وقتی تو نیستی
شادی کلام نامفهومی ست !
و " دوستت می دارم " رازی ست ،
که در میان حنجره ام دق میکند !
و مـــَـن چگونه بی تو نگیرد دلم ؟
اینجا که ساعت وآیینه و هوا ،
به تو معتادند
این روزها دقیقه هایم به تماشای عکس تو و صدایت میگذرند
که معصومانه ترین لبخند ها را به لب داری
و مرا با دیدار چشمان مهربانت که خیره مانده به نا کجا برده ای
و هر لحظه غمگین ترم میکنی
صدایت را نثارم کن که بهتر شوم
به خاطر مردم است که میگویم
گوش هایت را کمی نزدیک دهانم بیاور!
دنیا دارد از شعرهای عاشقانه تهی می شود
و مردم نمی دانند
چگونه می شود بی هیچ واژه ای
کسی را که این همه دور است
این همه دوست داشت...
سلام بهارجان...
ممنون بد نیستم، پس درگیر طرحت هستی...
شرمنده دیشب یه لحظه با گوشی آن شدم اما کاری پیش اومد نشد جواب بدم ببخشید...
عزیزمی این چه حرفیه خوبه که داری انجامش میدی دقیقه90 ی نباشی...
بابت عکس زیبات مرررررسی
اسمش را میگذاریم؛دوست مجازی اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته . .
خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ...
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش ...
نگرانش میشوم دلتنگش میشوم . . وقتی درصحبت هایم، به عنوان دوست یاد میشود مطمئن میشوم که حقیقی ست ...
هرچند کنارهم نباشیم هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم، من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم هرکجا که باشد دوست مجازى من، قلممم دوستت دارم
ای روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند....
اما...
من جلوی دهانش را میگیرم....وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد.....
این روزها من....
خدای سکوت شده ام.....
خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود....