خوب خدا رو شکر.
جات خالی بود آتی!! دیروز ول کنم نبود.
من بهش نگفته بودم قضیه چیه ولی فهمیده بود. کاری بهم نداره ولی دوباره داستان شروع شد. دیروز یکی از کاندیداها رو برنامه ریخته بود که شام غریبان بریم با هم بیرون!!
ولی من پیچوندم، خودشون با هم رفتن. خودم و زدم به خواب. ولی خداییش سرم خیلی درد...