راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...
راه رفتن میان آدم ها
گم شدن توی کوچه ی بن بست!
تکیه دادن به سیــ ــنه ی دیوار!
بغض از دست دادن «از دست»
از نخی پاره گم شدن در باد
شورش چند بادبادک مست
شستن و پهن کردن یک عشق
بر طنابی که در تو پاره شده ست...
موفق و پیروز...