا بدین..واقعا که:razz::D
    خواب ديدم خوابي از جنس بلور

    خواب گرداني كه مي رفت سوي نور

    باز بوي عشق بودو ياس بود

    باز خوابم سرخوش از احساس بود

    باز گويي دل هواي مكه داشت

    يك نفس در كربلاي فكه داشت

    رمل بودو عشق بودو ماسه بود

    بين ابروها رد قناسه بود

    خوابي از تخريبچي ها مست مست

    خواب گرداني كه خط را مي شكست

    خواب دوراني كه بودم در ستيز

    خواب ماندن در پس يك خاكريز

    خواب خيبر خواب خوب ناجي است

    هركه خيبر بود ياران حاجي است

    خواب ديدم خوابي از غوغاي دين

    يك نماز ساده در ميدان مين

    رمز يازهراي ياران سركش است

    هرنوت آوازشان يك تركش است

    هور بود وعشق در خون داشتيم

    تا سحر غوغاي مجنون داشتيم
    خواب ديدم خوابي از جنس بلور

    خواب گرداني كه مي رفت سوي نور

    باز بوي عشق بودو ياس بود

    باز خوابم سرخوش از احساس بود

    باز گويي دل هواي مكه داشت

    يك نفس در كربلاي فكه داشت

    رمل بودو عشق بودو ماسه بود

    بين ابروها رد قناسه بود

    خطي از پروزاهاي بي فرود



    خوابي از پرواز مرغان سوي دشت

    خوابي از غواسهاي فجر هشت

    هرشبي حمله شبي صاف ونجيب

    خط شكن مردان گردان حبيب

    يادباد آنروز سالك داشتيم

    مردي از گردان مالك داشتيم
    (اهان ببخشید معین نوشه بودم افشین شرمنده..:redface:)
    ترانه سرا یهنی شاعر دیگه نه؟
    مرسی زیبا بود ولی بازم ذکر منبع نکردین همون معین مقدم هست؟
    ممنون;)
    یادم باشه دیگه تو زمینه ادبیات نظر ندم:D سوتی میشه آخرش
    من از کل خواننده ها فقط داریوش و ابی رو میشناسم:surprised: اونم تازه چون بابام دوسشون داره همش تو ماشین مجبوریم گوش کنیم:D
    ببین اجیم چی میکشه از دست من:surprised:
    لینکشو دارین؟ یه خواننده دیگه هم اجیم برام لینکشو فرستاد اسمشو یادم رفته اونم میشناسم البته:D
    این متن قشنگ رو به مناسبت صیاد شیرازی گذاشتی؟
    من نمیشناسمشون ولی همین که اسمشونم بشنوم خوبه هرچند یادم نمیمونه‍!!
    کار هرکس نیست این دیوانگی ... پیله وا می ماند از پروانگی
    اینو خوب گفته بود:(
    راستی این شعر مال کی بود؟
    یادش بخیر هر وقت شیخ برام شعر میفرستاد میگفتم ذکر منبع:D..........:cry:
    عشق بود و جبهه بود وجنگ بود...عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
    هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد... مادری فرزند خود را هدیه کرد
    در شبی که اشکمان چون رود شد...یکنفر از بین ما مفقود شد
    آنکه که سر دارد به سامان می رسد...آنکه که جان دارد به جانان می رسد
    دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت...بی سر و جان تا لقاءالله رفت
    زندگیمان در مسیر تیر بود ...خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
    آنکه خود را مرد میدان فرض کرد...آمد از این نقطه طی الارض کرد
    هر که گِرد شعله چون پروانه است... پیکر صدپاره اش بر شانه است
    تن به خاک و بوی یاسش می رسد...بوی باروت از لباسش می رسد
    لاشه ی یک تانک بر پوتین دوست...هان ! چه می گویی ، شهید زنده اوست
    هم قطارانی که پشت سنگرند... استخوانها را به خانه می برند
    دشمن افکنهای بی نام و نشان...پوکه ی خونین شده تسبیحشان
    قطره بودن ، وانگهی دریا شدن .... از پلاکی گم شده پیدا شدن
    کار هرکس نیست این دیوانگی ... پیله وا می ماند از پروانگی
    عاشقی که تن برایش گور شد... دست از جان شست ، تا منصور شد
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا