دورت بگردم...
دیشب خدا را دیدم..
آن گوشه می گریست...من نیز گریستم.
هر دو دردمان یکی بود......آدمها
-------------------------------------------
دیدار دیشبم با او ارام و بیصدا گذشت
سحرگاه در گوشش خواندم
من تو را دارم
تو مرا
قلب کوچکم به تو امید دارد
قلبهایمان را یکی خواهیم
مردمان این شهر را در سکوت رها نخواهیم ساخت
ارام زیر لب مرا خواند
اهسته در اغوشش جایم داد
زیر لب گفت رهایت نخواهم کرد
رهایم نمی کنی؟
"ناتانائیل"
