فرق عشق با ازدواج!!!!!

farzaan

عضو جدید
کاربر ممتاز
یک داستان زیبا و منحصر به فرد​
شاگردی از استادش پرسید: عشق چست ؟​
استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد ​
داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی...​
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید: چه آوردی ؟ ​
با حسرت جواب داد:هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به ​
امید پیداکردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.​

استاد گفت: عشق یعنی همین...! ​

شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست ؟​
استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش ​
که باز هم نمی توانی به عقب برگردی...​

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت .​

استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین​
درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی​
برگردم .​

استاد باز گفت: ازدواج هم یعنی همین...!:heart::gol::gol::heart:​
و این است فرق عشق و ازدواج ...:gol:​
 

100af

مدیر تالار مهندسی صنایع
مدیر تالار
کاربر ممتاز
یک داستان زیبا و منحصر به فرد​
شاگردی از استادش پرسید: عشق چست ؟​
استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد ​
داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی...​
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید: چه آوردی ؟ ​
با حسرت جواب داد:هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به ​
امید پیداکردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.​

استاد گفت: عشق یعنی همین...! ​

شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست ؟​
استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش ​
که باز هم نمی توانی به عقب برگردی...​

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت .​

استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین​
درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی​
برگردم .​

استاد باز گفت: ازدواج هم یعنی همین...!:heart::gol::gol::heart:​
و این است فرق عشق و ازدواج ...:gol:​
تکرارررررررررررررررررررررررررریه .
 

Similar threads

بالا