نتایح جستجو

  1. فرزانه رفیعی

    دست‌نوشته‌ها

    نمی دانم دنیا را با کدامین دارو بیهوش کردند که از این همه خنجر آلوده که به قلبش میخورد فریاد نمیکند
  2. فرزانه رفیعی

    دست‌نوشته‌ها

    خسته ام خدایا از این دل که هیچ چیز آرامش نمیکند خسته ام تهی شده ام از احساس نه درد نه ترس نه آرزو نه حتی نفرت عشق که دیگر دایناسور دنیای من است منقرض شده همچون عروسکی زیبا فقط برای زیستن کوک شده ام زیستنی بی معنای زندگی خدایا دیگر زخم هایم هم نقاشی اند کی تمام میشوم یا آغازی دوباره.... خدایا با...
  3. فرزانه رفیعی

    دست‌نوشته‌ها

    برایم از روزهای شیرین نگو من بارها شنل قرمزی قصه را در چنگال گرگ دیده ام مادر بزرگ....
  4. فرزانه رفیعی

    خلوتی با خدا

    خدایا دلم برای دستات تنگ شده کاش بغلم میکردی و توبغلت حسابی گریه میکردم میدونم پیشمی ولی دلم همیشه برات تنگ میشه
  5. فرزانه رفیعی

    خلوتی با خدا

    خدایا با تمام بدیهام هنوز بنده ی توام پس رهام نکن میدونم خیلی بدم ولی از رحمتت برای خودم بخشش میخوام
  6. فرزانه رفیعی

    رد پای احساس ...

    هوایم را غبار دورغهای پر هوس پرکرده گرد دوستت دارم های شهوت آلود تمام شهر را پوشانده تمام وجودم میسوزد از آلودگی های دلهای پر تزویر خواهش میکنم بس است دارم خفه میشوم یکی دنیا را تعطیل اعلام کند
  7. فرزانه رفیعی

    رد پای احساس ...

    سرم را گرم میکنم تا سرمای دلم را تاب بیاورد
  8. فرزانه رفیعی

    رد پای احساس ...

    از تنهایی بی تو نمی گویم وقتی نیستی همه میدانند تنهایم برای روزهایی میگریم که تو با من بودی و غریبانه تنها مردم
  9. فرزانه رفیعی

    رد پای احساس ...

    حضورت را به باد می سپارم شاید با رها کردنت به من برگردی
  10. فرزانه رفیعی

    نامه عاشقانه من

    برایت از عاشقانه هایم گفتن را چه سود وقتی به زبانم آشنا نیستی وقتی ناله هایم برایت خنده دار است. ولی نگفتن از عشقت را تاب ندارم صدای سکوتم پوست شب را میخراشد وناله های بی تو بودن در تمام سلولهایم سرودی همنوا با ضزبان قلبم شده. کاره به حقیقت ندارم.... من به دروغ دل ساده لوحم دلخوشم من دلخوشم که...
  11. فرزانه رفیعی

    خلوتی با خدا

    خدای من حرف را برای کسی میزنم که از درد من خبر ندارد. تو خود هر لحظه ناظر منی چه بگویم از بندگی نکردنم و از خدایی کردن تو باز هم تنهایم مگذار دلم بی قرار است و پر درد آرامش را به من ارزانی دار
  12. فرزانه رفیعی

    اثر موسیقی

    این مسخره بازی ها چیه؟ این حرفا چیه؟پس پرنده هام بکشید که آواز نخونن چون صداشون یکی از بهترین موسیقی هاست و انسان ازش لذت میبره.بهتره به تقویمتون نگاه کنید!!!!!الان عصر ارتباطاته؟متاسفم که مردم این زمان و با وحشی یای عرب مقایسه میکنید.با همین افکار پوچ و بیهوده همه جوونامون رو از اسلام فراری...
  13. فرزانه رفیعی

    اونجوری که دوست داری از حس و حال خودت بگو...

    برای احساس کردن حسم دگر نایی نمانده دگر مدفون شده تندیس احساسم برایم آب و باران,برف و دریا نه..... دگر لب تشنه است دریای احساسم مرا مرده مپندارید من دیدم که قلبم پر تپش میزد جدا شد از وجودم پرتنش میزد مرا مرده مپندارید دلی دارم به سان کوه پر طاقت دلی ژرف و بزرگ,چون اقیانوس ولی از من جدا گشته نه...
  14. فرزانه رفیعی

    نظرسنجی مسابقۀ ادبیِ 6

    همه متن ها زیبا بودند ولی به ترتیب اگر بخوام امتیاز بدم 2 1 5
  15. فرزانه رفیعی

    جمله های كوتاه با يك دنيا معنا

    زانو نخواهم زد حتی اگر سقف آسمان کوتاهتر از قدم شود
  16. فرزانه رفیعی

    جمله های كوتاه با يك دنيا معنا

    همیشه بی وفایان بیشتر انتظار وفا دارند
  17. فرزانه رفیعی

    دست‌نوشته‌ها

    دردهایم برایم کافیست وقتی زخمه ی فریبت نمک برای زخم های کهنه ام باشد نمیخواهم مرهمت را تو خود زهری.... پادزهرت را هم نمیخواهم من از خداوندم.... محکم و استوار... بر زمین کوبیدییم کمرم را خم کردی ولی من نشکستم دوباره بلند می شوم و می ایستم قوی تر از گذشته و استوارتر از روزهای با تو بودن و آنگاه...
  18. فرزانه رفیعی

    دست‌نوشته‌ها

    داشتنت حبابیست بزرگ و بی بدیل میخواهمت با تمام وجود تو را به نظاره ایستاده ام و میسوزم در تب وصالت ولی چه کنم در آغوش بگیرمت محو میشوی نابود میشوی و من بی تو نیست میشوم ....
  19. فرزانه رفیعی

    دست‌نوشته‌ها

    سوت سوز سرمای زمستان بی تو بودن همنوا شده با زخم ساز زمین و زمانه ام... تا کی با بنوازیم ساز را نمیخواهی بیایی و بسرایی شعر با هم بودن را.....
  20. فرزانه رفیعی

    دست‌نوشته‌ها

    در دیاری که مردمانش به خیانت و پستی واژه ی جوانی را نام مینهند دیگر از دل نوشتن چگونه میسر است؟
بالا