هر چی پریه گیر ما افتاده این وسط پریا و پرینازمون کمه... ولی خدایی جفتشون دخترایه خوبین، بدونه اینا باشگاه صفایی نداره (هر چند با گفتن این جمله حکم مرگمو امضا کردم ولی اگه نمیگفتم حنّاق میگرفتم)
مامااااااااااااااااااااان... پری کم بود توام اضافه شدی. بابا من کلا طرز نگام به همه چی مثبته واسه بعضیا سو تفاهم میشه. جوهر این نونی بود که تو تو سفره مون گذاشتی خودتم بینه ما سه تا تقسیمش میکنی
پریسا مرگه پری یکم راحت باش ... مجبوری اینقد ادبی بگی. عامیانه حرف بزن 4 نفر دیگه هم بفهمن چی میگی. همه که مثه من به نکات پستات واقف نیستن، کلی PM واسم اومده که درخواست کردن پستاتو واسشون ترجمه کنم
شماها فلسفه کارامو بعدها خواهید فهمید... اون موقع میفهمین که چه جواهریو از دس دادین
یعنی الانه که باز یه انگ دیگه بهمون بچسبونن
که دوست داره من یا پری... من که سایه جفتتونو با تیر میزنم:D
ها یادوم اومد... اون موقعا در امفوانه جوانی بودیم
كودكي ده ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازك
چست و چابك
با دو پاي كودكانه
مي دويدم همچو آهو
الانم که در دامه این پری ببو گیر کردیم، پدرمو در اورده
[IMG]