دوستداران دکتر علی شریعتی بیان اینجا

MAHDI.VALVE

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
انسان به اندازه ای که به مرحله انسان بودن نزدیک می شود ، احساس تنهایی بیشتری می کند.
 

MAHDI.VALVE

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نمی دونم این نوشته دکترو چند بار نوشتم اما هر بار که میخونم لذت می برم.


دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،
دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…
این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!
باید آدمش پیدا شود!
باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!
سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج
کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!
فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…
شروع می‌کنی به خرج کردنشان!
توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی
توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند
توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد
در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد
برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک
چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟
بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!
سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…
اما بگذار به سن تو برسند!
بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند
غریب است دوست داشتن.
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن…
وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد …
و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛
به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.
تقصیر از ما نیست؛
تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند
از انسانها غمی به دل نگیر. زیرا خود غمگینند.با آنکه تنهایند از خود می گریزند زیرا به خود، به عشق خود وبه حقیقت خود شک دارند. پس دوستشان بداراگر چه دوستت نداشته باشند
 

MAHDI.VALVE

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ای کاش در آن لحظه که تقدیم تو شد هستی منمی سپردم که مراقب باش جنس این جام بلور استپراز عشق و غرور است .مبادا بازیچه شود .می شکند
 

mahsa.mahsa

عضو جدید
کاربر ممتاز
از انسانها غمی به دل نگیرزیرا خود نیز غمگینند!
زیرا با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند!
زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند.
پس دوستشان بدار حتی اگر دوستت نداشته باشند
 

shakibam

عضو جدید
کاربر ممتاز
درد من تنهایی نیست.مرگ ملتی است که گدایی را قناعت,بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب , این حماقت را حکمت خدا مینامند.دکتر شریعتی
 

aliparviz

عضو جدید
توهین دوباره پناهیان به دکتر علی شریعتی

توهین دوباره پناهیان به دکتر علی شریعتی

.
توهین دوباره پناهیان به دکتر علی شریعتی :

91-04-540.jpg
حجت الاسلام علیرضا پناهیان از خطیبهای مشهور پایتخت چند روز پیش در هیات شهدای گمنام تهران خاطره ذیل را نقل کرد.
.

به گزارش انتخاب به نقل از پارسینه؛ متن سخنرانی مذکور حجت الاسلام پناهیان بدین شرح است:

یکی از علما خواب یکی از شهدای روحانی را می بینند. از او پرسیده بودند فلانی آن دو دوست دیگه ات که همیشه با هم بودید و شهید شدند کجا هستند؟ شهید روحانی می گوید یکی شان پیش من است اما دیگری، پیش ما نیست خیلی مرتبه اش بالاست، ما به آن نمی رسیم!

آن وقتی دلیل این تفاوت مرتبه را می پرسد، آن شهید می گوید نمی توانم بگویم...


با اصرار زیاد آن عالم، شهید به او می گوید پس ابتدا باید این نمازی را که به تو می گویم بخوانی بعد...عالم از خواب بیدار می شود و آن نماز را می خواند و سپس می خوابد. آن شهید دوباره به خواب عالم می آید و می گوید: ما سه نفر قبل از انقلاب هم حجره بودیم. دوتایمان مدتی طرفدار افکار دکتر شریعتی بودیم، فقط حدود 2-3 ماه؛ بیشتر نه زود برگشتیم. اما آن دوستم که اکنون در مرتبه ای بسیار بالاتر است، طرفدار دکتر نبود... وقتی وارد این عالم شدیم... به ما گفتند فقط به خاطر همان چندماه بین عوالم تان فاصله ای به این زیادی افتاده است! وقتی هر چیزی را می ریزید تو ذهن تان، پس فردا این ها اذیت تان کرد، فقط خودت تان را شماتت کنید.

گفتنی است حجت الاسلام پناهیان پیشتر نیز از «نقش دکتر شریعتی در ریزش و انحراف نیروهای انقلابی» سخن گفته بود.

منبع : انتخاب
 

ensan1

عضو جدید
.
توهین دوباره پناهیان به دکتر علی شریعتی :

مشاهده پیوست 106381
حجت الاسلام علیرضا پناهیان از خطیبهای مشهور پایتخت چند روز پیش در هیات شهدای گمنام تهران خاطره ذیل را نقل کرد.
.

به گزارش انتخاب به نقل از پارسینه؛ متن سخنرانی مذکور حجت الاسلام پناهیان بدین شرح است:

یکی از علما خواب یکی از شهدای روحانی را می بینند. از او پرسیده بودند فلانی آن دو دوست دیگه ات که همیشه با هم بودید و شهید شدند کجا هستند؟ شهید روحانی می گوید یکی شان پیش من است اما دیگری، پیش ما نیست خیلی مرتبه اش بالاست، ما به آن نمی رسیم!

آن وقتی دلیل این تفاوت مرتبه را می پرسد، آن شهید می گوید نمی توانم بگویم...


با اصرار زیاد آن عالم، شهید به او می گوید پس ابتدا باید این نمازی را که به تو می گویم بخوانی بعد...عالم از خواب بیدار می شود و آن نماز را می خواند و سپس می خوابد. آن شهید دوباره به خواب عالم می آید و می گوید: ما سه نفر قبل از انقلاب هم حجره بودیم. دوتایمان مدتی طرفدار افکار دکتر شریعتی بودیم، فقط حدود 2-3 ماه؛ بیشتر نه زود برگشتیم. اما آن دوستم که اکنون در مرتبه ای بسیار بالاتر است، طرفدار دکتر نبود... وقتی وارد این عالم شدیم... به ما گفتند فقط به خاطر همان چندماه بین عوالم تان فاصله ای به این زیادی افتاده است! وقتی هر چیزی را می ریزید تو ذهن تان، پس فردا این ها اذیت تان کرد، فقط خودت تان را شماتت کنید.

گفتنی است حجت الاسلام پناهیان پیشتر نیز از «نقش دکتر شریعتی در ریزش و انحراف نیروهای انقلابی» سخن گفته بود.

منبع : انتخاب



آره خیلی عجیبه،تو سایت های دیگه هم دیدم،عجیب بودنش تو اینه که بیشتر اوقات کسانی هستند که شب و روز دارن قرآن میخونن اما اصلا فکر نمیکنن،فرض محال که چنین داستان تخیلی درست باشه،و فرض محال اینکه دکتر منحرف بوده خب ما چه طور باید بفهمیم که منحرف بوده؟ آیا راهی دیگه ای بغیر از شناخت وجود داره؟ آیا راهی دیگه ای بغیر از مطالعه ی آثار ایشون وجود داره؟
این داستان تخیل واهی بیش نیست ضد اسلام است

اسلامی که میگه هر کس امروز و دیروزش با هم مساوی است از ما نیست و اینقدر طرفدار پیشرفت و تحلیل است ،اسلامی که همین افراد شب و روز برای امام, شهیدانش میگریند همام امامشان گفته که یکی از نشانه های عالم و انسان با شعور نقد سخن یکدیگر است همه اینها به کنار قرآنی که میخوانید گفته:"فبشر عبادالذين يستمعون القول فيتبعون احسنه"

بعد خداوند میاد میگه چون شما 2 -3 ماه داشتید روی فلان کس مطالعه میکردید عوالمتون فرق میکنه به چه دلیل؟



اتفاقا من فکر میکنم دقیقا برعکس میشه کسانی که صحبت های این آقا و امثالهم رو گوش میکنن عوالمشون پایین تر بیاد...
 

ensan1

عضو جدید
بخشی از سخنرانی دکتر شریعتی


از من هم هنوز توقع دارى مثل عوام كالانعام تا گفتى آن كتاب "ضاله" است، نخوانيد، آن شخص مضل است به حرفش گوش ندهيد، رفتن به اين موسسه جايز نيست، نرويد، من هم بگويم: بچشم! نه پدر! خيالت را راحت كنم، من از اين عاشورا و انقلاب و روضه و سينه و مصيبت و داد و بيداد و گريه و كربلاى تو چيزى نفهميدم، رها كردم!

اين بود، مادر، كه از مذهب تو گريختم. همان شب كه مرا به آن مجلس وعظ بردى و واعظت "شفاعت" را تعليم داد و سرگذشت آن زن بدكاره را براى ما حكايت كرد، بر خود لرزيدم!... همانجا، در دل، از دين تو و واعظ تو گريختم، گريزى كه همچنان ادامه دارد، و همچون اسبى كه ناگهان دهنه و افسار و پابند را ريخته باشد و رميده باشد می گريزم و شما هم كه در تعقيبم لنگان لنگان مى آييد تا به خيال خود مرا دوباره بچنگ آوريد و رامم كنيد، ناشيانه دشنامم مى دهيد و با خشم و هياهو و فريادهاى وحشتزا مى كشيد و گاه كه قدم سست مى كنم و به من نزديك مى شويد، هنوز به چنگ نيامده شلاق می كشيد و می خواهيد افسار و دهنه و زين و ساق و بند و بار را يكجا بر من تحميل كنيد و اين است كه نفرت و باز رم...

مى بينم اين مذهب شما از طرفى اين همه سختگير و بى گذشت و خشن و متعصب است كه كوچكترين لغزش را نه تنها نمى بخشد بلكه به علت آن، همه فضيلتها و فداكاريها و حتى از خودگذشتگى هاى تمام عمر يك شخص يا يك جمع را باطل و فاسد مى شمارد و از طرف ديگر، چنان گشاد باز و مشتى صفشود كه: با يك ورد رو به قبله خواندن اگر گناهانت به اندازه كف درياها و ريگ بيابانها و ستاره آسمانها باشد يكهو مى بخشد و ثواب چند تا شهيد هم بالاش! و بدست آوردن شفاعت هم چنان آسان مى شود كه پيغمبر اين دين! مى گويد: "هرگاه صلوات بفرستى بر من و بر پيغمبران قبل از من، ما همه شفيعان تو خواهيم بود در روز قيامت".((مفاتيح ص 967 جيبى))...



پدر مادر ما متهمیم

 

esi.928

عضو جدید
وقتي از علي (ع) ميگويند :ما تنها بر دردي ميگرييم كه از شمشير ابن ملجم در فرقش احساس ميكند
دردي كه چنان روح بزرگي را به ناله اورده ((تنهايي)) است كه ما ان را نميشناسيم
بايد اين درد را بشناسيم نه ان درد را:كه علي درد شمشير را احساس نميكند
و...ما
درد علي را احساس نميكنيم
بند اخر كتاب قرن ما در جستجوي علي (ع)
 

ensan1

عضو جدید
http://www.aparat.com/v/80affa5dec9581a71a660ee000bee1d9121454


آقا نقد نمیتونی نکن، به خدا کسی شما رو زور نکرده...یا شاید هم کرده نمیدونم
ایشون حتی به خودش زحمت نداده که بره آثار دکتر رو کاملا مطالعه کنه یا تشریف ببره سخنرانی پدر مادر ما متهمیم رو گوش کنه تا ببینه منظور اصلی دکتر چیه؟

ایشون میفرمایند که در محافل روضه ما !!!!! معرفت انتقال پیدا میکنه باید بیشتر بشه، دکتر گفتند اصلا انتقال پیدا نمیکنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!:surprised:تازه مگه شما برای زخم هر مجروحی گریه میکنی؟!!!!!!!!!!!!!!!!:eek:زخم امامه که گریه داره:eek:

تحلیل که نمیشه گفت نظر شخصی ایشون رو گوش کنید جالبه
 

amir-freedom

عضو جدید
تا اسم علي شريعتي مياد همه ي ما جمله هاي زيباي يك معلم ونويسنده را به ياد مياريم.اري اينهاشريعتي هستند ولي شريعتي فقط اينها نيست.شريعتي مبارز وايدولوژيست هم بوده .ايده هايي كه شريعتي مطرح كرده به شدت روي جامعه ي ما تاتير گذار بوده متل امامت وامت واسلام ايدولوژيك و... كه در اين چند دهه توجامعه ي ما پياده شده .خودتون قضاوت كنيد ايا نظريه هاي خوبي بودن!
 

یک دختره

عضو جدید
کاربر ممتاز
تا اسم علي شريعتي مياد همه ي ما جمله هاي زيباي يك معلم ونويسنده را به ياد مياريم.اري اينهاشريعتي هستند ولي شريعتي فقط اينها نيست.شريعتي مبارز وايدولوژيست هم بوده .ايده هايي كه شريعتي مطرح كرده به شدت روي جامعه ي ما تاتير گذار بوده متل امامت وامت واسلام ايدولوژيك و... كه در اين چند دهه توجامعه ي ما پياده شده .خودتون قضاوت كنيد ايا نظريه هاي خوبي بودن!


:biggrin::biggrin::D
 

ensan1

عضو جدید
تا اسم علي شريعتي مياد همه ي ما جمله هاي زيباي يك معلم ونويسنده را به ياد مياريم.اري اينهاشريعتي هستند ولي شريعتي فقط اينها نيست.شريعتي مبارز وايدولوژيست هم بوده .ايده هايي كه شريعتي مطرح كرده به شدت روي جامعه ي ما تاتير گذار بوده متل امامت وامت واسلام ايدولوژيك و... كه در اين چند دهه توجامعه ي ما پياده شده .خودتون قضاوت كنيد ايا نظريه هاي خوبي بودن!

بله بسیار بسیار تاثیر گذار بوده مخصوصا در نسل دانشجویان وقت آن زمان و حتی الان.....دکتر با تسلط کامل بر روی اهداف اسلام تونست مکتب های ماتریالیسم و کمونیسم رو به نسل دانشجو بشناسونه....

اما چیزی که در این چند دهه پیاده شده مشکلات فراوانی هم داره....به متن زیر از خود دکتر توجه کنید....

اما تو خيال مى كنى اصول مذهبى شيعه بايد رياضت باشد، عبادت باشد، ندبه باشد و نوحه باشد؟! اينجورى نيست، باور نمى توانى بكنى كه مذهب است و بنيادش دو اصل است و تمامى تشيع بر آن دو اصل استوار است:
1) عدل 2) امامت

اين همان نيست كه تو در مكتبهاى ديگر مى جويى؟ و همان نيست كه براى جامعه خويش و براى بشريت آرزو مى كنى؟
شيعه بر همين دو پايه استوار است، اما چه كنم كه اين دو اصل را از معنى خودش انداختند، يعنى اسم آن را حفظ كردند و رسمش را نفى!!!

اگر فريبكاران كه اين دو را، بى معنى و بى اثر كردند، بجاى اينكه معنى اين دو را برداشتند، اصلا لفظ آن را بر مى داشتند و بجايش اصطلاح ديگرى، مثل تقيه و عبادت و رياضت و غيره را مى گذاشتند، من مى توانستم امروز خطاب به روشنفكران و خطاب به توده نيز فرياد بزنم كه: نه! اصول شيعه اينها نيست، عدل است و امامت است! اما بدبختى ما اين است كه، اين دو لفظ را گذاشتند، اما، معنى آن را مسخ كردند، طورى كه نه عدالتش به درد عدالت مى خورد و نه امانتش بدرد امامت، امامتش نصيب شاه عباس مى شود و عدالتش بهره "ظلمه"! و آنچه پس از هزار سال جهاد و شكنجه و عشق و پايدارى و گذراندن قرنهاى سياه خلافت عرب و سلطنت مغول، دستگير توده محروم شيعه شد، ظلم خان بود و جور خاقان، اين بار در لباس "محبت مولا على"!
*


*پدر مادر ما متهمیم
 

MAHDI.VALVE

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن...
 

MK264

کاربر بیش فعال
در بي کرانه ي زندگي 2 چيز است که افسونم ميکند. آبي آسمان که مي بينم و مي دانم نيست
و خدا که نمي بينم ولي مي دانم که هست.
 

MK264

کاربر بیش فعال
حرام است
ما مي بينيم که پيغمبر اسلام در ۲۳ سال رسالتش ،
اسلام و تمام احکام و عقايدش را در همان سال اول مطرح نکرد ؛
به تدريج مطرح کرد : اول مسئله توحيد را طرح کرد
و تا ۳ سال هيچ کلمه ديگري بر آن اضافه ننمود :
(( قولوا لا اله الا الله تفلحوا ))
خوب ، نماز چيست ؟ هنوز نمي خوانند !
روزه چيست ؟ هيچ !
حج ؟ اصلا ندارد !
زکات ؟ اصلا !
قيد و بندي ، حدودي ، عملي ؟ اصلا
يک چيز فقط فکري است همين است که بتها را
در ذهنشان و اعتقادشان نفي کنيم و به خدا معتقدشان کنيم.
بنابر اين کساني که در ۳ سال اول مسلمان شدند
و به توحيد معتقد شدند و مردند ،احتمالا « شرابخوار » بودند ،
« نماز نخوان » ، « روزه نگير »‌ ، « حج نکن » ، و …. بودند
بعد از اينها در سال هفتم ، هشتم حجاب مطرح مي شود ؛
يعني بعد از هجده ، نوزده ،بيست سال کار روي مردم حجاب را مطرح مي کند.
همچنين مسأله شراب مطرح مي شود. شراب را چگونه طرح مي کند ؟
از همان مکه نمي گويد که
« آهاي مردم ، آهاي ملت ، آهاي عرب ها ،
تا به توحيد معتقد مي شويد ، بايد ديگر تمام کارهايتان راست و ريست باشد »
! نه ! کي ؟ در سال هاي آخر بعثتش مسأله شراب را مطرح مي کند .
محمد (ص) گفت :
((فيهما اثم کبير و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما))
يعني گناه دارد و نيز برايتان منفعتي دارد ؛
اينطور نيست که من آدم متعصبي باشم ،
ارزشش را ندانم و نفهمم ؛ نخير ، قبول هم دارم ، درست ! اما زيانش بيشتر است .
شنونده در برابر چه کسي قرار مي گيرد ؟ يک آدم روشنفکر که شعور دارد ،
تعصب ندارد و شراب را ، به صورت تابويي ،جني ،
غولي نجس ، و متا فيزيکي و غيبي تلقي نمي کند ؛
اما به خاطر اينکه زيان هاي اجتماعي و انساني زياد دارد ،
در عين حال که منافعش را هم قبول دارد و مي شناسد ، نفي اش مي کند .
آدم حرف او را گوش مي دهد ؛
اما هيچکس حرف آن ملايي را که مي گويد ، « موسيقي حرام است » ،
ولي اصلا نه در عمرش موسيقي شنيده
و نه اگر بشنود مي فهمد ، گوش نمي دهد !
اي کسي که مي گويي « غنا» حرام است ،
اصلا تو مي فهمي « غنا » چيست ؟
اصلا تو اين را که اين موزيک حماسي است
يا ملي است يا علمي است ، تشخيص مي دهي ؟!
موسيقي هزار شعبه دارد ، تاريخ دارد ، نقش هاي گوناگون دارد ،
بنابراين وقتي که تو فتوا مي دهي « حرام است » ، هيچکس گوش نمي کند ؛
براي اينکه تو نمي فهمي که چيست !
 

MK264

کاربر بیش فعال
تقديم به همه زنان

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند....

ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر...

مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي.....

براي ازدواجش در هر سني اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار مي تواني ازدواج كني....

در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو...

او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي...

او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني...

او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد...

او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني...

او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر....

و هر روز او متولد ميشود؛ عاشق مي شود؛ مادر مي شود؛ پير مي شود و ميميرد...

و قرن هاست كه او؛ عشق مي كارد و كينه درو مي كند چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان جواني بر باد رفته اش را مي بيند و در قدم هاي لرزان مردش؛ گام هاي شتابزده جواني براي رفتن و درد هاي منقطع قلب مرد؛ سينه اي را به ياد مي اورد كه تهي از دل بوده و پيري مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي كند...

و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد...!

و اين, رنج است,
 

MK264

کاربر بیش فعال
از «تن» تو هر چقدر هم که قوي باشد،ترسي ندارند.
از گاو که گنده‌ تر نمي‌شوي، ميدوشندت!

از خر که قوي‌تر نمي‌شوي، بارت مي‌کنند!
از اسب که دونده‌ تر نمي‌شوي، سوارت مي‌شوند!،
اما آنها فقط از «فهميدن» تو مي‌ترسند...
 

MK264

کاربر بیش فعال
دکتر شريعتي در قسمتي از خاطرات خود مينويسد: کلاس پنجم بودم که در کلاس ما فردي بود که من از او متنفر بودم به سه دليل اول آنکه کچل بود دوم آنکه سيگار مي کشيد و از همه بدتر آنکه در آن سن و سال زن داشت. سالها بعد به طور اتفاقي او را در خيابان ديدم در حالي که کچل بودم ،سيگار مي کشيدم و زن داشتم...
 

MK264

کاربر بیش فعال
درشبي از آن «ششصد شب» تنهايي ،خواب بودم، خواب ديدم که تالاربزرگي است٬ بي سر و پايان، و تمامي چهره هاي آشنايم جمع اندو من از انسان و زندگي و عمر و فلسفه زيستن و بودن حرف مي زدم ،يکي از ميان جمع برخاست و پرسيد

شما که هميشه از انسان وفلسفه وجود و معني زندگي و اين مسائل حرف مي زنيد،قبلا" بايد يک حقيقت اوّليه و اساسي را روشن کنيد و آن موضوع اصلي همه اين مباحث و تمامي اين نظريات است، اصلا مي توانيد بگوييد:
زندگي،خود چيست؟

آدم در خواب توانايي هايي دارد که در بيداري فاقد است .بيدرنگ و با اطمينان گفتم: يادداشت کنيد


نان ،آزادي ،فرهنگ، ايمان و دوست داشتن.....
 

ارژنگ.

عضو جدید
تقديم به همه زنان

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند....

ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر...

مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي.....

براي ازدواجش در هر سني اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار مي تواني ازدواج كني....

در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو...

او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي...

او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني...

او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد...

او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني...

او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر....

و هر روز او متولد ميشود؛ عاشق مي شود؛ مادر مي شود؛ پير مي شود و ميميرد...

و قرن هاست كه او؛ عشق مي كارد و كينه درو مي كند چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان جواني بر باد رفته اش را مي بيند و در قدم هاي لرزان مردش؛ گام هاي شتابزده جواني براي رفتن و درد هاي منقطع قلب مرد؛ سينه اي را به ياد مي اورد كه تهي از دل بوده و پيري مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي كند...

و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد...!

و اين, رنج است,
با عرض سلام
متاسفانه این نوشته از دکتر علی شریعتی نیست،
به دروغ این را به ایشان نسبت داده اند.
 

ensan1

عضو جدید
در میان صدها تعریفی که از متفکران و جامعه شناسان و سیاستمداران درباره ی ملیت کرده اند تنها تنها این تعریف یک نویسنده ی خوش فهم و صاحبدل و عمیق را می پسندم که میگوید:

«ملت مجموعه افرادیست که درد مشترکی احساس میکنند»

هبوط
 

ensan1

عضو جدید
درد علي دو گونه است:
دردي كه از ضربه ي ابن ملجم در فرق سرش احساس مي كند و درد ديگر دردي است كه او را تنها در نيمه شب هاي خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده...و به ناله درآورده است.ما تنها بر دردي مي گرييم كه از ابن ملجم در فرقش احساس مي كند
اما اين درد علي نيست
دردي كه چنان روح بزرگي را به ناله آورده استءتنهايي استء كه ما آن را نمي شناسيم
بايد اين درد را بشناسيم نه آن درد را
كه علي درد شمشير را احساس نمي كند
و ....ما
درد علي را احساس نمي كنيم...

http://wdl.persiangig.com/pages/dow...persiangig.com/shariati books/Ali tanhast.pdf
 
آخرین ویرایش:

prs.13sps

عضو جدید
مهم نیست به شراب خوردن نشسته باشی
یا به نماز ایستاده باشی
مهم این است در صحنه نباشی
 

prs.13sps

عضو جدید
ترجیح میدهم در خیابان با کفشهایم راه بروم و فکرم به خدا باشد
تا اینکه در مسجد بنشینم و فکرم به کفشهایم باشد
 

Similar threads

بالا