دکتر مهدیه Jan 1, 1970 دل من گم شد و تو پنجره ها نیومدی گفته بودم واس خاطر خدا نیمدی ایشون نمیاد چشت برا نباشه دختر چش سفید
دکتر مهدیه Jan 1, 1970 بدم میاد ساناز از بارون شعری آفتابی رو ترجیح میدم ت ک دقیق تر نوشتی ولی اخرین بار اینی رو ک من نوشتم نوشتنننننن بعدشم من ی سوال فنی دارم چرا نمیتونم خودمو ادد کنم؟؟؟؟؟ اخه الان ک تو لیست دوستام نیستم نمتونم برا خودم پ ام بدم
بدم میاد ساناز از بارون شعری آفتابی رو ترجیح میدم ت ک دقیق تر نوشتی ولی اخرین بار اینی رو ک من نوشتم نوشتنننننن بعدشم من ی سوال فنی دارم چرا نمیتونم خودمو ادد کنم؟؟؟؟؟ اخه الان ک تو لیست دوستام نیستم نمتونم برا خودم پ ام بدم
sanaz_panel Jan 1, 1970 مهدیه از من بیترتر بود ادمین کجایی خو.من منتظر پیام توام.[IMG] فقط بیا تو پروفم بذار[IMG]
sanaz_panel Jan 1, 1970 دوستان عزیز سلام از لطف همگی ممنونم. لطفا برای امور مدیریتی به مدیر هر تالار مراجعه بفرمایید.بنده امکان پاسخگویی به درخواست همه کاربران رو ندارم. (کاش یه کلیدی بود وقتی می زدم این پیام اینجا درج می شد!)
دوستان عزیز سلام از لطف همگی ممنونم. لطفا برای امور مدیریتی به مدیر هر تالار مراجعه بفرمایید.بنده امکان پاسخگویی به درخواست همه کاربران رو ندارم. (کاش یه کلیدی بود وقتی می زدم این پیام اینجا درج می شد!)
دکتر مهدیه Jan 1, 1970 هوا بارونیه... بیـا زیر چتر خیالم... می رسونمت تا عشق... شاید این پاییز، پاییزی باشه برای شروع با هم بودن.
هوا بارونیه... بیـا زیر چتر خیالم... می رسونمت تا عشق... شاید این پاییز، پاییزی باشه برای شروع با هم بودن.
دکتر مهدیه Jan 1, 1970 دوستان عزیز سلام از لطف همگی ممنونم.. لطفا برای امور مدیریتی به مدیر هر تالار مراجعه بفرمایید. بنده امکان پاسخگویی به درخواست همه ی کاربران رو ندارم
دوستان عزیز سلام از لطف همگی ممنونم.. لطفا برای امور مدیریتی به مدیر هر تالار مراجعه بفرمایید. بنده امکان پاسخگویی به درخواست همه ی کاربران رو ندارم
دکتر مهدیه Jan 1, 1970 من خلاصـ ِه مے شوم در یـک کلام خلاصه ے تو من مے شوم منتظر .. منتظرتو! من پــُر بغض ِ نشکـسـتـ ِه ... بـے کینه ، پــُر صحبت ؛ تـشنـِه ے مـُحبـت من در این جـاا .. آرام و پــُر غوغـاا پــُر و خالے مےشوم از تو من در این جـاا منتظر توام!!! ساناز میخای ا این چیزا بنویس :دی ممکنه افاقه کنه
من خلاصـ ِه مے شوم در یـک کلام خلاصه ے تو من مے شوم منتظر .. منتظرتو! من پــُر بغض ِ نشکـسـتـ ِه ... بـے کینه ، پــُر صحبت ؛ تـشنـِه ے مـُحبـت من در این جـاا .. آرام و پــُر غوغـاا پــُر و خالے مےشوم از تو من در این جـاا منتظر توام!!! ساناز میخای ا این چیزا بنویس :دی ممکنه افاقه کنه
sanaz_panel Jan 1, 1970 هی وای شوخی شوخی با ادمین هم شوخی.نکن اینکارو اصرار نکن من از این کارا نمی کنم:D ولی حالا چون تویی باشه.اینم بخاطر تو
هی وای شوخی شوخی با ادمین هم شوخی.نکن اینکارو اصرار نکن من از این کارا نمی کنم:D ولی حالا چون تویی باشه.اینم بخاطر تو
دکتر مهدیه Jan 1, 1970 دوستان عزیز سلام از لطف همگی ممنونم لطفا برای امور مدیریتی به مدیر هر تالار مراجعه بفرمایید. بنده امکان پاسخگویی به درخواست همه ی کاربران رو ندارم
دوستان عزیز سلام از لطف همگی ممنونم لطفا برای امور مدیریتی به مدیر هر تالار مراجعه بفرمایید. بنده امکان پاسخگویی به درخواست همه ی کاربران رو ندارم
دکتر مهدیه Jan 1, 1970 دوستان عزیز سلام از لطف همگی ممنونم. لطفا برای امور مدیریتی به مدیر هر تالار مراجعه بفرمایید. بنده امکان پاسخگویی به درخواست همه ی کاربران رو ندارم.
دوستان عزیز سلام از لطف همگی ممنونم. لطفا برای امور مدیریتی به مدیر هر تالار مراجعه بفرمایید. بنده امکان پاسخگویی به درخواست همه ی کاربران رو ندارم.
دکتر مهدیه Jan 1, 1970 دوستان عزیز سلام از لطف همگی ممنونم. لطفا برای امور مدیریتی به مدیر هر تالار مراجعه بفرمایید. بنده امکان پاسخگویی به درخواست همه ی کاربران رو ندارم
دوستان عزیز سلام از لطف همگی ممنونم. لطفا برای امور مدیریتی به مدیر هر تالار مراجعه بفرمایید. بنده امکان پاسخگویی به درخواست همه ی کاربران رو ندارم
nafis... Jan 1, 1970 سیهلام خوش اومدی به پروفم،میگفتی یه گاوی، شتری، گوسفندی، مرغی، خروسی چیزی میکشتم:heart:
دکتر مهدیه Jan 1, 1970 بابا لنگ دراز عزیزم تمام دلخوشی دنیای من به این است که ندانی و دوستت بدارم! وقتی میفهمی و میرانی ام چیزی درون دلم فرو میریزد ... چیزی شبیه غرور! بابا لنگ دراز عزیزم لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم ... بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند ... نمیگذارم ... نمیخواهم ...! بابا لنگ درازِ من همین که هستی دوستت دارم ... حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم ...!
بابا لنگ دراز عزیزم تمام دلخوشی دنیای من به این است که ندانی و دوستت بدارم! وقتی میفهمی و میرانی ام چیزی درون دلم فرو میریزد ... چیزی شبیه غرور! بابا لنگ دراز عزیزم لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم ... بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند ... نمیگذارم ... نمیخواهم ...! بابا لنگ درازِ من همین که هستی دوستت دارم ... حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم ...!