چرا میخای دلیل حرام های خدارو بدونی؟؟؟؟

وضعیت
موضوع بسته شده است.

nedashiva

کاربر بیش فعال
دلیل نمیشه چون خدا گفته فلان چیز حرامه ما دنبالش نریم که دلیلش چیه؟ واقعا خدا واسه چی بما عقل داده که بدون چونو چرا همه چیزو قبول کنیم؟ مطمنا اگه ما دلیل یه چیزیو بدونیم و واسمون اثبات بشه دنبالش نمیریم ینی دنبال حرام نمیریم

بعدشم الان خیلی از حرام های خدا حلال شدن مثل مواد مخدر که تو بروفین بکار میره ومصرفش هم حلاله وروابط دختر وپسر که مثلا صیغه چند روزه یا چند ساعته تعریف شده و ...............
 

vergilangleos

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
الان با این حرفات اسلام رو بردی زیر سوال ..اولا خدا هرچیزی رو حرام کرده دلیلش رو گفته ، دوما بیچاره تو کل قران داره داد میزنه بگه ملت هیچی رو همینطوری قبول نکنین با دلیل بپذیرید حتی کتاب من که قرانه به این دلایل بر حق هستش ..یعنی چی این حرف که چون فلان مساله گفته شده دیگه احتیاج به دلیل نداره ؟ باید تمام مسایل با دلیل عقلی باشه اصل اسلام هم همینهبشینیم یه تقلید کورکورانه انجام بدیم این کد ایمان ؟ همین طرز فکر بود و هست که باعث شده این بلاها سر اسلام بیاد و الان به این روز افتاده
 

شهریاری 2

کاربر فعال تالار اسلام و قرآن
کاربر ممتاز
الان با این حرفات اسلام رو بردی زیر سوال ..اولا خدا هرچیزی رو حرام کرده دلیلش رو گفته ، دوما بیچاره تو کل قران داره داد میزنه بگه ملت هیچی رو همینطوری قبول نکنین با دلیل بپذیرید حتی کتاب من که قرانه به این دلایل بر حق هستش ..یعنی چی این حرف که چون فلان مساله گفته شده دیگه احتیاج به دلیل نداره ؟ باید تمام مسایل با دلیل عقلی باشه اصل اسلام هم همینهبشینیم یه تقلید کورکورانه انجام بدیم این کد ایمان ؟ همین طرز فکر بود و هست که باعث شده این بلاها سر اسلام بیاد و الان به این روز افتاده



نه من میگم که اگه مثلا بدونید ایا بهش عمل میکنید یا اینکه دلیلشو برطرف میکنید؟
 

vergilangleos

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نه من میگم که اگه مثلا بدونید ایا بهش عمل میکنید یا اینکه دلیلشو برطرف میکنید؟
دونستن چرایی یه مساله ربطی به این نداره که بخوام بهش عمل کنم یا نه ..ضمنا اگه دلیل قابل برطرف شدن باشه مسلما دیگه اون چیز حرام به حساب نمیاد
 

JavadMessi

مدیر بازنشسته
الان با این حرفات اسلام رو بردی زیر سوال ..اولا خدا هرچیزی رو حرام کرده دلیلش رو گفته ، دوما بیچاره تو کل قران داره داد میزنه بگه ملت هیچی رو همینطوری قبول نکنین با دلیل بپذیرید حتی کتاب من که قرانه به این دلایل بر حق هستش ..یعنی چی این حرف که چون فلان مساله گفته شده دیگه احتیاج به دلیل نداره ؟ باید تمام مسایل با دلیل عقلی باشه اصل اسلام هم همینهبشینیم یه تقلید کورکورانه انجام بدیم این کد ایمان ؟ همین طرز فکر بود و هست که باعث شده این بلاها سر اسلام بیاد و الان به این روز افتاده
منظور از هر چيزي ديگه تك تك دستورات نيست بلكه كليت عقايد و انشعابات اونه
مثلا اگه كسي دليل حرمت فلان چيز رو ندونه دليل نميشه كليتي رو كه با عقل قبول كرده به خاطر اين جزء رد بكنه.بله اينكه دنبال دليل هم باشيم خوبه و ممكنه به ايمانمون بيفزايه ولي اگه دليل پيدا نكرديم عيب از ماست نه اينكه دليلي نباشه:gol:
 

vergilangleos

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
منظور از هر چيزي ديگه تك تك دستورات نيست بلكه كليت عقايد و انشعابات اونهمثلا اگه كسي دليل حرمت فلان چيز رو ندونه دليل نميشه كليتي رو كه با عقل قبول كرده به خاطر اين جزء رد بكنه.بله اينكه دنبال دليل هم باشيم خوبه و ممكنه به ايمانمون بيفزايه ولي اگه دليل پيدا نكرديم عيب از ماست نه اينكه دليلي نباشه:gol:
قطعا همینطوره ، باید دلیلی باشه وگرنه میشه یه کار بیهوده
 

شادیاخ

عضو جدید
1-حدودا يك قرن قبل قند از كشور بلژيك به ايران وارد مي شد . به دليل مسائلي كه ميان روحانيون و يكي از اتباع بلژيك(موسیو نوز بلژیکی) پيش آمده بود فتواي حرام بودن قند صادر شده بود و كسي قند نمي خورد. يكي از تجار كه قندهايش رو دستش مانده بود به سراغ يكي از مراجع رفت و مشكل را براي وي مطرح كرد. بعد از آن بر فتواي قبلي تبصره اي صادر شد كه حرام بودن قند وقتي است كه مستقيما در دهان گذاشته شود ، اگر قند را پيش از گذاشتن در دهان در چاي بزنيد حلال مي شود . ……. هنوز هم بسياري از افراد مسن بدون آنكه دليل آن را بدانند ،قبل از آنكه قند را در دهان بگذارند آن را در استكان چاي فرو مي برند

2-در دهه 40 خورشيدي نوشابه هاي پپسي كولا وارد بازار ايران ، شايعاتي مبني بر بهايي بودن مالك شركت توزيع كننده اين نوشابه ها بر سر زبان ها افتاد و فتوايي مبني بر حرام بودن خوردن پپسي كولا صادر شد.مدیر شركت توزيع كننده كه نمي خواست بازار را از دست بدهدنزد يكي از مراجع رفت تا تبصره اي بر اين فتوا نوشته شود كه خوردن نوشابه هاي پپسي با شيشه حرام است اگر در ليوان ريخته شود حلال مي گردد……

3-در دهه 50 خورشيدي ماشين هاي لباس شويي وارد بازار ايران شد. خانواده هاي ايراني كه به احكام ديني پايبندي زيادي داشتند حاضر به خريداري اين محصول نبودند چون به اعتقاد آنها آب موجود در محفظه اين ماشين كمتر از حد شرعي آب كر (سه وجب طول ،در سه وجب عرض ، در سه وجب ارتفاع) است و نجاست لباس ها را از بين نمي برد . اينبار تاجر مذكور خودش پيش قدم شد و توانست فتوايي بر كر بودن آب لوله كشي شهر كه به دستگاه لباسشويي مي ريزد بدست بياورد


مثل بسیاری از این احکام جور واجور حکایت های بالاست حال خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل
 

شهریاری 2

کاربر فعال تالار اسلام و قرآن
کاربر ممتاز
منظور از هر چيزي ديگه تك تك دستورات نيست بلكه كليت عقايد و انشعابات اونه
مثلا اگه كسي دليل حرمت فلان چيز رو ندونه دليل نميشه كليتي رو كه با عقل قبول كرده به خاطر اين جزء رد بكنه.بله اينكه دنبال دليل هم باشيم خوبه و ممكنه به ايمانمون بيفزايه ولي اگه دليل پيدا نكرديم عيب از ماست نه اينكه دليلي نباشه:gol:


درود بر تو!
کاشکی منم دامنه لغاتم مثل شما بود!
 

**آگاهدخت**

مدیر تالار اسلام و قرآن
مدیر تالار
1-حدودا يك قرن قبل قند از كشور بلژيك به ايران وارد مي شد . به دليل مسائلي كه ميان روحانيون و يكي از اتباع بلژيك(موسیو نوز بلژیکی) پيش آمده بود فتواي حرام بودن قند صادر شده بود و كسي قند نمي خورد. يكي از تجار كه قندهايش رو دستش مانده بود به سراغ يكي از مراجع رفت و مشكل را براي وي مطرح كرد. بعد از آن بر فتواي قبلي تبصره اي صادر شد كه حرام بودن قند وقتي است كه مستقيما در دهان گذاشته شود ، اگر قند را پيش از گذاشتن در دهان در چاي بزنيد حلال مي شود . ……. هنوز هم بسياري از افراد مسن بدون آنكه دليل آن را بدانند ،قبل از آنكه قند را در دهان بگذارند آن را در استكان چاي فرو مي برند

2-در دهه 40 خورشيدي نوشابه هاي پپسي كولا وارد بازار ايران ، شايعاتي مبني بر بهايي بودن مالك شركت توزيع كننده اين نوشابه ها بر سر زبان ها افتاد و فتوايي مبني بر حرام بودن خوردن پپسي كولا صادر شد.مدیر شركت توزيع كننده كه نمي خواست بازار را از دست بدهدنزد يكي از مراجع رفت تا تبصره اي بر اين فتوا نوشته شود كه خوردن نوشابه هاي پپسي با شيشه حرام است اگر در ليوان ريخته شود حلال مي گردد……

3-در دهه 50 خورشيدي ماشين هاي لباس شويي وارد بازار ايران شد. خانواده هاي ايراني كه به احكام ديني پايبندي زيادي داشتند حاضر به خريداري اين محصول نبودند چون به اعتقاد آنها آب موجود در محفظه اين ماشين كمتر از حد شرعي آب كر (سه وجب طول ،در سه وجب عرض ، در سه وجب ارتفاع) است و نجاست لباس ها را از بين نمي برد . اينبار تاجر مذكور خودش پيش قدم شد و توانست فتوايي بر كر بودن آب لوله كشي شهر كه به دستگاه لباسشويي مي ريزد بدست بياورد


مثل بسیاری از این احکام جور واجور حکایت های بالاست حال خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل

جناب مهندس یک سوال :

اگر یکی ار اعضا در تاپیک دیگری این مطالب رو نوشته بود شما نمیپرسیدید منبع؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 

JavadMessi

مدیر بازنشسته
1-حدودا يك قرن قبل قند از كشور بلژيك به ايران وارد مي شد . به دليل مسائلي كه ميان روحانيون و يكي از اتباع بلژيك(موسیو نوز بلژیکی) پيش آمده بود فتواي حرام بودن قند صادر شده بود و كسي قند نمي خورد. يكي از تجار كه قندهايش رو دستش مانده بود به سراغ يكي از مراجع رفت و مشكل را براي وي مطرح كرد. بعد از آن بر فتواي قبلي تبصره اي صادر شد كه حرام بودن قند وقتي است كه مستقيما در دهان گذاشته شود ، اگر قند را پيش از گذاشتن در دهان در چاي بزنيد حلال مي شود . ……. هنوز هم بسياري از افراد مسن بدون آنكه دليل آن را بدانند ،قبل از آنكه قند را در دهان بگذارند آن را در استكان چاي فرو مي برند

2-در دهه 40 خورشيدي نوشابه هاي پپسي كولا وارد بازار ايران ، شايعاتي مبني بر بهايي بودن مالك شركت توزيع كننده اين نوشابه ها بر سر زبان ها افتاد و فتوايي مبني بر حرام بودن خوردن پپسي كولا صادر شد.مدیر شركت توزيع كننده كه نمي خواست بازار را از دست بدهدنزد يكي از مراجع رفت تا تبصره اي بر اين فتوا نوشته شود كه خوردن نوشابه هاي پپسي با شيشه حرام است اگر در ليوان ريخته شود حلال مي گردد……

3-در دهه 50 خورشيدي ماشين هاي لباس شويي وارد بازار ايران شد. خانواده هاي ايراني كه به احكام ديني پايبندي زيادي داشتند حاضر به خريداري اين محصول نبودند چون به اعتقاد آنها آب موجود در محفظه اين ماشين كمتر از حد شرعي آب كر (سه وجب طول ،در سه وجب عرض ، در سه وجب ارتفاع) است و نجاست لباس ها را از بين نمي برد . اينبار تاجر مذكور خودش پيش قدم شد و توانست فتوايي بر كر بودن آب لوله كشي شهر كه به دستگاه لباسشويي مي ريزد بدست بياورد


مثل بسیاری از این احکام جور واجور حکایت های بالاست حال خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل
همه اش كه شد مجهول!!!
روحانيون-يكي از اتباع بلژيك-يكي از تجار-يكي از مراجع-بسياري از افراد مسن و...
شما هر چه در فيسبوك ببينيد براي شما حجيت دارد؟!!
 

vergilangleos

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
همه اش كه شد مجهول!!!روحانيون-يكي از اتباع بلژيك-يكي از تجار-يكي از مراجع-بسياري از افراد مسن و...شما هر چه در فيسبوك ببينيد براي شما حجيت دارد؟!!
این الان یعنی چی ؟با اینکه صحبتاش ربط زیادی به اصل تاپیک نداشت اما واقعی هستن ، هنوز ادمایی که اون روزا رو دیدن هستن بینمون
 

شادیاخ

عضو جدید
جناب مهندس یک سوال :

اگر یکی ار اعضا در تاپیک دیگری این مطالب رو نوشته بود شما نمیپرسیدید منبع؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مواردی که مطرح شد عرض کردم حکایت

مثل بسیاری از این احکام جور واجور حکایت های بالاست حال خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل

در لغت نامه دهخدا حکایت یعنی نقل کسی را باز گفتن ،یعنی از کسی چیزی شنیدی و بازگو میکنی ، اگر می گفتم طبق اسناد فوق بله ادعای شما صحیح بود و من باید منبع ارائه می دادم

نکته: در بحث ها واژگان مناسب اختیار کنید.

پ.ن: در مباحثی که منبع ارائه شد اگر با سکوت شما مواجه نمیشدم بسیار برام خوشحال کننده بود.
 
آخرین ویرایش:

شادیاخ

عضو جدید
همه اش كه شد مجهول!!!
روحانيون-يكي از اتباع بلژيك-يكي از تجار-يكي از مراجع-بسياري از افراد مسن و...
شما هر چه در فيسبوك ببينيد براي شما حجيت دارد؟!!

بنده هر سه مورد رو شفاها شنیده بودم قبلا و چون وقت تایپ کردن نداشتم از نت جستجو کردم و مطالب رو اینجا گذاشتم ولی به هیچ وجه در فیسبوک و امثالهم ندیدم خوشبختانه وقت استفاده از این سایت هارو ندارم

و برای ادامه جواب رجوع کنید به پاسخ قبلی بنده
 
آخرین ویرایش:

شادیاخ

عضو جدید
چند نکته به ذهنم رسید که گرچه به اصل موضوع تایپیک ربطی نداره ولی همینجا هم ردپایی از این مطالب در صحبت دوستان بود

در مبحثی در مورد پیامبران دوست عزیزی از دوستان مذهبی اشاره کرده بودند که اینترنت منبع مناسبی نیست و باید کتاب خوند و از کتاب منبع آورد

اصرار این قشر از دوستان در نفی تکنولوژی برای من جای تامل داره مثل اینه که در زمان اختراع کاغذ و بعدها صنعت چاپ گفته می شد چرا از کاغذ استفاده میشه کتاب های روی کاغذ و به صورت چاپی معتبر نیست و کتاب های روی پوست و خطی معتبره در خیلی از تایپیک هایی که من در این سایت مطالعه کردم دوستان مذهبی این اشکال رو وارد کردن خب اگر کتاب معتبره پس چرا سالیانه برخی کتاب ها و در مجموع هزاران عنوان کتاب به عنوان کتاب ممنوعه حق چاپ و انتشار نداره و اگر باز کتاب معتبره بنده از کتب زیادی مطلب و نقل قول با شماره صفحه و خط و... میارم که اسلام و قران و خدا رو زیر سوال میبره ، آیا باید پذیرفت؟؟؟؟

من در مطلب فوق از واژه مذهبی برای گروهی از افراد استفاده کردم به نظر شما استفاده از این واژه درسته ؟ آیا گستره معنایی این واژه این قشر افراد رو شامل میشه یا خیر؟ در این سایت گروهی که اصطلاحا روشن فکر خطاب میشن به گروه دیگر میگن مذهبی که هر دو واژه اشتباهه ، برای گروهی که مذهبی نامیده میشن دو واژه دیگه مطرحه که چون از نظر دوستان توهین محسوب میشه اینجا نمیارم گرچه توهین نیست و بار معنایی کاملا درست داره و قشر دوم که روشن فکر خطاب میشن، من خواهش میکنم دوستان (مذهبی) تعریفی از واژه (روشن فکر) ارائه بدن، آنچه که شما از واژه روشن فکر تصور میکنید در واژه دیگری تعریف شده که با روشن فکری هیچ تناسب معنایی نداره.

اما یکی از دوستان به مجهول بودن پست بنده اشاره کرده بودن :

یکی را از حکما شنیدم که می گفت هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر آن کس که چون دیگری در سخن باشد همچنان ناتمام گفته سخن آغاز کند

روزی به غرور جوانی سخت رانده بودم و شبانگاه سست مانده. پیرمردی ضعیف از پس کاروان همی آمد و گفت چه نشینی که نه جای خفتن است گفتم چون روم که نه پای رفتن است. گفت این نشنیدی که صاحبدلان گفته اند رفتن و نشستن به که دویدن و گسستن

یکی از بزرگان به غلامش گفت: از مال خود گوشتی بستان و از آن طعامی ساز تا بخورم و تو را آزاد کنم. غلام شاد شد. گوشتی خرید و بریانی ساخت و پیش او آورد و.....

سه مورد فوق نمونه هایی از حکایات گلستان سعدیه که گاهی ما اعمال و رفتارمون رو بر اساس این حکایات تفسیر میکنیم آیا می پرسیم این ها کی هستن و کو منبعش؟ صرف اینکه سعدی گفته آیا درسته ؟ آیا شعر های حذف شده همین جناب سعدی رو خوندید؟

و یا دید موسی یک شبانی را به راه.... به نقل از مثنوی بسیاری نوع عبادت و نیایش خودشون رو با استناد به این شعر مولوی توجیه میکنن ولی آیا برای این حکایت سند تاریخی میشه آورد؟ صرف اینکه مولوی گفته درسته؟ و اگر زندگی نامه همین جناب مولوی و نوع رفتارش با زن و فرزندش رو مطالعه کنید باز هم سخن مولوی رو سند متقن خواهید دونست؟

نکته املایی:

من در این سایت خیلی دیدم که واژه توجیه رو توجیح می نویسن که از اثر شباهت دو واژه توجیه و ترجیح پیش میاد ، توجیه از موجه جلوه دادن و ترجیح از رجحان (برتری دادن ) گرفته شده، اینم نکته ای برای برخی دوستان که اشتباه میکنن این دو کلمه رو;)
 
آخرین ویرایش:

.:ارمیا:.

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
اما یکی از دوستان به مجهول بودن پست بنده اشاره کرده بودن :

یکی را از حکما شنیدم که می گفت هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر آن کس که چون دیگری در سخن باشد همچنان ناتمام گفته سخن آغاز کند

روزی به غرور جوانی سخت رانده بودم و شبانگاه سست مانده. پیرمردی ضعیف از پس کاروان همی آمد و گفت چه نشینی که نه جای خفتن است گفتم چون روم که نه پای رفتن است. گفت این نشنیدی که صاحبدلان گفته اند رفتن و نشستن به که دویدن و گسستن

یکی از بزرگان به غلامش گفت: از مال خود گوشتی بستان و از آن طعامی ساز تا بخورم و تو را آزاد کنم. غلام شاد شد. گوشتی خرید و بریانی ساخت و پیش او آورد و.....

سه مورد فوق نمونه هایی از حکایات گلستان سعدیه که گاهی ما اعمال و رفتارمون رو بر اساس این حکایات تفسیر میکنیم آیا می پرسیم این ها کی هستن و کو منبعش؟ صرف اینکه سعدی گفته آیا درسته ؟ آیا شعر های حذف شده همین جناب سعدی رو خوندید؟

و یا دید موسی یک شبانی را به راه.... به نقل از مثنوی بسیاری نوع عبادت و نیایش خودشون رو با استناد به این شعر مولوی توجیه میکنن ولی آیا برای این حکایت سند تاریخی میشه آورد؟ صرف اینکه مولوی گفته درسته؟ و اگر زندگی نامه همین جناب مولوی و نوع رفتارش با زن و فرزندش رو مطالعه کنید باز هم سخن مولوی رو سند متقن خواهید دونست؟

:eek:

جناب! اینا حکایته...داستانه! مضامین اخلاقی و اجتماعی و عرفانی و...داره که مردم رو به سمت ارزشهای انسانی جذب کنه. شما حکایاتتون(!) رو آوردین واسه مضامین اینچنینی؟! نه! پس حتماً برای اثبات چیزی از این حکایات بهره بردین دیگه! در نتیجه برای ثابت شدنشون نیاز به منبع معتبر دارین!!

بله اگر داستان موسی و شبان بود، خنده دار بود که بگیم:" ثابت کنید این شبان کیست و در کجا میزیسته!" چون مطمئناً هدف شاعر اثبات وجود شبان نبوده! آموزش مضامین عرفانی بوده.

حالا که شما سعی دارین از حکایاتتون برای "خوانده شدن حدیث مفصل از این مجمل" بهره ببرید، باید معتبر بودن این حکایات رو به اثبات برسونید که بشه حدیث مفصل از این مجمل خواند!!

در غیر این صورت باید ازتون پرسید که اگه به گفته ی خودتون، اینا داستان و حکایته، و ثابت کننده ی چیزی نیست، پس به چه علت در جواب دوستمون ازش استفاده کردین؟!

-الان روند سوال و جواب اینطوری شده:

س: چرا باید از دلیل صادر شدن احکام مطلع باشیم؟! شاید واسه بعضی احکام دلایلی فراتر از محدوده ی عقلی ما وجود داره.

پ:مطابق حکایت 1و 2و 3و...، هیج دلیل عقلی و منطقی پشت صدور احکام نیست، همه شون همینجوری و الکی الکی و به دلایل شخصی صادر شدن!

س: منبع؟!

پ: اینا حکایته...شنیده هاست...داستانه، داستان پردازیه...خب داستان که منبع نمیخواد!! منبع: ذهن نویسنده!!

سوال کننده::confused:
 

شادیاخ

عضو جدید
:eek:

جناب! اینا حکایته...داستانه! مضامین اخلاقی و اجتماعی و عرفانی و...داره که مردم رو به سمت ارزشهای انسانی جذب کنه. شما حکایاتتون(!) رو آوردین واسه مضامین اینچنینی؟! نه! پس حتماً برای اثبات چیزی از این حکایات بهره بردین دیگه! در نتیجه برای ثابت شدنشون نیاز به منبع معتبر دارین!!

بله اگر داستان موسی و شبان بود، خنده دار بود که بگیم:" ثابت کنید این شبان کیست و در کجا میزیسته!" چون مطمئناً هدف شاعر اثبات وجود شبان نبوده! آموزش مضامین عرفانی بوده.

حالا که شما سعی دارین از حکایاتتون برای "خوانده شدن حدیث مفصل از این مجمل" بهره ببرید، باید معتبر بودن این حکایات رو به اثبات برسونید که بشه حدیث مفصل از این مجمل خواند!!

در غیر این صورت باید ازتون پرسید که اگه به گفته ی خودتون، اینا داستان و حکایته، و ثابت کننده ی چیزی نیست، پس به چه علت در جواب دوستمون ازش استفاده کردین؟!

-الان روند سوال و جواب اینطوری شده:

س: چرا باید از دلیل صادر شدن احکام مطلع باشیم؟! شاید واسه بعضی احکام دلایلی فراتر از محدوده ی عقلی ما وجود داره.

پ:مطابق حکایت 1و 2و 3و...، هیج دلیل عقلی و منطقی پشت صدور احکام نیست، همه شون همینجوری و الکی الکی و به دلایل شخصی صادر شدن!

س: منبع؟!

پ: اینا حکایته...شنیده هاست...داستانه، داستان پردازیه...خب داستان که منبع نمیخواد!! منبع: ذهن نویسنده!!

سوال کننده::confused:

نمیدونم یا شما ادبیات فارسیتون خیلی ضعیفه یا من خیلی ثقیلم ،

قرابت معنایی واژه مثل و حکایت رو آیا متوجه میشید؟

گرچه برای این 3 مورد هم میشه یک تحقیق وسیع انجام داد و به مستند و یا غیر مستند بودنشون پی برد ولی از قدیم گفتن در مثل مناقشه نیست

پ.ن: فک میکنم رها کردن مردم از اعتقاد به قوانین بدون پشتوانه عقلی جزوی از ارزش های انسانی باشه
 

.:ارمیا:.

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
نمیدونم یا شما ادبیات فارسیتون خیلی ضعیفه یا من خیلی ثقیلم ،

قرابت معنایی واژه مثل و حکایت رو آیا متوجه میشید؟

گرچه برای این 3 مورد هم میشه یک تحقیق وسیع انجام داد و به مستند و یا غیر مستند بودنشون پی برد ولی از قدیم گفتن در مثل مناقشه نیست

پ.ن: فک میکنم رها کردن مردم از اعتقاد به قوانین بدون پشتوانه عقلی جزوی از ارزش های انسانی باشه

می دونید که با مثل آوردن نمیشه عقیده ای رو به اثبات رسوند! بنابراین برای اینکه گوش شنوایی باشه برای شنیدن عقیده ای، باید دنبال اثبات بود نه داستان پردازی! وگرنه اینطوری میشه واسه زیر سوال بردن همه ی عقاید مسلمانان حکمتهای بدون منبع و من درآوردی رو کرد!

مثلاً نماز خواندن!

س: چرا باید به این شکل نماز خواند؟!

پاسخ دوستان(!): دلیل منطقی پشتش نیست، یک حکایتی هست که میگی خیییلی سال پیش، یه نفر که معلوم نبود کیه(!) رفت پیش یه نفر عالم که اونم معلوم نیست کیه(!) و گفت: من همیشه دلم میخواسته آخر نمازم سلام بگم، میشه اینو به آخر نماز اضافه کنید؟! اون یه نفر عالم مجهول هم گفت: چشم!!

و الان واسه همینه که ما به این صورت نماز می خونیم!! همینطوری الکی الکی!

------------------------------

اینجا تالار اسلام و قرآنه...نه ادبیات! که بتونیم با مثل و حکمت جلو بریم!
 

reza.mech2012

عضو جدید
می دونید که با مثل آوردن نمیشه عقیده ای رو به اثبات رسوند! بنابراین برای اینکه گوش شنوایی باشه برای شنیدن عقیده ای، باید دنبال اثبات بود نه داستان پردازی! وگرنه اینطوری میشه واسه زیر سوال بردن همه ی عقاید مسلمانان حکمتهای بدون منبع و من درآوردی رو کرد!

مثلاً نماز خواندن!

س: چرا باید به این شکل نماز خواند؟!

پاسخ دوستان(!): دلیل منطقی پشتش نیست، یک حکایتی هست که میگی خیییلی سال پیش، یه نفر که معلوم نبود کیه(!) رفت پیش یه نفر عالم که اونم معلوم نیست کیه(!) و گفت: من همیشه دلم میخواسته آخر نمازم سلام بگم، میشه اینو به آخر نماز اضافه کنید؟! اون یه نفر عالم مجهول هم گفت: چشم!!

نه که شما شیعیان گرامی، اشهد ان علی ولی الله و حی علی خیرالعمل رو به اذان و اقامه و قنوت را به نماز اضافه نکردین !!!

اگر در مورد احکامتون مدعی هستین آسمانی هست و نباید توش تغییر ایجاد بشه، پس نمازتون وقتی بر پیامبر اسلام از آسمان شیوه اش گفته شد، توش علی ولی الله نبود، مگر اینکه خداوند شما هم مشمول تکامل بشه و بگه حالا این رو هم به اذان اضافه کنید گذشته یادم رفته بوده یا نیازی نبوده !!!

به قول همین امضاتون، آنان که معنی ولایت را نفهمیده اند، در کار ما سخت درمانده اند.
و من هم در کار شما ولایتمدارها و ادله تون سخت درمانده ام !!
 

شادیاخ

عضو جدید
می دونید که با مثل آوردن نمیشه عقیده ای رو با اثبات رسوند! بنابراین برای اینکه گوش شنوایی باشه برای شنیدن عقیده ای، باید دنبال اثبات بود نه داستان پردازی! وگرنه اینطوری میشه واسه زیر سوال بردن همه ی عقاید مسلمانان حکمتهای بدون منبع و من درآوردی رو کرد!

مثلاً نماز خواندن!

س: چرا باید به این شکل نماز خواند؟!

پاسخ دوستان(!): دلیل منطقی پشتش نیست، یک حکایتی هست که میگی خیییلی سال پیش، یه نفر که معلوم نبود کیه(!) رفت پیش یه نفر عالم که اونم معلوم نیست کیه(!) و گفت: من همیشه دلم میخواسته آخر نمازم سلام بگم، میشه اینو به آخر نماز اضافه کنید؟! اون یه نفر عالم مجهول هم گفت: چشم!!

و الان واسه همینه که ما به این صورت نماز می خونیم!! همینطوری الکی الکی!

------------------------------

اینجا تالار اسلام و قرآنه...نه ادبیات! که بتونیم با مثل و حکمت جلو بریم!

بنده در مواردی که سعی در اثبات مطلبی دارم منبع ارائه کردم حتی در همون موارد هم از واژه هایی مثل "به نظر بنده" ،" فکر میکنم" و.... استفاده کردم ، ادبیات "فقط " "حتما" "باید" که سعی در اثبات که چه عرض کنم فرو کردن یک مطلب در ذهن طف مقابل به هر ضرب و زوری هست در صحبت های من جایی نداره ، در این مورد هم همینطور قصد من اثبات نیست .

مطالبی که دوستان (مذهبی) مطرح میکنن خیلی متقن و مستنده؟ آیا آنچه با عقل و منطق منطبق هست به ثبوت نزدیکتره یا مطالبی که هیچ قرابتی با عقل ندارند ؟

به هر حال این مطلب خیلی برای تالار اسلام و قرآن سنگین اومده کافیه حذف بشه ، خدارو شکر مولوی و سعدی به رحمت ایزدی رفتن وگرنه باید عمرشون صرف پیدا کردن نام و نشان شخصیت های حکایت هاشون میشد.;)

پ.ن : اگر فرصت اجازه بده مطالبی رو مطرح خواهم کرد و از منابع دوستان (مذهبی) بهره مند خواهم شد.
 

شهریاری 2

کاربر فعال تالار اسلام و قرآن
کاربر ممتاز
نه که شما شیعیان گرامی، اشهد ان علی ولی الله و حی علی خیرالعمل رو به اذان و اقامه و قنوت را به نماز اضافه نکردین !!!

اگر در مورد احکامتون مدعی هستین آسمانی هست و نباید توش تغییر ایجاد بشه، پس نمازتون وقتی بر پیامبر اسلام از آسمان شیوه اش گفته شد، توش علی ولی الله نبود، مگر اینکه خداوند شما هم مشمول تکامل بشه و بگه حالا این رو هم به اذان اضافه کنید گذشته یادم رفته بوده یا نیازی نبوده !!!

به قول همین امضاتون، آنان که معنی ولایت را نفهمیده اند، در کار ما سخت درمانده اند.
و من هم در کار شما ولایتمدارها و ادله تون سخت درمانده ام !!


من زیاد تخصص ندارم توی این زمینه ها! ولی میخام جواب بدم شاید درست باشه!

ما که اشهد ان علی ولی الله رو اضافه کردیم، از روی شکم اضافه نکردیم، بعدم این اضافه کردنا بدعت نیست که حرام یا حلال باشه ! یعنی اینکه در گفتنش مختارید و اخلالی در اذان اقامه وارد نمیشه! ولی شما حکایاتی رو که مطرح میکنید، بدعت محسوب میشه، یعنی یه حکم، که معلوم نیست از کی و کجا اومده شده حرام یا واجب.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

.:ارمیا:.

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
نه که شما شیعیان گرامی، اشهد ان علی ولی الله و حی علی خیرالعمل رو به اذان و اقامه و قنوت را به نماز اضافه نکردین !!!

اگر در مورد احکامتون مدعی هستین آسمانی هست و نباید توش تغییر ایجاد بشه، پس نمازتون وقتی بر پیامبر اسلام از آسمان شیوه اش گفته شد، توش علی ولی الله نبود، مگر اینکه خداوند شما هم مشمول تکامل بشه و بگه حالا این رو هم به اذان اضافه کنید گذشته یادم رفته بوده یا نیازی نبوده !!!

به قول همین امضاتون، آنان که معنی ولایت را نفهمیده اند، در کار ما سخت درمانده اند.
و من هم در کار شما ولایتمدارها و ادله تون سخت درمانده ام !!

من در مورد اضافه کردن و اضافه نکردن بحث کردم؟!! میشه تاپیک رو از اول مطالعه کنید، نه از پست من به بعد؟!

حرفمون اینه که دوست شما فرمودن احکام بدون هیچ پشتوانه و تعقل و تفکری، برای منفعت یه سری از انسانهای خاص که معلوم نیست کی بودن(!) توسط روحانیونی که باز هم معلوم نیست کی بودن(!) صادر شده!! و حکمتهای بدون منبعِ شنیداری هم واسه ما نقل کردن که پرسیدیم کو منبع؟! ایشون گفتن منبع نداریم...شنیدیم!:smile:
من هم گفتم اگه اینطور باشه راحت و الکی الکی میشه واسه همه ی احکام و همه ی عقاید نسخه پیچی کرد و دلایل مضحک آورد واسه ردّ حقانیتشون و لذت برد!

بنابر این میخوام بگم اگه چیزی اضافه شده در فروع دین یا احکامی هست که علما صادر کردن، دلیلش درخواست مردم برای منفعتشون نبوده، دلایل خیلی بزرگتر و پشتوانه های عظیمتری پشتش هست که نشه به این راحتی کنارشون گذاشت!

همون قنوت و علی ولی الله و احکام نماز و...نکنه خدایی نکرده فکر کردید واقعاً مطابق مثال من بوده؟؟!!

جناب!

مراجع و علمامون هستند، آیات و روایات از ائمه هست، کتب معتبر هست...اینارو ول کنیم بگیم؛ نه این داستان پردازی ها درسته؟!

اینکه بگید یه مجهول یه خاطر نفع خودش از یه مجهول دیگه حکمی رو خواسته و حکم هم صادر شده (اون هم با ذکر حکایت و بدون منبع!!) و اصرار بر ادامه ی بحث واسم خیلی عجیبه!

البته نه خیلی...!! بالاخره این روزها همه ی عزیزان باید سعیشون رو بکنن دیگه..حالا هر جوری! حتی با چنگ زدن به ریسمان پوسیده ی حکایات بی منبع!

به شیوه ی قبلیِ خودتون...:gol:
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

شهریاری 2

کاربر فعال تالار اسلام و قرآن
کاربر ممتاز
نه که شما شیعیان گرامی، اشهد ان علی ولی الله و حی علی خیرالعمل رو به اذان و اقامه و قنوت را به نماز اضافه نکردین !!!

اگر در مورد احکامتون مدعی هستین آسمانی هست و نباید توش تغییر ایجاد بشه، پس نمازتون وقتی بر پیامبر اسلام از آسمان شیوه اش گفته شد، توش علی ولی الله نبود، مگر اینکه خداوند شما هم مشمول تکامل بشه و بگه حالا این رو هم به اذان اضافه کنید گذشته یادم رفته بوده یا نیازی نبوده !!!

به قول همین امضاتون، آنان که معنی ولایت را نفهمیده اند، در کار ما سخت درمانده اند.
و من هم در کار شما ولایتمدارها و ادله تون سخت درمانده ام !!

این هم که میگید از ولایتمداری ولایت مداران سخت درمانده اید باید بگم من به شخصه برای دین داری خودم ، سعی میکنم به کسی که به احکام الهی اگاه تره مراجعه کنم و مسائل روز مره ام رو از اون بپرسم!
هیچکسم عالمتر از این مراجع تقلید ندیدم! اگه هست شما بهم معرفی کنید.( دیگه فکر کنم این نهایت منطقی بودن باشه )



این رو که جواب دادین خواهشا دیگه این بحث رو ادامه ندین چون به موضوع تاپیک ربطی نداره!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

vergilangleos

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
این هم که میگید از ولایتمداری ولایت مداران سخت درمانده اید باید بگم من به شخصه برای دین داری خودم ، سعی میکنم به کسی که به احکام الهی اگاه تره مراجعه کنم و مسائل روز مره ام رو از اون بپرسم! هیچکسم عالمتر از این مراجع تقلید ندیدم! اگه هست شما بهم معرفی کنید.( دیگه فکر کنم این نهایت منطقی بودن باشه )این رو که جواب دادین خواهشا دیگه این بحث رو ادامه ندین چون به موضوع تاپیک ربطی نداره!
درمورد این به اصطلاح علما میشه کتابها نوشت چقد واقعا متخصصا !!!
 

شادیاخ

عضو جدید
اینکه بگید یه مجهول یه خاطر نفع خودش از یه مجهول دیگه حکمی رو خواسته و حکم هم صادر شده (اون هم با ذکر حکایت و بدون منبع!!) و اصرار بر پذیرفتنش واسم خیلی عجیبه!

دوست عزیز لطف کنید بفرمایید از کدام جمله برداشت کردید که بنده اصرار دارم حرفم رو بپذیرید؟
 

.:ارمیا:.

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
دوست عزیز لطف کنید بفرمایید از کدام جمله برداشت کردید که بنده اصرار دارم حرفم رو بپذیرید؟

خب...تصحیحش می کنم! راست میگید...نمیشه بر پذیرفتنش اصرار کنید چون خودتون می دونید پذیرفتنی نیست!!

"اصرار بر ادامه دادن بحث" فکر کنم خوب باشه...الان تصحیح می کنم. ممنون.:gol:
 

شادیاخ

عضو جدید
خب...تصحیحش می کنم! راست میگید...نمیشه بر پذیرفتنش اصرار کنید چون خودتون می دونید پذیرفتنی نیست!!

"اصرار بر ادامه دادن بحث" فکر کنم خوب باشه...الان تصحیح می کنم. ممنون.:gol:

دوست عزیز ، واژه اصرار ، حتما ، باید و واژه های مشابه رو در هیچ بحثی بکار نبرید این واژه ها مصداق دیکتاتوری هستند .;)
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
بالا