نتایح جستجو

  1. mahyam68

    مشاعرۀ سنّتی

    همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی دریغ آن سایه همت که بر نا اهل افکندی
  2. mahyam68

    مشاعره با نام کاربر قبلی

    😄 😄😄😄 البته محیا درسته با علیرضا به شعر بازی برویم خوشحال ازین خاطره سازی بشویم بعد از سالها سر زدن به باشگاه از خویش به شعر یادگاری بزنیم 😶
  3. mahyam68

    مشاعره با نام کاربر قبلی

    پیر است اما قلب او، خوب عشقبازی می‌کند در راه عشق و عاشقی خوش دلنوازی می‌کند پیران چو بینند او به ره، از شوق او سر خوش شوند یک پیر عاشق شهر را از راه بر در می‌کند
  4. mahyam68

    مشاعره با اشعار بداهه ...

    "من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی" من ندانستم ازین بنده نگیری تو سراغی آمدم در طلبت مست و پریشان و غزلخوان من ندانستم از این عهد که بستی به در آیی
  5. mahyam68

    مشاعره با اشعار بداهه ...

    تشنه ی یک جرعه ناب از بوسه رویت منم سایلی آواره در هر حلقه ی مویت منم گیسویت چون دام و من صیدی به دام آویخته مست مستم هر شب و هر روز بر کویت منم
  6. mahyam68

    امیدوارم خوب باشی خیلی زیاد دلم برات تنگ شده امیدوارم دوباره بتونم ازت سراغی بگیرم تو بهترین...

    امیدوارم خوب باشی خیلی زیاد دلم برات تنگ شده امیدوارم دوباره بتونم ازت سراغی بگیرم تو بهترین دوست من تو این باشگاه بودی ❤️
  7. mahyam68

    مشاعرۀ سنّتی

    تا کی کنم عتیبت از چشم دلفریبت روزی کرشمه ای کن ای یار برگزیده شب بخیر و مرسی از همراهی🌹💚
  8. mahyam68

    مشاعرۀ سنّتی

    تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد هر دلی از حلقه ای در ذکر یارب یارب است
  9. mahyam68

    مشاعره با اشعار بداهه ...

    شرابی ارغوانی از لبت بر من بنوشان تا شوم شوریده و مست به کویت آیم و خاکش چونان سرمه کشم برنرگس چشم خیلی قشنگ بود، کیف کردم🌹🌹 دلم من سوخت از آن آتش چشمان خمارت دل من سوخت از آن دیده ی گریان خرابت بیش ازین تلخ مکن کام من عاشق بی دل تو بیا تا که شوم مست و پریشان و فدایت
  10. mahyam68

    مشاعرۀ سنّتی

    دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
  11. mahyam68

    مشاعرۀ سنّتی

    الا یا ایها الساقی ادر کاسا ونا ولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
  12. mahyam68

    مشاعرۀ سنّتی

    شهریست پر ظریفان وز هر طرف نگاری یاران صلای عشق ست گر میکنید کاری
  13. mahyam68

    مشاعرۀ سنّتی

    دوش آگهی ز یار سفر کرده داد باد من نیز دل به باد دهم هرچه باد باد
  14. mahyam68

    مشاعرۀ سنّتی

    ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
  15. mahyam68

    مشاعره با اشعار بداهه ...

    ترسم آنست رقیبم به رخت چشم بدوزد ترسم آنست ز روی چو مهت مست بسوزد ترسم آنست لبت را به لبانش بگذارد ترسم آنست دل من پس از این کار بسوزد
  16. mahyam68

    مشاعرۀ سنّتی

    مدعی خواست که آید به تماشاگه راز دست رد آمد و بر سینه نامحرم زد
  17. mahyam68

    مشاعرۀ سنّتی

    دردم از یار است و درمان نیز هم دل فدای او شد و جان نیز هم
  18. mahyam68

    از اینستا و تلگرام و .. همه جا رفت دیگه خبر ندارم ازش. امیدوارم خوب باشه. خودمم یه مدت در پیله...

    از اینستا و تلگرام و .. همه جا رفت دیگه خبر ندارم ازش. امیدوارم خوب باشه. خودمم یه مدت در پیله بودم به جز گگس و مریم،نسترن و زوینا که تو اینستا بودن از کسی خبر نداشتم دیگه.
  19. mahyam68

    مشاعرۀ سنّتی

    خیال روی تو در هر طریق خیال روی تو در هر طریق همره ماست نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست
  20. mahyam68

    مشاعرۀ سنّتی

    تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو
بالا