ای بابا...من دیشب 3 بار اومدم اینجا...هر سه بار دیدم رفتی و با فاصله کمی هم از اومدن من رفتی!!!!
بعد دوباره اومدم دیدم رفتی....ساعت 2 بود فکر کنم... دیگه گفتم حتما دیگه نمیای...
میسی...خیلی بچه های گوگولی ای بودن...
آره..اگه ازوشن خرید نشه نمیان که روی مخ ما راه برن وقتی از صبح تا شب سر کلاسیم..
دو روز پیش قطارها هر نیم ساعت میومدن... اصلا جای نفس کشیدن نبود... درها بسته نمیشد....توی نصف ایستگاه ها توقف نداشتن...تو اون اوضاع مردم هم باهم دعوا میکردن!!!