الهی من اسیر بند شیطانم
الهی من صلاح خود نمیدانم
الهی من نفهمیدم خطا کردم
الهی من به نفس خود جفا کردم
الهی دورم از تو من گناهکارم
الهی من به دام غم گرفتارم
الهیتو بزرگی من حقیرهستم
تویی دریایرحمت من فقیرهستم
الهی من پشیمانم ز کار خود
ندارم جز تو یاری در کنار خود
الهی توبه...
«زیر باران»
ساده بودم،
تو نبودی،
باران بود.
در کوچه تنهایی،
زیر سایبان وحشت،
از خیس شدن،
فرار میکردم.
در انتهای کوچه،
تک درخت غربت!
صدایم کرد.
در جستجوی تو آن شب،
زیر باران،
بوی نمناک جدایی را!
از شاخه ،
درخت غربت چیدم.
باز هم ،
در پی ات ،
سرتاسرخیابان غم را ،
گشتم.
ساده بودم،
تو...
شعر مازنی تقدیم به شما
فرصت کنم برگردانش را هم تقدیم خواهم کرد
این ترانه دوصدایی سالهای دور توسط دو هنرمند مازنی آقای دنیوی و خانم مهتاب خونده شد
تلا ونگ بزو،فرو بورده شو،مه یار نمو
دل پر درده،بورده بورده،مه چش سـو
بسکه هارشیمه دراز...