پژواک
به پایان رسیدیم اما نکردیم آغاز
فرو ریخت پرها نکردیم پرواز.
ببخشای ای روشن عشق بر ما، ببخشای!
ببخشای اگر صبح را ما به مهمانی کوچه دعوت نکردیم؛
ببخشای اگر پیراهن ما نشان عبور سحر نیست؛
ببخشای ما را اگر از حضور فلق
روی فرق صنوبر خبری نیست.
نسیمی گیاه سحرگاه را،
در کمندی فکنده ست و
تا دشتی...