با سلام خدمت خوانندگان عزیزامروز می خواهیم در مورد کالاهای جانشین و کالاهای مکمل صحبت کنیم و تاثیر این گونه کالاها بر کشش قیمتی کالاهای دیگر .به طور کلی کالاها به سه صورت نسبت به همدیگر قرار می گیرند :1- جانشین همدیگر هستند2- مکمل همدیگر هستند3- رابطه مستقیمی با هم ندارند کالاهای جانشین به کالاهای گفته می شوند که می توان آنها را به جای همدیگر مورد استفاده قرار داد . برای مثال می توان پرتقال و سیب را نام برد . چنانچه قیمت سیب افزایش پیدا کند و از طرفی قیمت پرتقال ثابت بماند مصرف کننده مایل است به جای سیب از پرتقال استفاده نماید . یا اگر سیب قیمتش افزایش پبدا کرد می توان از نارنگی استفاده نمود . در این گونه موارد که کالاها را می توان به جای همدیگر مصرف نمود کالای جانشین گویند . با این اوصاف هر چه جانشین های مناسب برای کالایی بیشتر باشد بالطبع کشش قیمتی آن کالا بالاتر خواهد بود و برعکس هر چه جانشین کمتری برای کالا موجود باشد آن کالا از کشش قیمتی پایین تری برخوردار خواهد بود . برای مثال بعدی می تواند انواع اتومبیل ها را ذکر کرد . چنانچه قیمت مارک خاصی از اتومبیل افزایش یابد می تواند از مارک دیگری که قیمت پایین تری دارد استفاده نمود . پس در واقع کالاهای جانشین باعث بوجود آمدن رقابت و کاهش قیمت در بازار می شوند .در مورد دوم کالایی هستند که نمی توان آنها را جدا از هم استفاده نمود . بلکه همواره آنها را باید با هم استفاده نمود . برای مثال لاستیک و اتومبیل .چنانچه تقاضا برای اتومبیل افزایش یابد در پی آن تقاضا برای لاستیک نیز افزایش خواهد یافت . در اقتصاد تولید کنندگان از کالاهای مکمل برای افزایش سود استفاده می کنند . برای مثال با پایین آوردن قیمت کالایی تقاضای را برای آن کالا افزایش می دهند . از آنجا که مصرف کننده آن کالا را نمی تواند به تنهایی استفاده نماید مجبور است کالای مکمل آنرا نیز تهیه نماید ولو با قیمت بالاتر که از این قیمت بالاتر ، افت قیمت کالای اول جبران شده و تولید کننده می تواند فروش بیشتری داشته باشد . البته در عمل تولید کنندگان به نحوی عمل می کنند که که مصرف کننده هیچگاه متوجه این موضوع نشده و بیشتر جنبه پایین آمدن قیمت کالا را در نظر می گیرند بدون در نظر گرفتن اینکه کالای مکمل آن قیمتش بالاتر رفته است . برای مثال در اتومبیل و بنزین کالای مکمل هستند . به نحوی که اتومبیل بدون بنزین بلا استفاده خواهد ماند . چنانچه بازار خودرو به حالت تعادل درآمده باشد تولید کننده برای افزایش فروش خود ناچار است قیمت خودرو را کاهش دهد . چنانچه تولیبد کننده خودرو خود عرضه کننده بنزین نیز باشد می تواند بعد از اینکه فروش خودرو افزایش یافت قیمت بنزین را را نیز افزایش دهد که در اینصورت افزایش قیمت بنزین خسارت ناشی از کاهش قیمت اتومبیل را کاهش خواهد داد . یا در مثال بعدی اغلب شرکتها قیمت اولیه کالاهای خود را کاهش می دهند تا فروش بالا رود . ولی برای خدمات پس از فروش هزینه بیشتری مطالبه می کنند . از این ترفند می توان در بازاریابی استفاده نمود . چرا که خریدار بیشتر به قیمت کنونی کالا توجه دارد تا هزینه هایی قرار است بعدا بپردازد . در این مورد کالا اصلی و خدمات پس از فروش و یا هزینه نگهداری کالای مکمل همدیگر محسوب می شوند . در مورد سوم کالاهای هیچ رابطه ای مستقیمی با هم ندارند . یعنی نه جانشین همدیگر هستند و نه مکمل همدیگر . البته به عقیده من در اقتصاد هیچگاه کالاهایی وجود ندارند که هیچ رابطه ایی با هم نداشته باشند . بلکه همواره کالاها به نحوی با هم رابطه دارند .برای مثال چنانچه قیمت بنزین افزایش یابد در پی آن قیمت خدمات حمل و نقل نیز افزایش خواهد یافت ، در پی افزایش خدمات حمل و نقل قیمت کالاهای جابه جا شده نیز افزایش می یابد و ...پس در واقع اقتصاد یک سیستم پیوسته است که کاهش یا افزایش در قیمت کالایی در قیمت تمامی کالاهای اثر می گذارد ولو این تاثیر نامحسوس باشد .