خودتو با یه شعر وصف کن...!

سمانه آسمونی

عضو جدید
کاربر ممتاز
ما بدهکاریم به یکدیگر
تمام دوستت دارم های نا گفته ای را
که پشت دیوار غرورمان ماندند
و ما آنها را بلعیدیم
تا نشان دهیم منطقی هستیم ..
 

سمانه آسمونی

عضو جدید
کاربر ممتاز
خوبم ، باور کنید
اشکها را ریخته ام ، غصه ها را خورده ام
نبودن ها را شمرده ام
این روزها که می گذرد ، خالی ام
خالی ام از خشم , دلتنگی و نفرت
 

گلابتون

مدیر بازنشسته
دلواپسی من٬

از نیامدنت نیست.

می ترسم

در پس این دل دل زدن ها٬

بیایی٬

و ...باز همان ويران شده اي باشي كه
پيش از اين آمده بودي....و ساخته بودمت!!


 
آخرین ویرایش:

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
ایــن روزهـــــا

هــر چـــﮧ مــے دومــ ، نمــے رسمــ ..

نڪنــــد " ڪـلــاغ آخــر قــصـﮧ هــا " شده امــ !
 

**زهره**

عضو جدید
کاربر ممتاز
· بزرگترین تراژدی زندگی انسانی اینه که :

داشته هامون رو قدر ندونستیم ، اما میخوایم نداشته ها رو بدست بیاریم . .
.


 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
حلزون كند تر میرود یا لاك پشت ؟!!!


میخواهم ..!



وقت با هم بودنمان ...


همان باشیم !..
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
از تو که مینویسم

هم وزن را رعایت می کنم، هم قافیه...

اگر خودت هم پیشم میبودی

که دیگر همه چیز

ردیف ردیف میشد.
 

كندو

عضو جدید
کاربر ممتاز
هیچ کس اشکی برای ما نریخت
هر که با ما بود از ما می گریخت
چند روزی هست حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم
گاه بر حافظ تفاءل می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل آمد که حالم را گرفت:
ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آن چه ميپنداشتيم

 
آخرین ویرایش:

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
من خسته شدم ...

از بس دنبالِ خيالت گشتم و نرسيدم ،

خسته شدم ...

ديگر ،

نه ترانه حريف دلتنگي ام مي شود

نه گريه هاي تنهائي ، ... نمي آئي ؟
 

GoLsHAn.A

عضو جدید
بعد از اين عشق به هر عشق جهان مي خندم
هر كه آرد سخن از عشق به آن ميخندم
روزي آنقدر دلم سوخت كه خاكستر شد
بعد از اين سوز به سوز دگران مي خندم
خنده ي تلخ من از گريه غم انگيز تر است
كارم از گريه گذشته است به آن ميخندم
 

tracer

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

تو نه چنانی که منم من نه چنانم که توییتو نه بر آنی که منم من نه بر آنم که تویی
من همه در حکم توام تو همه در خون منیگر مه و خورشید شوم من کم از آنم که تویی



 
آخرین ویرایش:

گلابتون

مدیر بازنشسته
مدارا

بیا با من مدارا کن که من مجنونم و مستم
اگر از عاشقی پرسی بدان دلتنگ ان هستم


بیا از غم شکایت کن که من همدرد تو هستم
اگر از عاقبت پرسی بدان نازک دلی هستم

بیا از درد حکایت کن که من محتاج ان هستم
اگر از زخم دل پرسی بدان مرهم بران بستم

مجنونم و مستم به پای تو نشستم
اخر ز بدیهات بیچاره شکستم

مجنونم و دستم به دامان تو بستم
هشیار شدم اخر از دام تو جستم

مجنونم و مستم به پای تو نشستم
عاشق شدم و من بیچاره شکستم


 

**زهره**

عضو جدید
کاربر ممتاز
زندگی تلخ ترین خواب من است. خسته ام، خسته از این خواب بلند...
 

Paydar91

کاربر فعال تالار مهندسی برق ,
کاربر ممتاز
دست از طلب بر ندارم تا کام من براید
یا جان رسد به جانان یا جان ز تن دراید.
 

**زهره**

عضو جدید
کاربر ممتاز
در سرزمین من زنی از جنس آه نیست
این یک حقیقت است که در برکه ماه نیست

این یک حقیقت است که در هفت شهر عشق
دیگر دلی برای سفر رو به راه نیست
 

**زهره**

عضو جدید
کاربر ممتاز
آتش است اين بانگ ناي و نيست باد

هر که اين آتش ندارد نيــــست باد

آتش عشق است کاندر ني فتاد

جوشش عشق است کاندر مي فتاد
 

**زهره**

عضو جدید
کاربر ممتاز
دیدی آنرا که تو خواندی به جهان یار ترین

سیـ ـنه را ساختی از عشقش سر شارترین
آنکه می گفت منم بهر تو غمخوار ترین
چه دل آزار شد آخر،چه دل آزار ترین . . .
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
بلند ترین کتاب دنیا را می‌نویسم
که یک عمر
کاغذ داشته باشد
و هی
هر صفحه‌اش را
پر می کنم از دست‌های تو و
اتفاقات ِ بودار حوالی‌شان ؛
...


قول می‌دهم
هر شب
سرم را که بگذارم روی یکی از صفحه‌های کتاب ،
آرام بگیرم و تا صبح بخوابم...‏
 

مادستان

عضو جدید
به سراغ من اگر میایید
با کلنگ و تیشه بیایید
چون مسابقه است
سر شکستن چینی تنهایی من!!!
 
  • Like
واکنش ها: noom

سمانه آسمونی

عضو جدید
کاربر ممتاز
گریزانم از این مردم که با من
به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
... ولی در باطن از فرط حقارت
به دامانم دوصد پیرایه بستند
از این مردم که تا شعرم شنیدند
به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آن دم که در خلوت نشستند
مرا دیوانه ای بدنام گفتند
دل من. ای دل دیوانه ی من
که می سوزی از این بیگانگی ها
مکن دیگر ز دست غیر فریاد
خدا را. بس کن این دیوانگی ها را ...!!

امروز ۸ دی ماه ،هفتاد و هفتمین سالروز تولّد فروغ فرخزاد است .
روحش شاد . . .
 

Similar threads

بالا