eti68
پسندها
9,535

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • فصل پنجش دیگه داره میاد. گرفتم بهت میدم
    ولی عکسای وایبرت خوجکل ترن
    سال نویی آرایش کردی ، بزنم به تخته خوجکل موجکل شدی:cap:
    اون اسلوموشن دقیقا همون ترفندی بود که بعله رو ازت گرفتم خخخ :d
    خوشم میاد دقیقا دقت کردی بهشش خخخخخخ :biggrin:
    والا [img]
    [img]
    دیگه زیرش نزن مدارکشم موجوده خخخ [img]
    بعله رو بهم آخر گفتییییییییییییییییی خخخخخخخخ [img]
    اون دندنتونت رو برو درست کن آتی حیفه خنده ت رو خراب کرده
    ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﭼﻨﮕﻴﺰ ﻭ ﺩﺭﺑﺎﺭﻳﺎﻧﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻜﺎﺭ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ ﺭﻓﺘﻨﺪ .
    ﻫﻮﺍ ﺧﻴﻠﯽ ﮔﺮﻡ ﺑﻮﺩ ﻭﺗﺸﻨﮕﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﭼﻨﮕﻴﺰ ﻭ ﻳﺎﺭﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ .
    ﺑﻌﺪ ﺍﺯﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﺟﻮﻳﺒﺎﺭ ﻛﻮﭼﻜﯽ ﺩﻳﺪﻧﺪ .
    ﭼﻨﮕﻴﺰ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺷﻜﺎﺭﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﮔﺬﺍﺷﺖ،
    ﻭ ﺟﺎﻡ ﻃﻼﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻮﻳﺒﺎﺭ ﺯﺩ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺁﺏ ﺑﻨﻮﺷﺪ ،
    ﺍﻣﺎ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺑﻪ ﺟﺎﻡ ﺯﺩ ﻭ ﺁﺏ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﻳﺨﺖ .
    ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ ﻫﻢ ﻫﻤﻴﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩ،
    ﭼﻨﮕﻴﺰ ﺧﻴﻠﯽ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ ﻓﻜﺮ ﻛﺮﺩ ،
    ﺍﮔﺮ ﺟﻠﻮﯼ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺭﺍ ﻧﮕﻴﺮﻡ ،
    ﺩﺭﺑﺎﺭﻳﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮔﻔﺖ:
    ﭼﻨﮕﻴﺰ ﺟﻬﺎﻧﮕﺸﺎ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﭘﺲ ﯾﮏ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺑﺮﺁﻳﺪ ؛
    ﭘﺲ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﺎ ﺷﻤﺸﻴﺮ ﺑﻪ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺿﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﺯﺩ .
    ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﭼﻨﮕﻴﺰ ﻣﺴﻴﺮ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﻣﺎﺭﯼ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﻤﯽ ﺩﺭ ﺁﺏ ﻣﺮﺩﻩ ﻭ ﺁﺏ
    ﻣﺴﻤﻮﻡ ﺍﺳﺖ .
    ﺍﻭ ﺍﺯ ﻛﺸﺘﻦ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺘﺎﺛﺮ ﮔﺸﺖ .
    ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺍﯼ ﻃﻼﯾﯽ ﺍﺯ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺳﺎﺧﺖ ،
    ﺑﺮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﻟﻬﺎﻳﺶ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ :
    ﯾﮏ ﺩﻭﺳﺖ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎﺳﺖ ؛
    ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻛﺎﺭﻫﺎﻳﺶ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﻧﺠﺎﻧﺪ .
    ﺭﻭﯼ ﺑﺎﻝ ﺩﻳﮕﺮﺵ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ :
    ﻫﺮ ﻋﻤﻠﯽ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺧﺸﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺤﻜﻮﻡ ﺑﻪ ﺷﻜﺴﺖ ﺍﺳﺖ ...
    ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮐﻤﮏ ﮐﻦ ...
    ﺩﯾﺮﺗﺮ ﺑﺮﻧﺠﯿﻢ ،
    ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﺒﺨﺸﯿﻢ ،
    ﮐﻤﺘﺮ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﻨﯿﻢ ،
    ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻫﯿﻢ .
    نگاه همه به پرده سینما بود.
    (جشنواره فیلم های 10دقیقه ای بود به گمانم...)
    اکران فیلم شروع شد.
    شروع فیلم: تصویر سقف یک اتاق...
    دو دقیقه از فیلم گذشت
    سه ، چهار، پنج ...
    هشت دقیقه ی اول فیلم تنها تصویر سقف اتاق!
    صدای همه درآمد.
    اغلب حاضران سالن سینما را ترک کردند.
    ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایین
    و به یک معلول قطع نخاع خوابیده روی تخت رسید..

    جمله زیرنویس فیلم: این تنها 8 دقیقه از زندگی این انسان بود و شما طاقتش را نداشتید.

    خدایا شکرت
    سال نوی شما هم مبارک
    ایشاا.. تو سال جدید به عشقت برسی :D
    من میرم بخوابم شانس الان هم مهمون اومده خونه مون :confused:
    ببینم امشب چی میشه
    خوب بخوابی
    فعلا
    منم هم یه دوستی اینطوری داشتم هم داداش کوچکم اینطوریه :cry:
    یه زمانی بود باور کن 3 ساعت میخوابیدم کلا شبا
    عاشق سحر خیزی ام قبلا خیلی دیر از خواب بیدار میشدم اما از بعد خدمت به این ور متوجه شدم صبح زود بیدار شدند چقدر تو روحیه و زندگی آدم تاثیر مثبت داره.
    صبح ها که زود بیدار میشم به همه کارام میرسم و خیلی سرحال و خوشحالم اما اون موقع ها که دیر میخوابیدم فردا روزش انگار واسه م خیلی کوتاه تر و بی برکت تر و کسل کننده بود و نمی تونستم هیچ کاری کنم و حس نداشتم اصلا
    امروز چند تا مطلب در مورد بی خوابی خوندم و به این نتیجه رسیدم که باید یه ساعت خواب ثابت برای خوابیدن و بیدار شدن انتخاب کرد تا بدن به این ساعت عادت کنه و خوابیدن راحت تر بشه
    از این به بعد میخوام دقیقا این الگو رو رعایت کنم
    خاابم میاد ولی خاابم نمیبره.خخخ
    دقیقا منم همیشه این رو تکرار میکنم چه جالب خخ :biggrin:
    خوش به حال اونایی که زود خوابشون میبره خیلی خوش به حالشون :(
    منم دقیقا از خانمهایی که زیاد میخوابن خوشم نمیاد.
    از بیداری و پای کامیپوتر و نت :D
    خسته ام خوابم میاد اما دلم نمیاد برم بخوابم هرصبح که شبش دیر خوابیدم به خودم فحش میدم موقع بیدار شدن از خواب و به خودم لعنت میفرستم و قول میدم به خودم که امشب زود میخوابم اما شب که میشه همه ش یادم میره :D
    البته یه مدت اینجوری شدم.

    من که کلا یه کمی سرما بخورم یا فکرم مشغول بشه دیگه فاتحه خواب رو باید بخونم خیلی بدخوابم همیشه دیر خوابم میبره. توی خدمت که بودم اصن سر قضیه این خواب داغون شدم
    آره از لحاظ شخصیتی فقط ازش خوشم میاد :D
    اتی خوابم میاد ولی چشمام سیر نمیشه :D
    سرما خوردم دو شبه که نخوابیدم برم یه قرصی خواب آوری چیزی پیدا کنم بندازم تا بتونم بخوابم :( کلا مشکل خواب دارم من
    آدم درستی نبود ولی شخصیت خاص در عین حال طنزی داشت از شخصیتش خوشم میاد :D
    هرچند که هرچی باشه از رئیس جمهور خودمون بهتره :cool:
    آواتار اتی هرروز خوشگل تر از دیروز :w23:
    هی بهت میگم اتی اعصابت رو خرد نکن حرفمو گوش نمیکنی دیگه !
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا