نتایح جستجو

  1. آرماندیس

    فراق یار

    تو را طلب نمی کنم نه اینکه بی نیازم صبورم…
  2. آرماندیس

    چرا بد حجابها وارد مسجد میشوند ؟؟

    کی گفته اینجوریه ؟؟؟ تو حرم امام رضا نمیذارن بدون چادر وارد بشی . یه چیز جالبی چند روز پیش یکی از دوستام رفته بود نمایشگاه بین المللی ازین منکراتیا دم در بهش گیر داده بود . یارو بهش گفته بود اگه میخوای بری تو باید چادر سرت کنی !!!! (مشکل اینجا بوده که دوست ما خوشگل بوده ) حالا کی گفته دولت فقط...
  3. آرماندیس

    ثانیه های خاکستری...

    دستان دلم را به آهستگي به روي روحم ميکشم تا احساس آن را بخوانم نوک انگشتانم از صداي دلخراش آن به رعشه مي افتد به من بگوييد : در کدامين روز دشوار زندگي ام را جا گذاشته ام؟!
  4. آرماندیس

    ثانیه های خاکستری...

    گر هر ستاره ماه شود باز شب،شب است
  5. آرماندیس

    دلها همه بهاران شد از شمیم باران مه رخ نموده امشب در عید روزه داران هر کس که در دعایش یادی کند ز...

    دلها همه بهاران شد از شمیم باران مه رخ نموده امشب در عید روزه داران هر کس که در دعایش یادی کند ز یاران شیرین تر از عسل باد کامش به روزگاران ممنون دوست عزیزم . عید تو هم مبارک
  6. آرماندیس

    سلام سیروس جان . عید تو هم مبارک مرسی از عکس قشنگی که گذاشتی:gol::gol: ببخش منو خودم فهمیدم که...

    سلام سیروس جان . عید تو هم مبارک مرسی از عکس قشنگی که گذاشتی:gol::gol: ببخش منو خودم فهمیدم که خیلی کم لطفم:redface:
  7. آرماندیس

    ثانیه های خاکستری...

    من برای اتفاقات خوب زودم! اینقدر به ساعتت نگاه نکن.
  8. آرماندیس

    دلم برای خودم تنگ میشود...

    الکل تلخ است سیگار گس زندگی، خواب می آورد عشق درد
  9. آرماندیس

    ثانیه های خاکستری...

    به باد بسپار آن خاطرات را! بیهوده اشک نریز بر این گور که صاحب این گور را تعلقی به تو نیست.. خوشبینانه تر که بنگری شاید" فراموشت کرده ام" که دیگر نمی جویمت ...
  10. آرماندیس

    رد پای احساس ...

    خدايا بازهم پا درمياني كن ميان شمع و پروانه... كه يا عشق از دل پروانه پرگيرد ويا بادي رسد بر شمع ديوانه... خدايا مهرباني كن...كمي پا در مياني كن...
  11. آرماندیس

    خاطرات آن روزها...

    هشتاد ساله می شوم و باز دنبال نشانه ای از تو ام در غسالخانه لابه لای کفن ها و روز قیامت دلم شور تو را می زند آیا خداوند تو را خواهد بخشید؟
  12. آرماندیس

    زمزمه های دلتنگی(کلبه کوچک دل...)

    من دلم برای آن شب قشنگ من دلم برای جاده ای که عاشقانه بود آن سیاهی و سکوت چشمک ستاره های دور من دلم برای " او " گرفته است...
  13. آرماندیس

    دلم برای خودم تنگ میشود...

    بيهوده از دسـتهايِ من قول نگير. چشــــم هايِ من خائـن‌اند. اين را تمامِ عاشقانِ من مي‌دانند..
  14. آرماندیس

    آرزوهای گمشده...

    عادت نکرده ام هنوز ... خیال می کنم روزی باز می گردی آرام از پشت سر می آیی، مرا که به انتهای خیابان خیره شده ام دوباره به نام کوچک صدا می زنی و عمر تنهایی ام به پایان می رسد...
  15. آرماندیس

    رفتن...

    ليلاي قصه بي خبر مجنون دگر بيمار نيست تنهاي شهر عاشقان عشقي دگر در كار نيست دلبسته ي ديرين تو دلخسته شد...پا پس كشيد مجنونيش پايان گرفت حتي خيالت پر كشيد
  16. آرماندیس

    زمزمه های دلتنگی(کلبه کوچک دل...)

    عاشقانه به فووتهای کسی پشت گوشی جواب می دادم تا سحر گریه های زیر پتو به شبم قرص خواب می دادم جبر می گفت که فرو بروم: چکمه ای نا امید در گل باش! برف یکریز و سرد می بارید مادرم گریه کرد:عاقل باش! بادبادک فروش غمگینم هستی ام را به باد دادم...باد... کاری از عشق بر نمی اید مرگ ما را نجات خواهد داد
  17. آرماندیس

    گفتگوهای تنهایی

    در تاریکی های نیمه های شب که تخت خوابت از همیشه برایت بزرگتر است - آن قدر که از ترس تنهایی ِ گم شدن در آن ، از خواب می پری و ... - کابوس ها رنگ تازه ای به خود می گیرند: واقعیت
  18. آرماندیس

    رفتن...

    باید اسطوره می شدم دل کندن از کوه کندن آسان تر نبود...
  19. آرماندیس

    خاطرات آن روزها...

    كور خوانده اي! من ميان تاريكي شمعي روشن نميكنم، لعنت ميفرستم به خاطرات هرآنچه روشنايي است
  20. آرماندیس

    رفتن...

    بیخودی به دست آمده بودی بیخودی از دست رفتی نفهمیدم از کدام آسمان صاف افتادی توی دامنم نه دامن من تو را یاد چیزی می اندازد مِن بعد نه آسمان مرا یاد کسی نفهمیدم آمدنت را حیران بنگرم یا رفتنت را مات بگریم باد آورده را باد می برد؟ قبول دلم را که باد نیاورده بود!
بالا