من نه سالگی یرقان گرفتم. گفتند باید خونم رو بدهند برای آزمایش ! روی تخت خوابیده بودم و ازم خون می گرفتند. خانم پرستاره یه جوری نگاهم می کرد و شروع کرد به دلداری دادنم. حالا من می خواستم به خودش دلداری بدهم : که بابا من که چیزیم نیست.تولدشون مبارک باشه
امروز صبح باید آزمایش خون میدادم، رفتم دیدم از یه فسقلی میخوان خون بگیرن و گریه می کرد، بعد از اینکه خون گرفتن بهش کلوچه و آبمیوه و ساندویچی که همراهم بود دادم،بمیرم برای گریه هاش و صورت ماهش ،اون لحظه از ته قلبم از خدا خواستم هیچ بچه ای مریض نباشه
من خیلی وقته هات چاکلت نخوردم شما چطور؟
من نه ! فعلا رفتم تو مد استراحت بعد از چند استرس کاری!من دیروز خوردم
من دارم تی وی می بینم، شما چطور؟
ان شاءالله همیشه سلامت باشیدمن نه سالگی یرقان گرفتم. گفتند باید خونم رو بدهند برای آزمایش ! روی تخت خوابیده بودم و ازم خون می گرفتند. خانم پرستاره یه جوری نگاهم می کرد و شروع کرد به دلداری دادنم. حالا من می خواستم به خودش دلداری بدهم : که بابا من که چیزیم نیست.
(تو پرانتز بگم که قبلش از بدو تولد اینقدر آمپول پنی سیلین نوش جان کرده بودم و انواع و اقسام خدمات پزشکی و جراحی دریافت کرده بودم که این خون گیری برام تفریح بود)
من نه ! فعلا رفتم تو مد استراحت بعد از چند استرس کاری!
من از کارکردن تو روز تعطیل بدم نمی آد شما چطور؟
| Thread starter | عنوان | تالار | پاسخ ها | تاریخ |
|---|---|---|---|---|
|
|
بنظرتون استاد جواد خیابانی این صحنه رو چطور گزارش میکرد؟ | زنگ تفريح | 11 | |
|
|
چطور حال دختران فامیل رو بگیریم | زنگ تفريح | 18 | |
|
|
چطور امضایی شیک و جالب داشته باشیم | زنگ تفريح | 8 | |
|
|
امروز ت چطور گذشت ؟؟؟ خوب ؟ بد ؟؟ | زنگ تفريح | 185 | |
|
|
چطور به طرفت میگی دوسش داری؟ | زنگ تفريح | 185 |