امام صادق (ع) میفرمایند:
الحیاءُ نورٌ جوهره صدر الایمان و تفسیره التثبت...«حیا، نوری است که جوهر آن، صدر و قوام ایمان است، و
یک حالت بازدارندگی و خویشتن داری در برابر هر چیزی که با توحید و معرفت ناسازگاری داشته باشد، در انسان ایجاد میکند.»
الحیاءُ نورٌ جوهره صدر الایمان و تفسیره التثبت...«حیا، نوری است که جوهر آن، صدر و قوام ایمان است، و
یک حالت بازدارندگی و خویشتن داری در برابر هر چیزی که با توحید و معرفت ناسازگاری داشته باشد، در انسان ایجاد میکند.»
حیا در چشم
تمام اعضاء بدن انسان وضعیت و موقعیت خاصی دارند ولی در این میان، چشم عضوی است که سرنوشت سعادت و شقاوت انسان بدست او سپرده شده است.
حیا در گفتار
حیا در گفتار، شخصیت و عیب و هنر افراد را جلوه گر میسازد.
حیاء گوش
حیا در شنیدن از ظرافت و لطافت بیشتری نسبت به حیای در گفتار برخوردار است.رعایت حیاء در گفتار و شنیدار میتواند بسیاری از آسیبهای اجتماعی و معضلات و چالشهای فراروی دنیای کنونی را حل کند.
حیاء درخوابیدن
انسان با حیا تمام حالات و اعمالش تحت الشعاع حیای اوست؛ بگونهای که در خوابیدن نیز حیا را رعایت میکند و پوششی روی خود میافکند.
در انسانیت حیا را میتوان به عنوان پوشش آن برشمرد. انسان بدون حیا، جلوهای عریان، دریده و نازیبا دارد به وسیل حیاست که قامت انسان خلعتی زیبا مییابد.
به همین جهت امام علی (ع) حیا را با تعبیر لباس و حجاب و پوشش، یاد میکند، میفرماید: «الحیاءُ لباسٌ سابِغٌ و حجابٌ
مانِعٌ و سِترٌ عَنِ المَساوی وَاق» «حیا لباسی بلند و حجابی منعکننده و پوششی نگهدارنده از بدیهاست.»
«أحسنُ ملابِسِ الدّینِ الحَیاء» ؛ «بهترین لباس دین، حیاست.»
در روایت از رسول گرامی اسلام (ص) از حیا به عنوان لباس اسلام تعبیر شده است: «الإسلامُ عُریان فَلِباسُهُ
الحَیاء» «اسلام، عریان است و حیا، لباس آن است.»
شهید مطهری: کسی که زیبایی اندیشه دارد زیبایی ظاهر خود را به نمایش نمی گذارد .
حيا، نگراني از زشتي و ترك ناپسنديهاست
حيا، تغيير دروني و عامل بازدارندگي است
حيا،نوري است كه به توقف آدمي در مرز گناه كمك ميكند
حيا،برانگيزاننده حس ترك گناه و بازدارنده از انجام خطاست
حيا،رشد آدمي است در مسير پرهيز از اشتباه و دوري از گناه
حيا، ملكهاي است باوقار و استوار در تعيين راه و نماياندن چاه
حيا،وادارنده انسان به كار نيك، سبب همه زيباييها و مسبب وفاي به عهد است
حيا،نظارت آدمي بر خويشتن خويش است
وقتي كرامت نفس و بزرگواري نباشد، حيا و عفت نيز جايي ندارد
اگر كسي براي خود و آبروي خويش ارزش قائل باشد، حيا در وي نمود پيدا ميكند
اگر حيا نباشد، ارزش و شخصيت، حرمت و كرامت، مردانگي و غيرت نيز معنا ندارد.