وااااااااااااااااااایییییییییییییییی:crying:
یادش بخیر
بچه بودیم میرفتیم خونه مادر بزرگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خونشون یه ایون داشت که همیشه یه فرش پهن بود اونجا
وقتی میرسیدیم سر کوچه خودش یه حالو هوای دیگه داشت :cry:
داییم همیشه پهن بود تو ایون (دایی میگمااااااااا،ازون...