لحظاتی وجود دارند که دراز کشیده ای
خیره به آسمان
و یک چیزی مثل صاعقه وجودت را خالی میکند.
زیرلب میگویی:
دیگه مهم نیست!
... ... و یك چیزی توی زندگی ات تمام میشود
بترس از روزی که دیگر برایم مهم نباشی
اینکه چقدر از آن روزها گذشته،
یا اینکه چقدر هردویمان عوض شده ایم،
یا اینکه هر کداممان کجای دنیا افتاده ایم...
اصلا مهم نیست
باز باران که ببارد
...هر وقت که می خواهد باشد
دلم هوایت را می کند