You are using an out of date browser. It may not display this or other websites correctly.
You should upgrade or use an
alternative browser.
-
در عوض پسرت استاد دوویدنه!!!
-
یعنی تو فکر میکنی برام می تونه مهم باشه!!
-
به جاش از آب جوب استفاده می کردین خوب!
-
آره خوب، خودمم احساس کردم!
-
مثلا چی می دونی؟ قاطی هم خودتی، پسرت هم خیلی بی ادبه.
-
-
یه روزی از راه میرسه که من تو و مامانت رو با همدیگه دار می زنم. شاید این جمعه بیایم، شاید
-
هنوز معنیش رو متوجه نشدم!!! خیلی فلسفی بود!
-
کوفت، درد، مرض. هم خودت هم پسرت!
-
اِ ... مثل اینکه من اشتباه کردم. (با گوشهایی دراز!!)
-
مهران یه روزی می رسه که من تو رو از وسط به دو قسمت مساوی تقسیم می کنم!
-
راستی یادت باشه که باید از لغت زمینه استفاده کنی!
-
سلام. زهر مار. خوب نمیدونسته یعنی چی که اینجا نوشته، یه چیزی شنیده و تکرارش کرده.
خوبی خودت؟ مامان آتی حالش خوبه؟
-
سلام خواهر عزیزم. حالت خوبه؟ چرا روزا نمیای؟ باز که فقط شب میای که ما نیستیم. خوب بیا که بیشتر ببینیمت.
-
آتی جونم من دارم میرم. مواظب خودت باش عزیزم. اگه بتونم باهات تماس می گیرم. یه کار کوچولو باهات دارم.
-
مانی جان من دیگه مرخص میشم.
می بینمت فردا.
-
مرسی که این همه هوای من و داشتی جلوی مانی!!
با اجازه ت من مرخص میشم. شاد باشی
-
دمت گرم داداش خیلی آقایی!
-
من با تو فقط یه بار رفتم رفیده. اونم بار اولی که همدیگه رو دیدیم.
من یه مهتاب می شناسم. تو اتاق وسطیه س. همون و میگی؟
-