نتایح جستجو

  1. samira zibafar

    جقدر دل کندن برایم سخت شد ه از تو خواهشی دارم تا کمی از راه مرا از یاد مبر فقط کمی . . ...

    جقدر دل کندن برایم سخت شد ه از تو خواهشی دارم تا کمی از راه مرا از یاد مبر فقط کمی . . . میخواهم کمی از راه را با خیالم بدرقه ات کنم راستی عزیزم ! دوستت دارم . . .
  2. samira zibafar

    jedi? akhe fekr mikardam to addlistam bashi eyb nadare rasti in bicharea ja nadaran injori mikonan:d

    jedi? akhe fekr mikardam to addlistam bashi eyb nadare rasti in bicharea ja nadaran injori mikonan:d
  3. samira zibafar

    جقدر دل کندن برایم سخت شد ه از تو خواهشی دارم تا کمی از راه مرا از یاد مبر فقط کمی . . ...

    جقدر دل کندن برایم سخت شد ه از تو خواهشی دارم تا کمی از راه مرا از یاد مبر فقط کمی . . . میخواهم کمی از راه را با خیالم بدرقه ات کنم راستی عزیزم ! دوستت دارم . . . in ghesmate matnet kheili ghashang bod
  4. samira zibafar

    روزگاري است همه عرض بدن مي خواهند/ همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند/ ديو هستند ولي مثل پري مي...

    روزگاري است همه عرض بدن مي خواهند/ همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند/ ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند/ گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند/ آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند/ عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند/ خب طبيعي است که يک روزه به پايان برسد/ عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد
  5. samira zibafar

    روزگاري است همه عرض بدن مي خواهند/ همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند/ ديو هستند ولي مثل پري مي...

    روزگاري است همه عرض بدن مي خواهند/ همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند/ ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند/ گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند/ آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند/ عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند/ خب طبيعي است که يک روزه به پايان برسد/ عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد
  6. samira zibafar

    منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم از عشق تو..... از داشتن تو... اشک...

    منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم از عشق تو..... از داشتن تو... اشک شوق ريزم ... منتظر لحظه ي مقدس که تو را در اغوش بگيرم... بوسه اي از سر عشق به تو تقديم کنم وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هديه کنم...
  7. samira zibafar

    منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم از عشق تو..... از داشتن تو... اشک...

    منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم از عشق تو..... از داشتن تو... اشک شوق ريزم ... منتظر لحظه ي مقدس که تو را در اغوش بگيرم... بوسه اي از سر عشق به تو تقديم کنم وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هديه کنم...
  8. samira zibafar

    منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم از عشق تو..... از داشتن تو... اشک...

    منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم از عشق تو..... از داشتن تو... اشک شوق ريزم ... منتظر لحظه ي مقدس که تو را در اغوش بگيرم... بوسه اي از سر عشق به تو تقديم کنم وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هديه کنم...
  9. samira zibafar

    منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم از عشق تو..... از داشتن تو... اشک...

    منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم از عشق تو..... از داشتن تو... اشک شوق ريزم ... منتظر لحظه ي مقدس که تو را در اغوش بگيرم... بوسه اي از سر عشق به تو تقديم کنم وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هديه کنم...
  10. samira zibafar

    منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم از عشق تو..... از داشتن تو... اشک...

    منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم از عشق تو..... از داشتن تو... اشک شوق ريزم ... منتظر لحظه ي مقدس که تو را در اغوش بگيرم... بوسه اي از سر عشق به تو تقديم کنم وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هديه کنم...
  11. samira zibafar

    منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم از عشق تو..... از داشتن تو... اشک...

    منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم از عشق تو..... از داشتن تو... اشک شوق ريزم ... منتظر لحظه ي مقدس که تو را در اغوش بگيرم... بوسه اي از سر عشق به تو تقديم کنم وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هديه کنم...
  12. samira zibafar

    گفتمش دل می خری؟ پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند! خنده کرد و دل زدستانم ربود. تا به خود...

    گفتمش دل می خری؟ پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند! خنده کرد و دل زدستانم ربود. تا به خود بازآمدم، او رفته بود! دل زدستش روی خاک افتاده بود! جای پایش روی دل جامانده بود
  13. samira zibafar

    گفتمش دل می خری؟ پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند! خنده کرد و دل زدستانم ربود. تا به خود...

    گفتمش دل می خری؟ پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند! خنده کرد و دل زدستانم ربود. تا به خود بازآمدم، او رفته بود! دل زدستش روی خاک افتاده بود! جای پایش روی دل جامانده بود
  14. samira zibafar

    گفتمش دل می خری؟ پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند! خنده کرد و دل زدستانم ربود. تا به خود...

    گفتمش دل می خری؟ پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند! خنده کرد و دل زدستانم ربود. تا به خود بازآمدم، او رفته بود! دل زدستش روی خاک افتاده بود! جای پایش روی دل جامانده بود
  15. samira zibafar

    گفتمش دل می خری؟ پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند! خنده کرد و دل زدستانم ربود. تا به خود...

    گفتمش دل می خری؟ پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند! خنده کرد و دل زدستانم ربود. تا به خود بازآمدم، او رفته بود! دل زدستش روی خاک افتاده بود! جای پایش روی دل جامانده بود
  16. samira zibafar

    delam tang shode bodaaaaaa zod zod bia khob

    delam tang shode bodaaaaaa zod zod bia khob
  17. samira zibafar

    [IMG]

    [IMG]
بالا