نتایح جستجو

  1. مهدیbmw

    بازگشتن آرامم نمی کند حتا به شعر راه رفتن آرامم نمی‏کند که نخواست همگامم باشد آن دیگری اما چه...

    بازگشتن آرامم نمی کند حتا به شعر راه رفتن آرامم نمی‏کند که نخواست همگامم باشد آن دیگری اما چه بگویم وقتی زخم‏ها در شعرم متولد می‏شوند و اندامم در کلمات آرامش می‏یابند تار است کلماتی که به آن دلبسته‏ایم سرد‏ است روزهایی که در آن زندگی می‏کنیم و خبری نیست از مقصدی که پیش رو داریم...
  2. مهدیbmw

    بازگشتن آرامم نمی کند حتا به شعر راه رفتن آرامم نمی‏کند که نخواست همگامم باشد آن دیگری اما چه...

    بازگشتن آرامم نمی کند حتا به شعر راه رفتن آرامم نمی‏کند که نخواست همگامم باشد آن دیگری اما چه بگویم وقتی زخم‏ها در شعرم متولد می‏شوند و اندامم در کلمات آرامش می‏یابند تار است کلماتی که به آن دلبسته‏ایم سرد‏ است روزهایی که در آن زندگی می‏کنیم و خبری نیست از مقصدی که پیش رو داریم...
  3. مهدیbmw

    بازگشتن آرامم نمی کند حتا به شعر راه رفتن آرامم نمی‏کند که نخواست همگامم باشد آن دیگری اما چه...

    بازگشتن آرامم نمی کند حتا به شعر راه رفتن آرامم نمی‏کند که نخواست همگامم باشد آن دیگری اما چه بگویم وقتی زخم‏ها در شعرم متولد می‏شوند و اندامم در کلمات آرامش می‏یابند تار است کلماتی که به آن دلبسته‏ایم سرد‏ است روزهایی که در آن زندگی می‏کنیم و خبری نیست از مقصدی که پیش رو داریم...
  4. مهدیbmw

    :gol::gol::gol:مرسی....موفق باشین:gol::gol::gol:

    :gol::gol::gol:مرسی....موفق باشین:gol::gol::gol:
  5. مهدیbmw

    ok...اما فکر نکنم خوب باشه؛البته خودمم همینطوریم!!! خوب دوست من اول که امیدوارم همیشه موفق باشی...

    ok...اما فکر نکنم خوب باشه؛البته خودمم همینطوریم!!! خوب دوست من اول که امیدوارم همیشه موفق باشی و بعد هم شبتون بخیر... امیدوارم که از سوالم ناراحت نشده باشین... با تشکر...
  6. مهدیbmw

    نه آرزو خانم؛زیاد فضول نیستم فقط کنجکاوی... میخواستم بدونم شما چرا تا الان بیدارین؟؟؟خسته...

    نه آرزو خانم؛زیاد فضول نیستم فقط کنجکاوی... میخواستم بدونم شما چرا تا الان بیدارین؟؟؟خسته نیستید؟ سوالم که ناراحتتون نکرد...اگه ناراحت شدین منو ببخشید. ممنون... ... ...
  7. مهدیbmw

    سلام آرزو خانوم... مرسی؛شما خوبین انشاءالله؟؟؟ نه شعره خودم نیست دوست من؛شعرایه خودمو براتون...

    سلام آرزو خانوم... مرسی؛شما خوبین انشاءالله؟؟؟ نه شعره خودم نیست دوست من؛شعرایه خودمو براتون خصوصی میفرستم... یه سوالی آرزو خانم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!میشه بپرسم؟
  8. مهدیbmw

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه...

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه دیوار، نه در، نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم، نه پایی که در نوردد مرزهایم، نه قلبی که بشکند سکوتم، نه ذهنی که سنگینم کند از حرف، نه روحی که آویزانم شود. من باشم و تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش...
  9. مهدیbmw

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه...

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه دیوار، نه در، نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم، نه پایی که در نوردد مرزهایم، نه قلبی که بشکند سکوتم، نه ذهنی که سنگینم کند از حرف، نه روحی که آویزانم شود. من باشم و تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش...
  10. مهدیbmw

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه...

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه دیوار، نه در، نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم، نه پایی که در نوردد مرزهایم، نه قلبی که بشکند سکوتم، نه ذهنی که سنگینم کند از حرف، نه روحی که آویزانم شود. من باشم و تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش...
  11. مهدیbmw

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه...

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه دیوار، نه در، نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم، نه پایی که در نوردد مرزهایم، نه قلبی که بشکند سکوتم، نه ذهنی که سنگینم کند از حرف، نه روحی که آویزانم شود. من باشم و تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش...
  12. مهدیbmw

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه...

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه دیوار، نه در، نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم، نه پایی که در نوردد مرزهایم، نه قلبی که بشکند سکوتم، نه ذهنی که سنگینم کند از حرف، نه روحی که آویزانم شود. من باشم و تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش...
  13. مهدیbmw

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه...

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه دیوار، نه در، نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم، نه پایی که در نوردد مرزهایم، نه قلبی که بشکند سکوتم، نه ذهنی که سنگینم کند از حرف، نه روحی که آویزانم شود. من باشم و تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش...
  14. مهدیbmw

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه...

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه دیوار، نه در، نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم، نه پایی که در نوردد مرزهایم، نه قلبی که بشکند سکوتم، نه ذهنی که سنگینم کند از حرف، نه روحی که آویزانم شود. من باشم و تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش...
  15. مهدیbmw

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه...

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه دیوار، نه در، نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم، نه پایی که در نوردد مرزهایم، نه قلبی که بشکند سکوتم، نه ذهنی که سنگینم کند از حرف، نه روحی که آویزانم شود. من باشم و تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش...
  16. مهدیbmw

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه...

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه دیوار، نه در، نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم، نه پایی که در نوردد مرزهایم، نه قلبی که بشکند سکوتم، نه ذهنی که سنگینم کند از حرف، نه روحی که آویزانم شود. من باشم و تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش...
  17. مهدیbmw

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه...

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه دیوار، نه در، نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم، نه پایی که در نوردد مرزهایم، نه قلبی که بشکند سکوتم، نه ذهنی که سنگینم کند از حرف، نه روحی که آویزانم شود. من باشم و تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش...
  18. مهدیbmw

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه...

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه دیوار، نه در، نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم، نه پایی که در نوردد مرزهایم، نه قلبی که بشکند سکوتم، نه ذهنی که سنگینم کند از حرف، نه روحی که آویزانم شود. من باشم و تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش...
  19. مهدیbmw

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه...

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه دیوار، نه در، نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم، نه پایی که در نوردد مرزهایم، نه قلبی که بشکند سکوتم، نه ذهنی که سنگینم کند از حرف، نه روحی که آویزانم شود. من باشم و تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش...
  20. مهدیbmw

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه...

    دور از این هیاهو دلم کویر می خواهد و تنهایی و سکوت و آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند. نه دیوار، نه در، نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم، نه پایی که در نوردد مرزهایم، نه قلبی که بشکند سکوتم، نه ذهنی که سنگینم کند از حرف، نه روحی که آویزانم شود. من باشم و تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش...
بالا