شریعتی با روحانیت مخالف بود ولی موافق علما بود. ولی هیچوقت نگفت بین روحانیون علما هم پیدا میشن. همه شو از بیخ منکر میشد. بهش هم میگفتی علما کیانند , چیزی نمیگفت. یعنی بیشتر دوست داشت کنکاش بکنه ولی پروژه رو نمی بست. یا نتونست ببنده. حرکت او مثل کتاب رمانی است که صفحات آخرش گم شده و آخر قصه ش...