خوب از این فاصله دور نه من میتونم شما رو درست تشخیص بدم نه شما منو
اونی که رنگش بنفش رنگ پوست تنمه (اژدها لباس نمیپوشه واسش افت داره )
حالا دیالوگتو بگو
شما میتوانید جمجمه یک مرد را بشکنید. میتوانید او را دستگیر کنید. میتوانید او را درون سیاهچال بیاندازید. اما چطور میتوانید اتفاقاتی که در حال وقوع است را کنترل کنید؟ چطور میتوانید با یک فکر بجنگید.
بن هور ( ویلیام وایلر)
دوست عزیز
تاپیک دیالوگهای ماندگاره
اینجا بحث آموزشی نیست هرچند خیلیهاشون هم آموزنده است و هم آدمو به تفکر میاندازه مثل دیالوگهای علی حاتمی
شما اگه دیالوگ قشنگی تو ذهنته بگو
فیلم آژانس شیشه ای، سلحشور در حال مذاكره با حاج كاظم تو آژانس :
شمامطمئناً تو دبستان نقشه جغرافیای ایران رو دیدید، شبیه یک گربه اس،ارمنستان،آذربایجان،ترکمنس تان،افغانستان،پاکستان،این کشورهای گوگولی خلیج فارس،کویت ، عربستان، عراق، ترکیه. می دونید نظرشون راجع به این گربه چیه؟ اگر میدونستین مطمئناً...
شاهي به اين شورهبختي، حقا نوبر روزگاره. پروگرام سفر را به قلم سياه نوشته بود انگار، آن خطاط قضا. سفر انگلستان موقوف شد، به جهت درگذشت پسر صغير ملكه انگليس. دعوت را پس خواند آن عجوزه هزارداماد
[ كمالالملك- علي حاتمي ]
ناصر الدین شاه: هنر مزرعه بلال نيست، كه محصولش بهتر شود از ستارههاي آسمان...
من بودم حاجی نصرت رضا پونصد علی فرصت آره و اینا خیلی بودیم کیریم آقامونم بود.
آره از ما نه از اونا آره که بریم دوا خوری. تو نمیری به موت قسم ما اصلاتو نخ این صوبتا نبودیم.
خلاصه نه گاز دنده جلو متل قو دربند اومدیم پایین. یکی چپ یکی راست یکی بالا یکی پایین آبجوو عرق نشستیم رو تخت.پیک اولو رفتیم...
وقتی كلاه قرمزی به قصد رفتن به جام جهانی(جام جم) راهی تهرون میشه میره خونه پسرخاله. شب, پسرخاله تو حیاط خطاب به كلاه قرمزی میگه:
" وقتی اومدی نفهمیدم كی اومده, حالا كه همه جا رو به هم ریختی فهمیدم كی اومده".