سلام زوینا جان...
خوشحالم که خوبی..و خوبه که خوش میگذره..
خواهش میکنم ..
من دیروز برگشتم... باورت نمیشه وقتی رسیدم تهران داشتم بال در میاوردم... نمیدونم چرا اینقدر از اونجا بدم میاد..
الان که تهرانم عالی ام..
فردا باز باید برم اونجا.. تا 13 ام...
زیاد جالب نبود... البته 2 روزش خوب بود..چون با...
تو کیستی ؟که من اینگونه بی تو بیتابم!
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم!
تو چیستی، که من از موج هر تبسم
بسان قایق سرگشته، روی گردابم!
من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه
چه کرد با دل من آن نگاه شیرین، آه!
مدام پیش نگاهی، مدام پیش نگاه...
تو هم؛ ای خوب من! این نکته به تکرار بگو
این دلاویزترین شعر جهان را،همه وقت
نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو!
((دوستم داری))؟ را از من بسیار بپرس!
((دوستت دارم)) را با من بسیار بگو!
سلام عطار جان...
خوبی؟
ببخشد..تهران نبودم ..
خوش که نه..من به زور رفتم... نت هم نداشتم..خیلی بد بود..
ممنون که به یادم بودی ...برای عکسای قشنگت هم مرسی...
مخصوصااون صورتیه..دی