سناریوی دلتنگی ....

baroonearamesh

عضو جدید
کاربر ممتاز
​

دو بخش دارد : با ... با ... که می شود بابا​
​
همین که هست در آن قاب عکس ، آن بالا​
​
همین که زل زده بر چشم های غمگینم​
​
نشسته در دل سنگر کنار آن آقا​
​
همین که نیست که همبازی ام شود گاهی​
​
اتاق با نفسش گر بگیرد از گرما​
​
همین که نیست کشتی بگیرد او با من​
​
و گاه لج کنم و بد شوم و او دعوا ...​
​
همین که نیست که با هم به مدرسه برویم​
​
و یا به مسجد ، هیئت ، خرید یا هرجا​
​
همین که نیست که ما را مسافرت ببرد​
​
شلمچه ، تهران ، قم ، مشهد امام رضا​
​
همین که نیست بگوید : صد آفرین پسرم !​
​
همین که نیست کند کارنامه ای امضا​
​
***​
​
چرا زقاب تکانی نمی خوری ای مرد​
​
چرا سراغ نمی گیری از من تنها​
​
نگاه کن همه نمره های من عالی​
​
نگاه کن تو به این برگه حضرت والا !​
​
***​
​
به گریه سر روی زانو نهاد و خوابش برد​
​
و قاب عکس زمین خورد مثل یک رؤیا​
​
نشسته بود پدر در کنار او با شوق​
​
و بوسه می زد و می گفت مرد من بر پا !​
​
ببین کنار تو هستم بلند شو خوش خواب​
​
آهای مرد حسابی بگیر دستم را​
​
***​
​
کشید چفیه به چشمان ابری و باران ...​
​
گرفت خودکار از دست کوچکش بابا !​
​
 

Comet1986

عضو جدید
کاربر ممتاز


دو بخش دارد : با ... با ... که می شود بابا​

همین که هست در آن قاب عکس ، آن بالا​

همین که زل زده بر چشم های غمگینم​

نشسته در دل سنگر کنار آن آقا​

همین که نیست که همبازی ام شود گاهی​

اتاق با نفسش گر بگیرد از گرما​

همین که نیست کشتی بگیرد او با من​

و گاه لج کنم و بد شوم و او دعوا ...​

همین که نیست که با هم به مدرسه برویم​

و یا به مسجد ، هیئت ، خرید یا هرجا​

همین که نیست که ما را مسافرت ببرد​

شلمچه ، تهران ، قم ، مشهد امام رضا​

همین که نیست بگوید : صد آفرین پسرم !​

همین که نیست کند کارنامه ای امضا​

***​

چرا زقاب تکانی نمی خوری ای مرد​

چرا سراغ نمی گیری از من تنها​

نگاه کن همه نمره های من عالی​

نگاه کن تو به این برگه حضرت والا !​

***​

به گریه سر روی زانو نهاد و خوابش برد​

و قاب عکس زمین خورد مثل یک رؤیا​

نشسته بود پدر در کنار او با شوق​

و بوسه می زد و می گفت مرد من بر پا !​

ببین کنار تو هستم بلند شو خوش خواب​

آهای مرد حسابی بگیر دستم را​

***​

کشید چفیه به چشمان ابری و باران ...​

گرفت خودکار از دست کوچکش بابا !​

سلام
مرسی عزیز. :gol:
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
mani24 قصه دلتنگی و عشق یک مادر شهید دفاع مقدس 0

Similar threads

بالا