منه دل داده عجب حرف تو باور کردم فکر هر رنگو ریا از سر خود در کردم
تو نبودی مگر از مهر سخن میگفتی سخن از مهر و وفا با دل من میگفتی
پس چه شد ان همه گفتار فراموشت شد دوست دارمو دوست دار فراموشت شد
میگه از ابرای چشات دیگه بارون نمیاد میگه عکس رخ لیلا به تو مهمون نمیاد
میگه هی دل برو اروم بگیرو شکوه مکن میگه بی چاره شدم دردمو درمون نمیاد
..................................... منه دل داده عجب حرفتو باور کردم .....................................
آنقدر از مقابل چشمان تو رد شدم
تا عاقبت ستاره شناسی بلد شدم
منظومه ای برابر چشمم گشوده شد
آنشب که از کنار تو آرام رد شدم
گم بودم از نگاه تمام ستارگان
تا اینکه با دو چشم سیاهت رصد شدم
شاید به حکم جاذبه شاید به جرم عشق
در عمق چشمهای تو حبس ابد شدم
محمد سلمانی
| Thread starter | عنوان | تالار | پاسخ ها | تاریخ |
|---|---|---|---|---|
|
|
آموزش وزن شعر فارسی | اشعار و صنايع شعری | 0 | |
|
|
شعر-بحر طویل | اشعار و صنايع شعری | 4 | |
|
|
کارگاه شعر تجربی و آموزش | اشعار و صنايع شعری | 28 | |
|
|
یه بیت به انتهای شعر اضافه کن | اشعار و صنايع شعری | 115 | |
|
|
داستان عاشقانه یک شعر معروف از مهرداد اوستا | اشعار و صنايع شعری | 2 |