وقتی آدم از عزیزتریناش ضربه می خوره و هر روز مجبوره باهاشون باشه
روزی صدبار می میره و زنده میشه
همین کارو کردم دارم می رم کار آموزی
ولی هنوز 3 4ماه دیگه باید با اینا زندگی کنم
این منو رنج میده
چاره ای هم ندارم
جایی هم ندارم
بدجور تحقیر شدم
بدجور خرد شدم
تا ساعت 10شب مغازه و فردا صبح از 6 تا...
22سالمه دانشجویم و پسر
پدرم دوتازن داره
بعد از ده سال ترک پدر
تازه برگشته ویک کار لوازم خانگی راه انداخته
که گویا از اول شروع کنیم
من بخاطر همین که دوباره سرمو بلند کنم
از بی شرمی که پدرم به بار اورده
مثل سگ کار کردم
درس خوندم
دوستامو و پژوهشای علمی رو بیخیال شدم
از خودم گذشتم تا خواهر و...