رد پای احساس ...

fc9

عضو
‏«یک چیزهایی هست که شما هیچ وقت نخواهید فهمید. چیزهای به ظاهر کم اهمیتی مثلِ اینکه چه کسی، در کدام تاریخ، توی تونلِ شماره چندِ کدام جاده با گوش دادن به چه موسیقی ای یادتان کرده است.»
 

fc9

عضو
حقیقت این است که هر انسانی تو را خواهد رنجاند.
فقط باید کسانی را پیدا کنی که ارزش این را داشته باشند که به خاطرشان، رنج بکشی!

باب مارلی
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم
امید روشنائی گر چه در این تیره گیهانیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم
و می دانم تو روزی باز خواهی گشت

“فریدون مشیری”
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
برف آمد
و انگار معجزه شد
بار دیگر
رویاها روشن و سپید
در دلم روشن شد .....!
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
تنها محبت است
که کهنه نمی‌شود.
همه چیز طراوت خودش را
از دست می‌دهد.
تازگی همه‌چیز،
به کهنگی و پوسیدگی می‌گراید.
زیباترین چهره‌ها،
زیر چروک‌های پیری دفن می‌شود.
گَرد تیرۀ پیری،
درخشنده‌ترین چشم‌ها را
از لَوَندی و فطانت می‌اندازد.
ولی محبت...
نه!

#احمد_محمود
 

*M.A*

کاربر بیش فعال
دلم یک کلبه میخواهد

درون جنگل پاییز

به دور از رنگ و آدم ها

من و آواز توکاها

من و یک رود

من و یک کلبه پر دود

من و چای و کتاب حافظ و خیام

به دور از ننگ به دور از نام

چه غوغایی، چه بلوایی،

بسان برگ

که از شاخه جدا گردد

درون من پر از شورش ،پر از فریاد

درون جنگل پاییز

دلم یک کلبه می خواهد..
 

Bahar5746

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من قاصدک فوت کردم،
شمع کیک تولد فوت کردم آرزو کردم،
من ستاره دنباله دار دیدم دستامو به هم چسبوندم،
زیر بارون و برف چشمامو بستم و از ته دل خواستم،
به نیازمندا کمک‌ کردم،
من آرزو کردم تو برآورده نشدی.
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
باید یه چیزی باشه که تو رو
به زندگی سنجاق کنه؛
یه جایی،
یه دلیلی،
یه آدمی...
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
از بس منتظر شدم که بهم یکی رنگ بزنه یا پیام بده، به نقطه ای رسیدم که دیگه منتظر نیستم.
منم شدم مثل همون آدمها، هر وقت کاری داشته باشم زنگ میزنم یا پیام میدم. بعد مثل خودشون میگم وای چه دوستهای خوبی هستیم
در حالی که بعضی روزها واقعا دلم میخواد بتونم بهشون زنگ بزنم و بگم بیا بریم بیرون دلم گرفته یا بگم بیا بریم فیلم ببینیم. درست درک میکنم درگیری زندگیهاشون هستند ولی نمی‌فهمم پس چطوری برای یکسری افراد دیگه وقت دارند فقط برای من ندارند؟!
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
عشق یادم داد که قرار نیست همه دوستم داشته باشند
همه باهام صادق باشند
کسی بازیم نده
یه وقتی هم هست که بهت میگم، عشق یعنی دوست داشتن خودت همانطور که هستی بی آنکه از خودت خجالت بکشی و بی ترس از اینکه اگر کسی تمامت را شناخت رهایت نمیکند بلکه کنارت میماند
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
گاهی به این فکر کن که، امروز شاید آخرین دیدارت است.
حالا برای آنکه دوست میداری، چه میکنی؟

الان تنها زمانیست که به او بگویی دوستش داری و تا زمانی که نفس میکشی کنارش میمانی
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
من یاد گرفتم، چطور تنهایی به خودم خوش بگذرونم.
حتی وقتهایی که از تنهاییم خسته میشم، به خودم یادآوری میکنم، تمام لحظاتی که به بودن کسی نیاز داشتم، فقط خودم کنار خودم بودم. بعد دیگه به تنهاییم غر نمیزنم
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
خیلی اوقات افراد، خیلی زیبا وارد یه رابطه عاطفی میشن ولی موقع تموم کردنش، چندین روش برای فرار از مسئولیت تموم کردن رابطه دارن. هر چند اکثرا اگر همین اتفاق برای خودشون بیفته، حق خودشون نمیدونند، در حالی که دنیا گرده هر چی کاشتی همون درو میکنی
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
میدونی عشق چند مدل داره، عشق آرمانی و حقیقی
آرمانی تو صرفا عاشق تصورات از اون آدم میشی
اما حقیقی تو اون فرد همونطور که هست دوست داری، بی قید و شرط و همین مدل کهارزشمنده

برات آرزو میکنم، دوست داشتن بی قیدوشرط تجربه کنی و کنار کسی برای همیشه بمونی که همینطور که هستی عمیقا دوستت داره
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
M *** ♥♥♥ در خلوت احساس ♥♥♥ *** ادبیات 2235

Similar threads

بالا