ایستاده ایم بر قله عشق

Tabrizli Atila

اخراجی موقت
قلم دوباره جان می گیرد تا همچنان بر آرمان های بزرگ و جاویدان مردمی ایستاده، همچون سرو تاکید کند. این قلم را شاید وقفه ای باشد، ولی قلم راوی غیرت ایران و ایرانی، ایستایی ندارد.قلم نمی ایستد روی برگ برگ کاغذ می لغزد و شعله بر دل میکشد چون از تاریخ و از فرهنگ روایت میکند و بزرگی این ملت را فریاد میزند.قلم روی کاغذ وقفه نمیکند رقص عشق میکند.هنگامی که از هدف و آرمان مردمانمان سخن به میان می آید تنها و تنها یک حد بیکران به ذهن می آید و آن تنها عظمت و افتخار ملت ایران است و بس، حال این بزرگی در ساحه علم و ادب و هنر باشد، خواه در ساحه جاودان اتحاد و آزادی.اینان همان مردمانند که از جان برای سرزمین میگذرند یک رنگ میشوند یک دل میشوند.
هنگامی که در جای جای گیتی پهناور، نامی از ایران به میان می آید، بی درنگ عظمت و فرهنگ ایرانیان در ذهن تداعی میشود.این همان هدفی است که قرن ها و قرن اجداد و نیاکانمان در تلاش در جهت نیل بدان بودند و اینک نوبت به ما رسیده است تا بدان دست یابیم.
بزرگان، مفاخر و رادمردانمان هیچگاه در پی فخر و افتخار فرد نبوده اند و تمام عمر و وقت خود را صرف غرورآفرینی برای ایران و اسلام کرده اند.آنان هرگز و هرگز در فکر قومیت گرایی و تدائی اندیشه خودکامگی نبودند آنان همان اندیشه اسلامی را در ذهن خود پرورش میدادند که (ای کسانی که ایمان آورده‏اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند; و نه زنانی زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند; و یکدیگر را مورد طعن و عیبجویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید، بسیار بد است که بر کسی پس از ایمان نام کفرآمیز بگذارید; و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند!سوره حجرات (11)))
اینک و در این برهه ی زمانی که این مسولیت خطیر بر دوش ما و امثال ما نهاده شده است، جایز نیست که بزرگی و فخر فرد و فردی را جایگزین خواست ها و اهداف جمعی بزرگ گردانیم.
از روز اول هدف بر این بنیان نهاده شد تا نام ایران اسلامی نمادی باشد از خواست های تمام ملت مظلوم و رنج کشیده ایران .ما قرار است پا را فراتر نهیم و مقدمه ظهور آخرین منجی بشری را فراهم سازیم و طنین صدای الله اکبر جهانی حضرت حجت را نظاره گر باشیم ان شا الله
در این راه افراد بسیاری آمدند و رفتند و همگی مسیری را پیمودند که میلیون میلیون ایرانی مسلمان و غیر مسلمان عاشق سرزمین عشق، در دل پرورده بودند.
برای آن کسی كه عشق آتشین عظمت مردمش را در دل دارد، هیچگاه رفتار و گفتار اشخاص جلوه ای نخواهد داشت.
امروز در برهه تاریخی به سر میبریم ،برهه ای که در آن دنیا ایستاده است به جنگ نابرابر-در رویارویی نا منصفانه-تیغهاشان افراشته - خنجرهاشان را از پشت میزنند بار دیگر
این بار نه حماسه سرا داریم نه سیاوش نه آرش-این نبرد کماندار نمی خواهد که مرز مشخص کند این بار من و تو با هم اگر باشیم میشویم آرش میشویم رئیس علی -می شویم میرزای جنگل
آنکه خونش امروز خون ستارخان است و روحش لطافت دارد از شهریار - برایش خواست ستارخان از همه چیز ارجحیت دارد که میخواست پرچم هفت دولت زیر پرچم ایران باشد.
ایران نه این ایران که در آن همه برابر بودند و برادر
ایران نه این ایران که کرد خودش را ایرانی نداند
ایران نه این ایران که بلوچ از جدایی بگویید
ایران نه این ایران که پای عرب ایران هر جا برسد توهین بشنود
ایران نه این ایران که به خاطر حق تدریس زبان ترکی نبردی هشتاد ساله پیش بیاید
برادرم و خواهرم که نامتان وام دار تحصیل آکادمیک است و مهندس خطابتان میکنند
مگذاریم اتحادمان با خون فرزندانی که پدران و مادرانشان می خواستند امروز آنها هم همچون شما نام مهندس داشته باشند -آنانیکه مردانه سر دادند تا سر نگه دارند -رفتند که من و تو امروز پشت تصویر مجازی مانیتور هایمان پیوند اتحاد ببندیم-فرزندانی که سنگر نداشتند و سنگر ساز بی سنگر نام گرفتند -فرزندانی که قامت صبر از صبوریشان خم شد.نامتان جاودانه باد نامتان را ستاره ها میشناسند.کیست که همت را نشناسند؟کیست که مهندس مهدی باکری را نشناسد؟نام خرازی را که از بحرید نام تجلایی را شریفی را-شهدای دانشجو را که خوب میشناسید؟نامتان جاوید بماند که نه ترک دارد نه فارس نه لر دارد نه بلوچ شما همه یکرنگید نامتان شهید است و بس
برادرم و خواهرم
من و تو امروز وام دار نام شهیدانیم شهیدانی که گردان گردان میرفتند و دسته برمیگشتند-شهیدانی که وقتی در صف تخریب می ایستادند نگاه نمیکردند که پشتشان کیست ترک است یا فارس چون خوب میدانستند از چه دفاع میکنند
برادرم و خواهرم
مگذاریم این خون پاک با دسیسه های خودخواهان و خودکامگان آلوده گردد.بیا فارغ از نام هر قوم و زبان و فرهنگ، غرق شویم در همدیگر، در نام جاوید وطن،بیا بشویم ملت بیدار ایران
بیا به جای آنکه برای هم سد شویم نردبان ترقی شویم
مگر من و تو از روسو کمتریم که میگفت :من دشمن تو و عقاید تو هستم اما حاضرم برای آزادی تو جانم را فدا کنم.
برادرم و خواهرم
باهم بودن و در کنار هم ایستادن ما است که همواره عرصه را بر رقیبان تنگ کرده است، پس به سادگی اجازه ندهیم که آتش گرفتگان شعله های اتحادمان، بدین سادگی به ایجاد تفرقه بپردازند.
امروز دنیا ایستاده است که ببیند چگونه من و تو به جان هم می افتیم و این خاک را تکه تکه میکنم
بر سر زبانمان با هم میجنگیم چرا نمیخواهیم زبان همدیگر را یاد بگیریم؟چرا می خواهیم همه چیز را نابود کنیم؟
البته و البته که ما نمیخواهیم اما بازیچه دست همان آتش گرفتگان از وحدتمان شده ایم .آری بازیچه شده ایم در این نبرد نامردی و خنجر از پشت زنان
دنیای نامحرمان امروز در سناریو سازی جدید خود دست بر این دشمنی ها گذاشته است که وظیفه ای خطیر دوش ما مینهد که باید بیدار شویم و همه را بیدار کنیم
برادرم و خواهرم
در رگهای هر ایرانی چه ترک چه کرد چه لر چه فارس چه بلوچ و چه هر فرهنگ زنده ایران باور کنیم که خون شرافت و قداست و پاکی و غیرت جریان دارد، پس مگذاریم که آرمان های مشترک مان دستخوش زنده باد ها و مرده بادهای فردی گردد.
من هنوز هم بر نظر خود تاکید میکنم که مدیران باشگاه مهندسان با ایجاد تالاری به نام اقوام ایرانی می توانند قدمی موثر در تحکیم پیوند ناگسستنی ایرانیان سربلند ایفا نمایند.


وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دورانها
کشور روزهای دشوار
زخمی سربلند بحرانها
ایستادی بر جنگ رودررو
خنجر از پشت می زند دشمن
گویی از ما در نهان بر ما
وطنم پشت حیله را بشکن
رگت امروز تشنه عشق است
دل رنجیده خون نمی خواهد
دل تو تا ابد برای تپش
غیرعشق و جنون نمی خواهد
شرم بر من اگر حریم تو
پیش چشمان من شکسته شود
وای بر من اگر نبینم چشم
رو به رویای عشق بسته شود
از تب سرد موجهای خزر
تا خلیجی که فارس بوده و هست
می شود با تو دل به دریا زد
می شود با تو دل به دنیا بست


بمانیم بر قله عشق​
 

Similar threads

بالا