شما چقد ناز نازی هستین :دی
من یادمه بچه که بودم مراسم مورچه کشی را مینداختم
با هر چی دم دستم بود می افتادم به جون این بیچاره با ماشین اسباب بازی از روشون رد میشدم :دی
یادمه یه بار با فامیلمون یه سنجاقک گیر آوردیم
اونم نامردی نکرد و با ذره بین سوزوندش :دی(چقدر احساس لطیفی)
بعدش با کمال احترام...