يادداشت هاي يک دختر
يادداشت هاي يک دختر
يادداشت هاي يک دختر
اگر من هنوز ازدواج نکرده ام…
تقصیر ساعت کاری ام است که صبح خروسخوان می روم و صلاة ظهر می آیم و شانس دیده شدن را از دست می دهم!
تقصیر خواهرم است که از شوهرش طلاق گرفت و باعث شد نظر همه نسبت به ما عوض شود!
تقصیر بابا است که آن...