همین که لابلای کلماتم نفس می کشی..
راه می روی..
همین که پناه واژه هایم شده ای..
همین که سایه ات هست.
همین که کلماتم از بی "تو"یی یتیم نشده اند..
کافی ست برای یک عمر آرامش..
باش..
حتی همین قدر دور..
حتی همین قدر دست نیافتنی..
برای یه دختر...
بعضی وقتا...
ته اتوبوس..
اون صندلی آخر...
کنار شیشه..
بهترین جای دنیاست..
برای آنکه مچاله شوی در خودت..
سرت را بچسبانی به شیشه..
زل بزنی به یک جای دور...
و فکر کنی به چیزهایی که دوست داری..