البته همواره در مورد نوع اين وظايف اجتماعي بحثهايي مطرح است. با بالا رفتن قيمت نفت از بشكهاي حدود20 دلار تا قيمت حدود 140 دلار و بازگشت آن به حدود بشكهاي 60 - 50 دلار سود سرشاري نصيب شركتهاي وابسته به صنعت نفت شد.
با آغاز اين افزايش قيمت، انواع درخواستها نيز براي مشاركت اين شركتها در مسائل اجتماعي مطرح شده است. گروهي خواهان آن هستند كه اين شركتها توليد گازهاي گلخانهاي خود را كم كنند. دستهاي ديگر انتـظار دارند اين صنعت از2 Co توليد شده در سطح كشورها براي تزريق به چاههاي نفت استفاده كند.
اما موضوع سوختهاي زيستي و جايگزين موضوع ديگري است، چون صنايع نفت جهان در ابتدا معتقد بودند اين نوع سوختها نميتوانند سهمي از بازار را اشغال كنند و آن را نوعي بازي دانسته و به سخره گرفتند. البته طرفداران محيط زيست و انرژي نيز افراد با پشتكاري بودند كه به تحقيقات خود ادامه دادند و با برپايي پايلوتهايي براي جلب افكار عمومي، انواع خودروها و كاربردها را ارائه تا بالاخره سياستگذاران را مجبور كردند در «نقشه راه براي انرژي» هر كشور به اين نوع سوختها نيز توجه شود.
جذابيتهاي سوخت زيستي به گونهاي بوده است كه شركتها به ساخت دستگاهي براي توليد اين سوخت در خانه اقدام كردهاند. در كشورمان نيز يك سري تلاشهاي حداقلي براي افزودن درصد اندكي از «اتانول» به سوخت بنزين در حال پيگيري است كه افت و خيزهاي فراواني را نيز شاهد بوده است. به نظر ميرسد تا ورود سوختهاي زيستي به «نقشه راه براي انرژي ايران» راه زيادي در پيش است ولي مطمئناً طرفداران محيط زيست موفق خواهند شد.
چند سال پيش يكي از مسئولان ارشد شركت بزرگ نفتي «اگزون موبيل» مقايسه نفت و انرژيهاي جايگزين مانند اتانول را به مقايسه «روشنايي خورشيد و روشنايي ماه» تشبيه كرد و توليد سوخت زيستي را گفته پوچي دانست. اما شرايط به گونهاي پيش رفته است كه در ماه جولاي 2009 مدير اجرايي اين شركت اعلام كرد قرار است 600 ميليون دلار را به اقدام نوآورانه توليد سوختهاي زيستي اختصاص دهد تا بتواند سوخت مايع مناسب براي بخش حمل و نقل از جلبك به دست آورد.
مزيت اصلي جلبكها آن است كه فقط به نور خورشيد و آب نياز دارند و اين آب نيز ميتواند آب شيرين، آب شور دريا يا حتي آبهاي آلوده باشد. براي رسيدن به اين سوخت زيستي، شركت مزبور با شركت بيوتكنولوژي Synthetic Genomics ائتلاف كرده است.
تشكيل اين ائتلاف ميتواند مشكلات راهبردي شركت نفتي اگزون موبيل را به نوعي حل كند چون اين شركت از يك سو بزرگترين و ثروتمندترين موسسه در زمينه تجارت نفت به شمار ميرود و از سوي ديگر از طرف گروههاي حامي محيط زيست تحت فشار قرار دارد كه در گذشته نگرانيهاي مربوط به گرمايش جهاني را مد نظر خود نداشته و براي توسعه سوختهاي تجديدپذير بي ميل بوده است.
هر چند در چند سال گذشته عبارت «روشنايي ماه» مستمسكي براي بيان اكراه مسئولان اين شركت بوده است ولي مسئولان اين شركت مدعي هستند براي انواع سوختهاي جايگزين، تلاشهاي فراواني كردهاند. ژاكوبس معاون تحقيق و توسعه در واحد تحقيق و مهندسي اگزون است. او ميگويد: ما با آزادي كامل همه گزينههاي قابل تصور در اين زمينه را بررسي كرده و به پارامترهاي اصلي هر گزينه توجه داشتهايم.
يكي از اين پارامترها، مقياس توليد آن نوع سوخت است چون براي سوخت بخش حمل و نقل اگر نتوانيد فناوري مربوطه را افزايش مقياس (Scale- up) دهيد، بنابراين بايد به اين سوال پاسخ دهيد كه «اصلاً به آن نياز داريد يا خير؟» او ميافزايد؛ «من نميخواهم اين حقيقت را كتمان كنم چون اين موضوع سادهاي نيست و راه اندازي يك كارخانه بزرگ در مقياس تجاري براي توليد سوخت از جلبك به پنج تا 10 سال زمان نياز دارد.» البته خلوص نيت و تعهد شركت نفت اگزون هرازچندگاهي توسط منتقدان محيط زيست به نقد كشيده ميشود كه اين بيشتر ناشي از سودهاي هنگفت اين شركت در بخش نفت طي سالهاي اخير است.
ديويس رئيس بخش تحقيقات گروه صلح سبز است. او ميگويد: تحقيقات كار بزرگي است ولي ما نياز داريم محصولات جديد وارد بازار شود. ما همواره گفتهايم شركتهاي بزرگ نفتي بايد درگير اين تحقيقات شوند اما سؤال اصلي اين است كه آنها فقط بايد براي خودشيريني پولي را بپردازند يا اينكه قدرت و قابليتهاي خود را نيز درگير اين تحقيقات كنند.
بر اين اساس اگر ثابت شود اين تلاشها با حسن نيت همراه بوده و شركت اگزون واقعاً خواهان توليد سوخت از جلبك است و ائتلافي از شركتهاي ثروتمند و بيوتكنولوژي شكل گرفته ، بنابراين ميتوان اين موضوع را در راستاي سياستهاي كابينه اوباما دانست كه تشويق انرژيهاي تجديدپذير را در برنامه دارد. در حال حاضر حدود 9 درصد از سوخت مايع آمريكا از طريق سوختهاي زيستي كه قسمت عمده آن بيواتانول حاصل از ذرت است، تامين ميشود.
طبق الزام كنگره آمريكا بايد تا سال 2022 ميزان توليد سوختهاي زيستي به 36 ميليارد گالن بالغ شود. البته هر ديدگاه جديد مخالفاني نيز دارد و توسعه سوختهاي زيستي نيز از اين قاعده مستثني نيست. در زمينه اتانول حاصل از ذرت نيز به دليل ارزش غذايي و تاثيرات زيست محيطي آن مخالفتهايي وجود دارد.
با همه اين اوصاف طبق مستندات شركت اگزون موبيل، هر سال از هر جريب زمين اختصاص يافته به جلبك ميتوان 2000 گالن سوخت به دست آورد. اين در حالي است كه اين عدد براي درخت نخل حدود650 و براي نيشكر حدود 450 و براي ذرت نيز 250 است. ائتلاف شركت اگزون و شركت سينتتيك ژنوميكس بر پايه اطمينان به تجربيات دكتر ونتر بنا نهاده شده است.
او يك دانشمند مستقل و مشهور در عرصه جهاني است كه طي دهه 1990 در زمينه رمزگشايي ژنوم انسان فعاليت ميكرد. البته در ساليان اخير توجه خود را به جست وجوي ميكروارگانيسمهاي داراي قابليت تبديل به سوخت معطوف داشته است. او اشاره ميكند: «جلبك يك سيستم بيولوژيكي نهايي است كه از نور خورشيد استفاده و دي اكسيد كربن را به سوخت تبديل ميكند.»
طرفداران محيط زيست به سوخت حاصل از جلبك لقب «نفتك» (Oilgae) را داده اند كه فناوري نويدبخشي نيز هست. ساختمان مولكولي سوختهاي حاصل از جلبك بسيار شبيه ساختمان مولكولي محصولات نفتي از قبيل بنزين، گازوئيل و سوخت جت است و بر همين اساس است كه شركت اگزون معتقد است اين سوخت از قابليت همخواني با زيرساختهاي بخش حمل و نقل برخوردار است. به عنوان مثال ميتوان به اين موارد اشاره كرد كه خطوط هوايي كانتيننتال پروازهاي آزمايشي با سوختهاي متشكل از سوختهاي جلبكي انجام داده است.
البته پنتاگون نيز به دنبال سوختهاي جايگزين از جمله جلبك است تا از وابستگي نيروهاي نظامي به نفت بكاهد. قابل ذكر است طبق گزارشها، مصرف انرژي ارتش آمريكا به تنهايي از كل مصرف انرژي مردم سوئد بيشتر است.
اگر محققان از ارزانتر بودن توليد انبوه جلبك نسبت به ديگر سوختهاي زيستي نيز چشمپوشي كنند، مزيتهاي ديگري نيز مطرح است مثلاً اينكه ميتوان جلبك را در زمينهاي غيرزراعي و باير توليد كرد و نيازمند آب با كيفيت ويژهاي نيز نيست چون در استخرهاي آب شور و حتي آب دريا نيز قابل پرورش است.
منفعت ديگر جلبك آن است كه ميتواند به كاهش گازهاي گلخانهاي نيز كمك كند چون مشابه گياهان ديگر، جلبك نيز براي رشد به دياكسيد كربن نياز دارد. البته ائتلاف اگزون و سينتتيك ژنوميكس اميدوار است با مهندسي ژنتيك بتواند انواعي از جلبكها را پرورش دهد كه قادرند مقادير عظيمي از دي اكسيد كربن را جذب كنند كه در اين مورد ميتوان به مقادير زيادي دي اكسيد كربن حاصل از نيروگاهها اشاره داشت.
طبق اظهارات مسوولان سرمايه گذاري اگزون شامل 300 ميليون دلار براي تحقيقات پايهاي در درون شركت خود است كه اگر نتيجه تحقيقات و مسير آن با موفقيت طي شود 300 ميليون دلار ديگر نيز به اين امر اختصاص مييابد.
البته اين ارقام براي شركتي كه فقط در سال گذشته بالغ بر 45/22 ميليارد دلار درآمد داشته است، عدد بزرگي نيست ولي اين شركتها خود را از جمله شركاي بلندمدت اين تحقيقات ذكر ميكنند كه ممكن است سرمايه گذاري آنها در آينده بالغ بر چند ميليارد دلار شود. جلبكها با راندمان بالايي ميتوانند از انرژي خورشيد براي تبديل دي اكسيد كربن به روغن يا ليپيد استفاده كنند. در ادامه ميتوان با استفاده از فرآيندهاي تصفيه اين مواد را به سوخت يا ديگر مواد شيميايي صنعتي تبديل كرد.
مسوولان شركت سينتتيك ژنوميكس گفته اند آنها ساليان سال است كه روي توسعه روشهاي موثر براي استخراج اين روغنها كار كرده اند. ونتر در اين باره گفته است: «جلبك را نيز ميتوان همانند يك گياه زراعي رشد داد و مواد موثر آن را طي فرآيندهاي مختلف و گاهي پرهزينه استخراج كرد.» شركت نامبرده داراي گونههايي از جلبك دستكاري شده است كه قادرند روغن را در يك فرآيند مداوم توليد كنند. او ميافزايد: «من با اين ايده به اينجا آمدهام كه بر سر جلبكها كلاه بگذاريم تا آنها ليپيد بيشتري از خود خارج كنند.» ائتلاف دو شركت فوقالذكر هنوز با مشكلات متعددي روبه رو است كه در اين ميان ميتوان به تعيين نوع جلبك و سرپوشيده يا سرباز بودن استخرها يا همان «بيورآكتور»ها اشاره كرد تا كارايي بيشتري داشته باشد. ضمناً آنها به بزرگي مقياسها براي توليد مقادير معنا داري از سوختهاي زيستي براي آمريكا نيز اشاره ميكنند چون آمريكا كشوري است كه روزانه 9 ميليون بشكه بنزين مصرف ميكند كه اين به معني مصرف سالانه حدود 138 ميليارد گالن است.
ونتر ميگويد: «در تفكر بيشتر دانشمندان، افزايش مقياس يعني شما آزمايشي را از يك لوله آزمايش تا حد يك ظرف مثل بشر افزايش دهيد، ولي كاري كه ما ميخواهيم انجام دهيم، اين است كه از يك لوله آزمايش به چند ميليون گالن محصول برسيم.»
بايد توجه داشت ديگر شركتهاي فعال در صنعت نفت نيز به آرامي در حال پوست انداختن هستند تا از مخالفت با سوختهاي زيستي دست بردارند و اين تحول به دليل فشار دولت آمريكا براي الزام افزايش مصرف اتانول در منابع تامين انرژي كشور طي دهههاي آينده است.
ضمن اين كه در اروپا ائتلافهاي زيادي ميان كمپانيهاي بزرگ نفتي و شركتهاي بيوتكنولوژي به وجود آمده است كه ميتوان به تلاشهاي شركت بريتيش پتروليوم و رويالداچشل اشاره كرد. شركتهاي آمريكايي نيز به آرامي از آنها پيروي ميكنند. مثلاً شركت Valero Energy Corp كه داراي بزرگ ترين پالايشگاههاي آمريكا است، هفت كارخانه توليد اتانول از ذرت را از شركت Verasun خريداري كرده است. شركت معظم «شورون» نيز ائتلافي با شركت Weyerhavser تشكيل داده است تا از ضايعات چوب، سوخت زيستي توليد كند.
دكتر ونتر اشاره ميكند وارد شدن شركت اگزون به بحث «توسعه سوختهاي زيستي» يكي از اصلي ترين اجزاي توليد سوختهاي جايگزين در مقياس بزرگ است چون بدون حضور رهبران صنعت سوخت جهان تغييرات عمدهاي در عرصه جهاني رخ نخواهد داد.
NewYork Times,