خیالت راراحت کنم
دیگرنه به گل،نه به باد
نه حتی به نیلوفرگان روی مرداب
اعتقادی ندارم
اعتقادمرابخشیدم به همان بادیکه ردش روی صورتم ماند
توحق داشتی دلیل رفتنت هرچه که بود باشد
دل چرکینیم نباهیچ دستمال محبتی پاک نمیشود
دارم بخشیدن رابه نخ میکشم
صبرراخجالت میدهم
چه خوب توی دلم نبودن راکاشتی
که میان...