باور کن تا وقتی رسیدم خونه خودمم نمی دونستم. وقتی رسیدم داشتم وسایلم و از تو ماشین بر می داشتم، دیدم یه جعبه کلمپه هم دارم.(آخ جون!) مهران که به اندازه کافی تو ماشین کلمپه بلعید!!
نه بابا دیوونم کرد. گفت مال مهرانه. گذاشتم تو جیبم به تفاهم که رسیدید به یکیتون میدم. واسه من شده دردسر دیگه.
راستی من یادم رفت رسید زعفران و بهت بدم. تو هم که یادت رفت بگیری.
سلام بر خواهرزاده گرامی. می بینم که هنوز زنده ای!!!
زیاد که دعوات نکردن؟
ببخشید اگه دیروز چیزی که فکر می کردیم نشد. دیگه خودت ترافیکو دیدی دیگه! دفعه بعد جبران می کنیم.
سلام. خوبی؟ چه خبرا؟
بازهم بابت دیشب ببخشید خیلی معطل شدی.
شماره حسابهای موسسه که می خواستی پیدا کردی؟
http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=30421
این لینک تاپیکشه