منصوری ص
عضو جدید
روی روزانه، در یک عصرمطبوع بهاری زیر سایبان درختانی بلند و در جوار جویبار خروشان « ظفر» به آرامی قدم میزدم که دیدم : جوانی با لباس اسپورت، و موهای ژل زده و سیخ سیخی ! در اتومبیلش را باز کرد و بلافاصله قرآن کوچولو و آویزان بر آینه جلو ماشینش را از ته دل بوسید ! واقعیت اینکه کمی متعجب و شگفت زده شدم که این جوان امروزی چرا چنین کرد!؟ لابد او میدانست که من عاشق این سوژههای ناب هستم!!!؟ نمیدانم!؟ . . . . . . شاید !!! ولی آنچه برایم مهم بود این بود که حس کردم ، این جوان از آن دسته ای است که : " بی ریش " ولی " ریشه دوست " است، نه " با ریش " اما " ریشه سوز" لذا من با دیدن این صحنه، گامهایم را آهسته و آهستهتر کردم و غیرملموس این جوان را زیر نظر گرفتم !!! و مثل همیشه به فکر فرو رفتم و رفتم و رفتم . . . با آنکه عینک دودی بر چشم داشتم ولی دو دستم را بر پشتم قفل کردم تا بلکه با یافتن جواب این سوال عینک دودی دلم را بردارم تا با چشم دل بدانم که :
بوسیدن قرآن یعنی چه ؟
بعد از مدتها پیادهروی روی زمین و دورهگردی درون ذهنم و بعد از نرمش و ورزش ، دلم نرم نرمک قانع شد تا جوابهای خودش را جمعبندی کند . یادتان باشد:
بوسیدن قرآن یعنی : بوسیدن قرآن در " قران " یعنی :
برکت سفره ، با شکر او : « الحمد ا... رب العالمین » توبه به امید بخشش او : « الرحمن الرحیم » اعتماد به رستاخیز و مالکیت او : « مالک یوم الدین » طلب یاری و عبادت و سجده به درگاه او: « ایاک نعبد و ایاک نستعین » رفتن به صراط راست و مستقیم : « اهدنا الصراط المستقیم » فرار از صراط گمراهان و مغضوبین : « غیرالمغضوب علیهم و الضالین »
بوسیدن قرآن در " آناتومی احساس " یعنی : " شنیدن " داستان یوسف " بوئیدن " پیراهن یوسف " چشیدن " شهد شیرین وصالی چندساله با نوید : " دیدن و دیدار" یعقوب با چشمانی بینا نه کور " لمس " وعده و فرمان خدا در سجده بندگان و برادران نافرمان یوسف بر قداست پیامبری و نبوت
بوسیدن قرآن در " ورزش " یعنی :
دویدن : برای خوب زیستن که : "خدایا تو چگونه زیستن را به من بیاموز خود چگونه مردن را خواهم آموخت " پاس کاری و سبقت در امور خیرو خیریه دریبل و پشت سر نهادن و دوری تکنیکی و تاکتیکی از غیبت و تهمت و افترا دفاع : از مظلوم حمله و هجوم : به ظالم
بوسیدن قرآن در " خوردن و خوابیدن " یعنی :
خوردن غذایی که فقط به نام او ذبح شود که نامش " حلال " است. خوابیدن : علی به جای محمد
بوسیدن قرآن در " تعلیم و تعلم " یعنی :
تعلیم به اسراء تعلّم حتی در دور دستترین نقاط « اطلب العلم و لو بالصین » نوشتن و قداست و حرمت قلم : « ن و القلم و ما یسطرون » همان قلمی که داستان " عشق یوسف و زلیخا " را نوشت تا حرمت قداست " عشقهای پاک زمینی " را به خاطر بسپاریم
دوستان عزیزم ! اینکه بوسیدن گُذرا و معمولی قرآن دری از درهای بهشت را باز می کند ! و انسان در جنت ، مآ وا و پناه می گیرد ، اینها را باید از علمای حوزوی با آن تعصب خاص و مخصوص خودشان پرسید که شاید اینگونه منطقها ی دلی ! نه علمی ! در قانون علت و معلول دانشکده و کالجهای مدرن مرجع و رفرنس طلب امروزین جایگاهی نداشته باشد . ولی خلاصه ی حرف من اینست که :
بوسیدن قرآن : ولو اینکه ما با تعالیمش هماهنگ نباشیم یعنی هم دروغ بگوییم هم تهمت بزنیم هم غیبت بکنیم هم رشوه بگیریم هم رشوه بدهیم و هم . . . . . ولی یادتان باشد پذیرش و پذیرفتن قلبی اصالت خوبی و خوبیها در درازمدت جایش را در جای جای سلولهای افرادی ولو غیرمعتقد باز میکند ، و راه توبه و انابه و نهایتا آدم شدن را ولو دیرتر، هموار و هموارتر میکند تا به همان نوای ملکوتی و آسمانی پروردگار عالمیان برسیم . که وقتی بنده گناهکارش از تولیت آستان الهی « اذن دخول » گرفت . متولی آنجا خیلی جدی از او پرسید : که در این هنگام ندایی رساتر از عرش آسمان بر فرش زمین نازل شد که :
بوسیدن قرآن یعنی چه ؟
بعد از مدتها پیادهروی روی زمین و دورهگردی درون ذهنم و بعد از نرمش و ورزش ، دلم نرم نرمک قانع شد تا جوابهای خودش را جمعبندی کند . یادتان باشد:
بوسیدن قرآن یعنی :
" بوسیدن خوبیها "
برکت سفره ، با شکر او : « الحمد ا... رب العالمین » توبه به امید بخشش او : « الرحمن الرحیم » اعتماد به رستاخیز و مالکیت او : « مالک یوم الدین » طلب یاری و عبادت و سجده به درگاه او: « ایاک نعبد و ایاک نستعین » رفتن به صراط راست و مستقیم : « اهدنا الصراط المستقیم » فرار از صراط گمراهان و مغضوبین : « غیرالمغضوب علیهم و الضالین »
بوسیدن قرآن در " آناتومی احساس " یعنی : " شنیدن " داستان یوسف " بوئیدن " پیراهن یوسف " چشیدن " شهد شیرین وصالی چندساله با نوید :
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
بوسیدن قرآن در " ورزش " یعنی :
دویدن : برای خوب زیستن که : "خدایا تو چگونه زیستن را به من بیاموز خود چگونه مردن را خواهم آموخت " پاس کاری و سبقت در امور خیرو خیریه دریبل و پشت سر نهادن و دوری تکنیکی و تاکتیکی از غیبت و تهمت و افترا دفاع : از مظلوم حمله و هجوم : به ظالم
بوسیدن قرآن در " خوردن و خوابیدن " یعنی :
خوردن غذایی که فقط به نام او ذبح شود که نامش " حلال " است. خوابیدن : علی به جای محمد
بوسیدن قرآن در " تعلیم و تعلم " یعنی :
تعلیم به اسراء تعلّم حتی در دور دستترین نقاط « اطلب العلم و لو بالصین » نوشتن و قداست و حرمت قلم : « ن و القلم و ما یسطرون » همان قلمی که داستان " عشق یوسف و زلیخا " را نوشت تا حرمت قداست " عشقهای پاک زمینی " را به خاطر بسپاریم
دوستان عزیزم ! اینکه بوسیدن گُذرا و معمولی قرآن دری از درهای بهشت را باز می کند ! و انسان در جنت ، مآ وا و پناه می گیرد ، اینها را باید از علمای حوزوی با آن تعصب خاص و مخصوص خودشان پرسید که شاید اینگونه منطقها ی دلی ! نه علمی ! در قانون علت و معلول دانشکده و کالجهای مدرن مرجع و رفرنس طلب امروزین جایگاهی نداشته باشد . ولی خلاصه ی حرف من اینست که :
بوسیدن قرآن :
پذیرش خوبیهاست
که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی
درآ درآ عراقی :
که تو هم از آن مایی
که تو هم از آ
آخرین ویرایش توسط مدیر: