نخیر. اون عمه من بود که وقتی بهش گفتم نرو، به حرفم گوش نکرد و پاشد رفت. حالا هی بهونه الکی بیار. گفتن خالی که فایده نداره. مهم اینه که حرف گوش بدی. نباید بگی. باید اجازه بگیری. بابات که بد تو رو نمی خواد. به فکر صلاح توئه.
خودمونیما، نوشتارت خیلی مشکل داره!! ناراحت نشیا! خیلی ها اینجا من و به نام معلم ادبیات می شناسن! چون همه ش از این و اون غلط دیکته و نگارش می گیرم!
حالا این بار از گناه تو می گذرم!
تو هربار که میری با اینا بیرون یا پشت سر من حرف می زنی یا به حرف من گوش نمیدی و با زبون درازی میری پیششون یا اینکه میای میگه پیچوندیمت بابا!!!! دیدی دروغ نگفتم.
خوب خیلی نزدیکیم پس. من آخه اصلا بیرون نمیام. من از شرکت مستقیما میرم خونه. یا جای دیگه ای که کار دارم. اهل رفتن به هفت حوض و ...
آخه هربار کسی خواست من و اذیت کنه، اون رفت تو شکم طرف و نابودش کرد، اما تو هربار میای شکلک نیش باز و خنده و ... می ذاری، تازه کلی هم با ذوق و شوق تعریف می کنی!! وگرنه هیچ فرقی بین شما دو تا نیست. شما دو تا در برخورد با من متفاوت هستید.
تو هم مگه مهر میشینی؟