من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق
چارتکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
چارتکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
تو شمع انجمنی یک زبان و یک دل شوای کاش سحر ناید و خورشید نزاید
کامشب قمر این جا قمر این جا قمر اینجاست
مست مستم لیک مستی دیگرممن دوستدارِ رویِ خوش و مویِ دلکَشَم
مَدهوشِ چَشمِ مست و مِیِ صافِ بیغَشَم
حافظ
در عین گوشه گیری بودم چو چشم مستتتو را سریست که با ما فرو نمیآید
مرا دلی که صبوری از او نمیآید
سعدی
توبه ای کردم و گفتم که دگر می نخورمدل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت
نه دگر امید دارد که رها شود ز بندت
دارم امید عاطفتی از جناب دوستمیهمان گرچه عزیز است ولی همچو نفس
خفه میسازد اگر آید و بیرون نرود
تنها تویی که بود و نبودت یگانه بودلبت صریحترین آیهی شکوفایی است
و چشمهایت، شعرِ سیاهِ گویایی است
حسین منزوی
نه هر که چهره بر افروخت دلبری داندتیره گون شد کوکب بخت همایون فال من
واژگون گشت از سپهر واژگون اقبال من
| Thread starter | عنوان | تالار | پاسخ ها | تاریخ |
|---|---|---|---|---|
|
|
اولین مسابقۀ "مشاعرۀ سنتی دور همی" با جایزه | مشاعره | 113 | |
|
|
مشاعرۀ شاعران | مشاعره | 11 |