به دیدن تحمل آخرین برگ پاییزی نشسته ایم و در دل آرزوی بارش
اولین برف زمستان را داریم !در آخرین روزهای پاییز
آرزو میکنم غمهایت همچون برگها زرد شده
از دلت فرو ریزند تا با قدم هایت آنها را خرد کنی..
پیشاپیش یلدا مبارک
دلت تنگ ِ یک نفر هم که باشد
تمام تلاشت را هم که بکنی تا خوش بگذرد و لحظه ای فراموشش کنی
فایده ندارد ...
تو دلت تنگ است ...
دلت برای همان یک نفر تنگ است ...
تا نیاید ... تا نباشد
هیچ چیز درست نمی شود ...!!!
خسته ام از تظاهر به ایستادگی
از پنهان کردن زخم هایم
زور که نیست !
دیگر نمی توانم بی دلیل بخندم و
با لیخندی مسخره وانمود کنم همه چیز روبه راه است
اصلا دیگر نمی خواهم که بخندم
میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه دنیا ...!
چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی ...؟؟!
خسته ام ... از تو ... از خودم ... از همه زندگی ...
میخواهم بکشم کنار ! از تو ... از خودم ... از همه ی زندگی ...