نتایح جستجو

  1. @ RESPINA @

    مرسی حاج خانم

    مرسی حاج خانم
  2. @ RESPINA @

    كوي دوست

    تو عزيز دلم به نسيم سحر بنويس عاشقانه کلامي به پيام تو بود تو به دفتر عشق منو بار دگر بنويس اين پرنده عاشق که ز بام تو بود همه پرواز من بودي تو بگو با پرستو ها منو دادي به من از نو تو بگو با همه دنيا من اگر عاشقي کردم تو سراپا وفا بودي تو به عشق آشنا بودي آه آه آه آه همه جا هم سفر بامن همه ي...
  3. @ RESPINA @

    كوي دوست

    ز هر جا بگذرد تابوت من غوغا به پا خيزد چه سنگين ميرود اين مرده از بس آرزو دارد!
  4. @ RESPINA @

    شعر نو

    نه هرگز شب را باور نكردم چرا كه در فراسوهای دهلیزش به امید دریچه ای دلبسته بودم. شكوهی در جانم تنوره می كشد گویی از پاك ترین هوای كوهستانی لبالب قدحی در كشیده ام. در فرصت میان ستاره ها شلنگ انداز رقصی می كنم ، دیوانه به تماشای من بیا!
  5. @ RESPINA @

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    بذار خیال کنم هنوز ترانه هامو می شنوی هنوز هوامو داری و هنوز صدامو می شنوی بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم اگه تموم قصه بود هنوز ترانه سازتم بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی روزا به فکر دیدنم شبا پر از خواب منی بذار خیال کنم تو دلتنگیات غروب که میشه یاد من می افتی تویی که قصه...
  6. @ RESPINA @

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    به هنگام فراقت زبان کام ببستم، زبان دل را چه کنم کین به فرمان عقل است و کان به ساز خود رقاص شکرا در خواب و خیالم همه نقشی است از نگارم ورنه تا شب اشک ریزان به دنبال جرعه ای شرابم یک بوسه از لبانت، سرمست باد و هوشیار نشاید آزرده خاطر، خجالت در میان است حقا بسان خورشید، زدودن سیاهی هر دم کنم کاری،...
  7. @ RESPINA @

    رفتن...

    آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست...
  8. @ RESPINA @

    رفتن...

    در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد و خاصیت عشق این است.
  9. @ RESPINA @

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    بذار خیال کنم هنوز ترانه هامو می شنوی هنوز هوامو داری و هنوز صدامو می شنوی بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم اگه تموم قصه بود هنوز ترانه سازتم بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی روزا به فکر دیدنم شبا پر از خواب منی بذار خیال کنم تو دلتنگیات غروب که میشه یاد من می افتی تویی که قصه...
  10. @ RESPINA @

    كوي دوست

    به غیر من ، اگر داری تو دلداری،بگو با من! اگر باشد به اغیارت،سر و کاری،بگو با من! اگر دست از جفا کاری نمیداری،بگو با من! اگر باشد ترا، یارا؟ دگر یاری،بگو با من! الهی تا بود عمرت،به دنیا کامران باشی
  11. @ RESPINA @

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو سجده به عشقت میزنم منجی جاودانه شو
  12. @ RESPINA @

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو سجده به عشقت میزنم منجی جاودانه شو
  13. @ RESPINA @

    كوي دوست

    آن نه عشق است كه از دل به زبان مي آيد ! وان نه عاشق ، كه ز معشوقه به جان مي آيد گو : برو در پس ِ زانوي سلامت بنشين ! آن كه از دست ملامت به فغان مي آيد عاشق آن است كه بي خويشتن ، از ذوق سماع پيش شمشير بلا ، رقص كنان مي آيد شرط عشق است كه از دوست شكايت نكنند !
  14. @ RESPINA @

    كوي دوست

    تا که بودیم نبودیم کسی کشت ما را غم بی همنفسی تا که رفتیم همه یار شدند خفته ایم و همه بیدارشدند قدر آینه بدانیم چون هست نه در آن وقت که اقبال شکست
  15. @ RESPINA @

    کوچه های تنهایی

    گرچه تو دور زمن می باشــی---- من به یادت همه شب بیدارم مثل باران بهاری همـــه وقت-----روی چــتر تو روان می بارم گرچه تو عاشق شخص دگری----من ولی عشق تورا می پویم مثل یک پرنده در صحن قفس------سوی آزاد شدن می جویم عاشقان گرچه بمیرند ولی------عشق بر جای خودش پابرجاست همچو ماهی که اگر صید شود-----عشق...
  16. @ RESPINA @

    کوچه های تنهایی

    ای دوست، قبولم کن و جانم بستان مستم کن و از هر دو جهانم بستان با هرچه دلم قرار گیرد بی تو آتش به من اندرزن و آنم بستان
  17. @ RESPINA @

    کوچه های تنهایی

    در حسرت فردای تو تقویمو پر میکنم*هر روز این تنهایی رو فردا تصور میکنم هم سنگ این روزهای من حتی شبم تاریک نیست*اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست
  18. @ RESPINA @

    شعر نو

    ماه من غصه چرا؟ آسمان را بنگر ، که هنوز بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرمو آبیو پر از مهر به ما می خندید. ماه من غصه چرا ؟ تو مرا داری و م هر شبو روز آرزویم همه خوشبختی توست....
  19. @ RESPINA @

    شعر نو

    مطمئن باش برو ضربه ات کاری بود دل من سخت شکست و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود وبه یک قلب يتيم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود تو برو برو تا راحت تر تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم
بالا