راستی دیشب بارون اومد منو خیالت تر شدیم رفتیم تو اوج آسمون
با ابرا همسفر شدیم.از خودت برام بگو،بدون من خوش میگذره؟ دلت میخواد می اومدم یا تنها موندی بهتره؟
از وقتی نیستی تو چشام فقط شده کاسه ی خون،همش یه چشمم به دره،چشم دیگم به آسمون.
یادت میاد گریه هامو ریختم کنارِ پنجره داد کشیدم تورو خدا...