نتایح جستجو

  1. mey گل

    مشاعرۀ سنّتی

    من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو پیش من جز سخن از شمع و شکر هیچ مگو سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو ور از این بی خبری رنج مبر هیچ مگو...
  2. mey گل

    مشاعرۀ سنّتی

    مائیم که گه نهان و گه پیدائیم گه مومن و گه یهودو گه ترسائیم تا این دل ما غالب هر دل گردد هر روز به صورتی برون میآییم
  3. mey گل

    مشاعرۀ سنّتی

    تا شمع تو افروخته پروانه شدم با صبر ز دیدن تو بیگانه شدم در روی تو بی قرار شد مردم چشم یعنی که پری دیدمو دیوانه شدم
  4. mey گل

    مشاعرۀ سنّتی

    دی میشدو گفتم صنما عهد به جای آر گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
  5. mey گل

    با آمدنت جهان را گلستان کردی

    تولدتون مبارک
بالا