نتایح جستجو

  1. Elham.M

    30 نكته اي كه نمي دانستيد

    30 نكته اي كه نمي دانستيد ۱. داوینچی همزمان با یک دست می نوشت و با یک دست نقاشی می کرد ! ۲. هیتلر از مکان های بسته وحشت داشت ! ۳. مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند ! ۴. هر انسان تا ۸ دقیقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است ! ۵. اغلب مارها ۶ ردیف...
  2. Elham.M

    salam azizam.mer30.to chetori?

    salam azizam.mer30.to chetori?
  3. Elham.M

    ازدواج به سبك شخصیت كارتونی شرك

    ازدواج به سبك شخصیت كارتونی شرك اخیرا زوجی در انگلستان با لباس و آرایشی شبیه به شرك و پرنسس فیونا به عقد هم درآمدند. آرایش این زوج 3 ساعت طول كشیده است. در مراسم ازدواج این زوج، 100 نفر حضور داشتند كه آنها هم با پوشیدن لباس های شخصیت های كارتون شرك در جشن این زوج شركت كردند و عروس و داماد را...
  4. Elham.M

    در وصف بهار(شعر،نثر،حكايت و ...)

    اینك بهــار اینك بهــار اینك بهــار بوی باران، بوی سبزه، بوی خاك شاخه های شسته، باران خورده، پاك آسمان آبی و ابر سپید برگهای سبز بید عطر نرگس رقص باد نغمه شوق پرستو های شاد خلوت گرم كبوترهای مست نرم نرمك می رسد اینك بهار خوش به حال روزگار! خوش به حال چشمه ها و دشت ها خوش به حال دانه ها و...
  5. Elham.M

    هر گاه عصباني هستيد، بوق بزنيد!

    هر گاه عصباني هستيد، بوق بزنيد! حتماً تا به حال اين جمله را شنيده ايد كه خشم كشنده است. در بسياري از موارد به خصوص در دنيايي كه ما در آن زندگي مي كنيم اين عبارت بسيار معني دار است. «اگر عصباني هستيد بوق بزنيد». در برخي از كشورها اين جمله را مي توان به وفور در تابلوي اعلانات نصب...
  6. Elham.M

    5 راه فرار از افسردگي عصر جمعه

    5 راه فرار از افسردگي عصر جمعه بعدازظهر جمعه که می‌شود معمولا احساس گنگی پیدا می‌کنیم؛ احساس ناخوشایندی که حتی وقتی بچه هم بودیم آن را تجربه کرده‌ایم. نوعی افسردگی خاص که اجازه نمی‌دهد از ساعات پایانی روز جمعه لذت ببریم. شاید شما هم بارها چنین احساسی پیدا کرده باشید... افسردگی عصر...
  7. Elham.M

    روز قیامت

    روز قیامت روز موعود فرا رسیده بود. تمامی گسل های روی زمین به لرزه افتاده بودند و زلزله ای به قدرت بیست و هشت «ریشتر» تمامی کره زمین رو می لرزاند و ت می داد، بطوریکه نیمکره شمالی از نیمکره جنوبی کاملا جدا شده بود. طوفانی به سرعت پانصد و پنجاه کیلومتر در ساعت، در کل سطح کره زمین...
  8. Elham.M

    داستان هاي كوتاه

    ماجرای دو گرگ ماجرای دو گرگ ماجرای دو گرگ دو تا گرگ بودند كه از كوچكی با هم دوست بودند و هر شكاری كه به چنگ می آوردند با هم می خوردند و تو یك غار با هم زندگی می كردند. یك سال زمستان بدی شد و بقدری برف رو زمین نشست كه این دو گرگ گرسنه ماندند و هر چه ته مانده لاشه های شكارهای پیش مانده...
  9. Elham.M

    بله.میتونم بپرسم چی خوبه:w20:؟

    بله.میتونم بپرسم چی خوبه:w20:؟
  10. Elham.M

    دانشگاه صنعتی بابل.شما چطور؟

    دانشگاه صنعتی بابل.شما چطور؟
  11. Elham.M

    بله.مکانیک میخونم.

    بله.مکانیک میخونم.
  12. Elham.M

    سلام.ممنون.شما خوبین؟

    سلام.ممنون.شما خوبین؟
  13. Elham.M

    سلام عزیزم.بالاخره تو هم اومدی;).من هم ورودتو به باشگاه تبریک میگم:thumbsup2:.

    سلام عزیزم.بالاخره تو هم اومدی;).من هم ورودتو به باشگاه تبریک میگم:thumbsup2:.
  14. Elham.M

    بدون شرح

    بدون شرح ... ! بدون شرح ... ! بدون شرح ... !
  15. Elham.M

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری من بنــده عــاصیم رضای تو کجاست تــاریک دلم نــور و ضیـای تو کجاست ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشی آن بیع بود لطف و عطـای تو کجاست مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری - اثر استاد محمود فرشچیان...
  16. Elham.M

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    خدا را دوست دارم خدا را دوست دارم خدا را دوست دارم خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با هر username كه باشم، من را connect می كند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی كند . خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با یك delete هر چی را بخواهم پاك می كند خدا را دوست دارم ،...
  17. Elham.M

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    راه و رسم عاشقی راه و رسم عاشقی راه و رسم عاشقی من یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد. می توانست، اما رسوایم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد. هر آن چه گفتم باور کرد و هر بهانه ای آوردم پذیرفت. هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد. اما من! هرگز...
  18. Elham.M

    داستان هاي كوتاه

    همراز یكدیگر باشیم همراز یكدیگر باشیم همراز یكدیگر باشیم در یک دهکده ای دور افتاده دو تا دوست زندگی می کردند. یکی از اونها جانسون و دیگری پیتر بود. این دو تا از کودکی با هم بزرگ شده بودند. آنقدر این دو دوست رابطه خوبی با هم داشتند که نصف اهالی دهکده فکر میکردند که ِاین دو نفر با هم برادرند...
  19. Elham.M

    داستان هاي كوتاه

    درس زندگی درس زندگی درس زندگی در آخرین روز ترم پایانی دانشگاه، استاد به زحمت جعبه سنگینی را داخل کلاس درس آورد. وقتی که کلاس رسمیت پیدا کرد، استاد یک لیوان بزرگ شیشه ای از جعبه بیرون آورد و روی میز گذاشت. سپس چند قلوه سنگ از درون جعبه برداشت و آنها را داخل لیوان انداخت. آنگاه از دانشجویان...
  20. Elham.M

    فريدون مشيري

    اشکی در گذرگاه تاریخ اشکی در گذرگاه تاریخ اشکی در گذرگاه تاریخ از همان روزی كه دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل از همان روزی كه فرزندان آدم صدر پیغام آوران حضرت باری تعالی زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید آدمیت مرد گرچه آدم زنده بود از همان روزی كه یوسف را برادرها به چاه انداختند از...
بالا