اره من یادمه !!!! حمید داشت گریه می کرد چون از دستت خسته شده بود که چرا هیچی یاد نگرفتی !!!![IMG]
تایید میشود
اون موقع که باید شادی میکرد!!
نه ناراحت بود که چرا نتونست تو این مدت به اندازه من بره مرخصی!!!
حمید تا کجا سوخت؟!!!!
تا اونجا!
فائزه خانم اگه این پسر یاد بگیر بود! تو 2 ماه آموزشی 45 روزش داشتم بهش یاد میدادم! یاد نگرفت!
الهه (نمکدون) از قدیم میگن شکم گشنه و کار اورژانسی دین و ایمون سرش نمیشه!
الهه من اینجام! رفته بودم دست به آب!
حسین حواست باشه میری بیرون این آشغالا رو هم ببر ... خونت بو گرفته!
سیریش خودتی! چسبیدی منو میگی چایی بلد نیستم درست کنم چکار کنم!
ولم کن بابا!
چاییمون هم تبرکه!